نویسنده: فهیم فرواک
وقتی طالبان در اسد ۱۴۰۰خورشیدی برای بار دوم بر سرنوشت مردم مسلط شد، بسیاری امیدوار بودند که اینبار برخوردشان با جامعه و بهویژه با نظام آموزشی تغییر کرده باشد. خودشان هم مدام از «اصلاح شدن» و «تغییر کردن» حرف میزدند؛ اما حقیقتی که امروز میلیونها دانشجو – بهویژه دختران – با آن روبهرو اند، تاریکتر و نگرانکنندهتر از همیشه است.
آنچه این گروه، طی دو سال اخیر بر نظام آموزشی تحمیل کرده، از محدودیت ساده فراتر رفته است. این یک پروژهی هدفمند برای نابودی آگاهی جمعی و از بینبردن هویت فرهنگی یک نسل است. پروژهای که مصداقهای آن در اسناد و ادبیات حقوق بشری بهروشنی در ردهها و زیرمجموعهی «نسلکشی فرهنگی» قرار میگیرد. سوالی که مطرح میگردد این است که آیا طالبان آگاهی نسل آینده را هدف گرفتهاند؟ پاسخ این سوال در بررسی موارد چون: محرومسازی سیستماتیک از آموزش، دستکاری و بازنویسی نصاب آموزشی و کورکولم تحصیلات عالی، حذف فکری و تبعید مغزها و آپارتاید جنسیتی میتوانیم دریابیم.
محرومسازی سیستماتیک از آموزش
بارزترین بخش این پروژه، حذف زنان و دختران از تحصیل است. حذف یک نسل از حق دانستن. طبق گزارش رسمی سازمان ملل، دستکم ۱.۴ میلیون دختر عملا از حق آموزش محروم شدهاند. یونسکو تایید کرده که تحصیل زنان – در دانشگاههای دولتی و خصوصی – با یک دستور خشک و بیرحمانه، «تا اطلاع ثانوی» تعلیق شده است. این «تا اطلاع ثانوی»، معنایش برای هزاران دختر این است که زندگی و آیندهشان در یک مکث نامحدود گیر مانده است. آنها نه امید به بازگشت دارند، نه چشمانداز روشن. دختری را میشناسم که صنف ششم مکتب را دو بار به خاطری خواند که در سال دوم میخواست فقط در فضای آموزش و پرورش باشد. در آزمونهای چهارونیمماه و سالانهی سال دوم صنف ششماش او گریه داشت که چرا امتحان او را نمیگیرند.
یونسکو هشدار داده که پیامد محرومیت دختران از آموزش، یک عقبماندگی جبرانناپذیر برای کشور است. این عقبماندگی، نه فقط در آموزش، بلکه در اقتصاد، فرهنگ و حیات اجتماعی نیز اثرات خودش را خواهد داشت.
دستکاری ذهن نسل آینده
طالبان دروازهی مکاتب و دانشگاهها را به روی پسران باز گذاشته اند؛ اما علوم انسانی را حذف و آنرا به صورت ایدئولوژیک بازنویسی کرده اند. این گروه عملا ذهن نسل آینده را بازطراحی میکنند. طبق گزارش دویچهوله، تمامی مفاهیمی که با آزادی، حقوق بشر، دموکراسی، مشارکت سیاسی، برابری یا انتخابات سر و کار داشتهاند، نه تنها در دانشگاهها، بلکه حتی در مکاتب از کتابها حذف شدهاند. این حذف ساده چند مضمون نیست؛ این یعنی قطع رابطه نسل آینده با جهان مدرن، با حقوق شهروندی، و با مفهوم انسانبودن در جامعه امروز. در کنار آن، بخشهای مربوط به تنوع فرهنگی، زبانهای محلی و آموزش چندزبانه نیز محدود شده تا تصویری تکبعدی و مطابق میل طالبان از جامعه ارایه شود.
پاکسازی فکری
امروز با یک پاکسازی فکری (Intellectual Cleansing) مواجه هستیم. کنار زدن استادان متخصص، بستن دانشگاهها، و حذف رشتههای مهم علمی—از علوم اجتماعی گرفته تا حقوق و رسانه – بخشی از یک راهبرد بزرگتر است. یونسکو و یونیسف در تازهترین گزارش مشترکشان تصویر تکاندهندهای ارایه کردهاند: این گزارش از کمبود شدید معلم – بهویژه معلم زن – سقوط کیفیت آموزش، نبود منابع، بینظمی کامل در محتوای درسی و حتا نبود نظارت پایهای حکایت میکند. این وضعیت را اگر کنار اخراج، تبعید، زندانی کردن و شکنجه و در بدترین حالت قتل استادان مستقل بگذاریم، نتیجه واضح است: طالبان میخواهند جامعهای بدون تفکر آزاد بسازند؛ جامعهای مطیع، خاموش، بیپرسان و بدون پرسشگر.
آپارتاید جنسیتی
نمیتوان سیاستهای طالبان علیه زنان را تنها «تبعیض» نامید؛ این یک آپارتاید جنسیتی تمامعیار است. طالبان با ایجاد یک ساختار قانونی و اداری مشخص سرکوبگر، زنان را از تحصیل، کار، حضور اجتماعی و مشارکت فرهنگی حذف کردهاند. در هیچ جای دنیا، چنین محدودیتهایی که نیمی از جمعیت را از ابتداییترین حقوق انسانی محروم کند، «اقدام داخلی» یا «سیاست فرهنگی» خوانده نمیشود؛ این بهمعنای واقعی جرم علیه بشریت و آپارتاید است. یونسکو تصمیم طالبان را «نقض عمیق کرامت انسانی» خوانده و دفتر سازمان ملل در کابل نیز آن را «تبعیض سیستماتیک» اعلام کرده؛ اما آنچه امروز مردم نیاز دارند تنها ابراز نگرانی نیست.
نتیجهگیری
امروز هزاران دختر که میتوانستند پزشک، مهندس، استاد دانشگاه، خبرنگار، یا پژوهشگر شوند، در خانه نشستهاند.
با هر روز محرومیت، نهتنها آیندهی فردی آنها، بلکه آیندهی کل جامعه از بین میرود. وقتی یک نسل آموزش نبیند: اقتصاد سقوط میکند، فرهنگ ضعیف میشود، زبان و هویت جمعی آسیب میبیند، ارتباط با جهان قطع میشود و کشور بهجای پیشرفت، عقبگرد تاریخی میکند.
آنچه طالبان انجام میدهند، در واقع تلاش برای ماندن در قدرت از طریق بیسوادنگهداشتن مردم است. این یک پروژهی هدفمند برای نابودی آگاهی عمومی و کشتن آیندهی کشور است. برای مقابله با این روند، به چند اقدام فوری نیاز است: مستندسازی دقیق نقضهای حقوق بشری، ایجاد فشار حقوقی و سیاسی برای ارجاع پرونده طالبان به مراجع بینالمللی، بسیج جامعهی مدنی در برابر پروژهی تاریکسازی آگاهی، و فراهمکردن راههایی برای حفظ آموزش – حتا بهشکل آنلاین یا غیررسمی – تا آنچه از ظرفیت فکری نسل جوان باقی مانده، از بین نرود.
اتحاد فعالان حقوق بشر رفتار گروه تروریستی طالبان را در آخرین بیانیهی خود بهمناسبت روز جهانی دانشجو، «نسلکشی فرهنگی» نامیده است. این توصیف دقیق است؛ زیرا طالبان در حال حذف آگاهی، بریدن ریشههای فرهنگی و تضعیف ظرفیت فکری یک ملت است. تمامی رفتارهای طالبان، مصداقهای عینی جرم تعریفشده در اسناد بینالمللی حقوق بشر است. گروه تروریستی طالبان میخواهند شعلهٔ آگاهی خاموش شود؛ اما همانگونه که تاریخ بارها ثابت کرده، دانش راه خود را پیدا میکند. مسوولیت ما این است که این راه را باز نگه داریم، و اجازه ندهیم آیندهی کشور زیر خاکستر جهل دفن شود.


