بخش زنان ملل متحد و اداره مبارزه با مواد مخدر و جرم این سازمان امروز(سهشنبه، ۲۵ نوامبر) به مناسبت «روز جهانی محو خشونت علیه زنان» در یک گزارش مشترک اعلام کردند که سال گذشته ۶۰ هزار زن در سطح جهان به قتل رسیده که از این جمله ۵۰ هزار تن آنان توسط شریک زندگی و یا یکی از اعضای خانواده کشته شدهاند.
این آمار جهانی بر آخرین گزارش رسمی از وضعیت زنان افغانستان که «کمیسیون مستقل حقوق بشر» در سال ۱۳۹۹ خورشیدی منتشر کرد، مهر تایید میزند. در آن زمان کمیسیون حقوق بشر افغانستان اعلام کرد که بیش از ۹۵ درصد خشونتها علیه زنان در «خانه» صورت میگیرد. چند ماه پس از نشر این گزارش، نظام جمهوری فروپاشید و دیگر هیچ گزارش رسمی و جامعی از وضعیت زنان منتشر نشد.
چرا خانه ناامنترین مکان برای زنان است؟
امروز که جهان ۲۵ نوامبر را به عنوان «روز جهانی محو خشونت علیه زنان» گرامی میدارد، در افغانستان این مناسبت یادآور واقعیت تلختر از هر زمان دیگر است: خانه، که باید امنترین مکان برای زنان باشد، امروز برای هزاران زن افغانستانی به خطرناکترین محیط زندگی تبدیل شده است.
خشونت خانگی، خشونتی است که برخلاف خشونتهای خیابانی، دیده و گزارش نمیشود، بلکه توسط خانواده و جامعه انکار میشود و قربانیان آن بیش از هر گروه دیگر بیپناه میمانند. بخش بزرگی از زنان خشونتدیده، از ترس انگ اجتماعی، نبود پشتوانه اقتصادی، قضاوت دیگران و ساختارهای حمایتی ضعیف، مجبور به تحمل شرایطی هستند که سلامت جسمی، روانی و عزت انسانی آنان را از هم میپاشد.
تصور کنید، وقتی خانه ناامن میشود، زنان با کسانی که باید حامیشان باشند – پدر، همسر، برادر، یا سایر اعضای خانواده – بهعنوان عامل خشونت، یکجا زندگی میکنند و جامعه از آنان انتظار دارد سکوت هم بکنند.
واقعیت تلختر این است که خشونت خانگی فقط به ضربوشتم و آزار فزیکی محدود نمیشود. تحقیر، توهین، آزار جنسی، محروم کردن از حق آموزش و کار، محدودسازی فعالیت اقتصادی، ازدواج اجباری، کنترل رفتوآمد، قطع ارتباطات اجتماعی، تهدید به طلاق یا گرفتن فرزندان، همه شکلهایی از خشونت هستند که سالانه زندگی هزاران زن را خاموش میکنند. بسیاری از این خشونتها حتا در نظام جمهوری هم در قوانین به تصویب نرسیده بود و در نهادهای عدلی و قضایی جدی گرفته نمیشد.
یکی از دلایل ناامن بودن خانه در افغانستان برای زنان است که جامعهی مردسالار ما «خانه» را بیرون از حوزه نظارت و پاسخگویی میداند و این فرهنگ، ناخواسته به بازتولید خشونت کمک میکند. بسیاری از زنان میدانند که اگر شکایت کنند، نه تنها امیدی به رسیدگی عادلانه نیست، بلکه امنیت خود و فرزندانشان نیز به خطر میافتد. همین چرخهی سکوت، خشونت را پایدارتر، عامتر و عادیتر میسازد.
نبود ساختارهای دادرسی به زنان خشونتدیده
خشونت خانگی در افغانستان پدیدهی تازهای نیست، اما امروز وضعیت به جایی رسیده که زنان نه تنها در خانه امنیت ندارند، بلکه پس از خشونت نیز جایی برای پناه بردن و هیچ نهادی برای شنیده شدن صدایشان باقی نمانده است.
پس از روی کار آمدن طالبان، این وضعیت بدتر هم شده است. یعنی خانهها از قبل ناامن بود، دیگر قوانین و نهادهای دادرسی به زنان خشونتدیده هم وجود ندارد و زنان بیپناهتر از همیشه شدهاند.
در گذشته، خانههای امن برای زنان خشونتدیده، نهادهای رسیدگی به خشونت در پولیس و دادستانی، وزارت امور زنان و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان – هرچند با کمبودها و کاستیها – دستکم روزنهای برای حمایت قانونی و اجتماعی زنان فراهم میکردند. زنان اگر لتوکوب میشدند، تهدید میشدند یا زندگیشان در خطر بود، حداقل جایی وجود داشت که بتوانند به آن مراجعه کنند، پناه ببرند، صدایشان شنیده شود و گاهی فرصت نجات پیدا کنند. اما با روی کارآمدن گروه طالبان، همه این ساختارهای حقوقی-سیاسی ملغی شدند و سیستم حمایت قانونی و اداری از زنان به طور کامل فروپاشید.
خانههای امن که برای نجات جان زنان از خشونت ایجاد شده بود، بسته شد و بسیاری از زنان خشونتدیده دوباره مجبور به بازگشت به همان خانههایی شدند که در آن جانشان در خطر بود. وزارت امور زنان که بهعنوان یگانه نهاد دولتی مسوول پیگیری حقوقی و حمایتی زنان عمل میکرد منحل شد و ساختمان آن به وزارت امر به معروف و نهی از منکر سپرده شد. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز که همواره گزارش، نظارت و صدای دادخواهی زنان بود، تعطیل شد. امروز زنان خشونتدیده حتا یک اداره رسمی ندارند که بتوانند در آن شکایت ثبت کنند. حتا در موارد زیادی طالبان زنان شاکی از خشونت را بالاجبار به خانه، در نزد همسران یا پدران خشونتگرشان بازفرستادهاند.
نتیجهی این فروپاشی ساختاری، خاموش شدن کامل چرخه دادهها و اطلاعات از قضایای خشونت علیه زنان است. در چهار سال اخیر هیچ آمار رسمی و سراسری از وضعیت زنان خشونتدیده در افغانستان وجود ندارد؛ نه از تعداد قربانیان، نه از نوع خشونتها و نه از پیامدهای اجتماعی و روانی آن. خشونتهایی که زمانی دستکم ثبت و گزارش میشد، اکنون پشت درهای بستهی خانه، در سکوت و بدون شاهد باقی میماند.
در روز جهانی محو خشونت علیه زنان، جهان باید بداند که زنان افغانستان تنها قربانی خشونت نیستند؛ قربانی بیدولتی، بیپناهی و خاموشی اجباری هم هستند. زیرا اکنون در افغانستان، خانه و خیابان، حوزههای پولیس و سالنهای دادگاههای طالبان، هیچکدام فرقی از همدیگر ندارند و همگی برای زنان مکانی هستند که ممکن است در آن مورد خشونت قرار بگیرند. به همین دلیل میتوان گفت که تا روی کار آمدن یک نظام دموکراتیک و پاسخگو در کشور، تا زمان تغییر فرهنگ زنستیزانهی کنونی افغانستان و تا زمان برخورداری زنان از حقوق، آزادیها و اختیارات لازم در خانه و جامعه؛ ما را از این بیپناهی راه گریزی نیست. این زخمی است که هر روز دردناکتر و خطرناکتر میشود و هر سال شاهد افزایش آمار و انواع خشونتها علیه زنان خواهیم بود.


