نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

اخاذی به نام شریعت

  • سایه
  • 22 سنبله 1404
اخاذی به نام شریعت سایت

مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان که به زعم رهبران این گروه قرار است شریعت مورد نظر آن‌ها را اجرا کنند؛ رفته رفته به دستگاه اخاذی از مردم تبدیل شده اند. این مأموران زنان را بهانه‌های چون رعایت نکردن حجاب و نداشتن محرم مرد، و مردها را به بهانه‌های پوشیدن لباس خلاف فرهنگ افغانی_اسلامی، کوتاه کردن مو خلاف شریعت و داشتن خالکوبی؛ ابتدا تهدید به مجازات، بردن به حوزه پلیس و انداختن به زندان می کنند تا بتوانند از آن‌ها اخاذی کنند.

آن‌ها با ترساندن دختران و مردهای جوان، آن‌ها را مجبور می‌کنند تا پول و وسایل قیمتی‌شان را بدهند، تا پای شان به حوزه پلیس نرسد. این اخاذی‌ها به بخشی ازکار روزمره دستگاه سرکوب امر به معروف گروه طالبان بدل شده است.

این واقعیت تنها در روایت‌های پراکنده خلاصه نمی‌شود؛ بلکه هر روز زنان و جوانانی هستند که در گوشه‌ای از شهر، به خاطر «حجاب» یا «ظاهر»، مورد خشونت و توهین قرار می‌گیرند و مجبور به پرداخت پول و دادن وسایل قیمتی‌شان می‌شوند؛ تا به حوزه برده نشوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند.

ساجده قربانی که حالا از افغانستان بیرون شده، سر گذشتش را این‌گونه بازگو می‌کند: تابستان پارسال داشتم برای سفر آمادگی می‌گرفتم و برای خرید از خانه بیرون شدم. شال خاکستری و ساده پوشیده بودم، اما چند تار مویم بیرون مانده بود که واقعا فکر نمی‌کردم مورد بازپرسی قرار بگیرم، اما همین کافی بود تا افراد امر به معروف گروه طالبان مرا ایستاد کند.

او زمانی که به پل‌سرخ می‌رسد، با نیروهای امر به معرف طالبان مواجه می‌شود و هنگام رد شدن از نزدیک آن‌ها ساجده را دستور توقف می‌دهد. «با صدای بلند گفت، او دختر ایستاد شو. این چه قسم لباس پوشیدن است؟»

وقتی او توضیح می‌دهد که لباسش مشکل ندارد، یکی از آن‌ها می‌گوید موهایت بیرون است و باید خانواده‌ات به حوزه بیاید و ضمانت کند.«مرا مجبور کردند به طرف حوزه سوم بروم و وقتی نزدیک پارک آبی رسیدیم، گفتند از داخل کوچه برویم، مسیری که از لب دریا می‌رود و به انتهای کوچه حوزه می‌رسد. وقتی داخل کوچه شدیم، یکی از آن‌ها که جوان‌تر بود گفت؛ پنچ‌هزار افغانی بده بعدش آزاد استی، اول مقاومت کردم و گفتم ندارم، ولی قبول نکردند.»

همزمان که ساجده را به طرف حوزه می‌برند، موبایلش را هم می‌گیرند و وارد گالری موبایلش می‌شود و بعد با اشاره به عکس‌های خانوادگی‌اش می‌گوید؛ شما خانوادگی مشکل حجاب دارید. «داخل گالری موبایلم، عکس‌های از مراسم عروسی برادرم و جشن تولدم بود، وقتی گفتم، این عکس‌ها خصوصی است، یکی از آن‌ها با غضب گفت؛ شریعت باید در خصوصی و جمع رعایت شود.»

زمانی که نزدیک حوزه می‌رسند، او را تهدید می‌کند و می‌گوید جرم تو چند برابر است. به خاطریکه با پسر جوان دست به دست راه می‌رفتی و اگر آن پسر محرم ات می‌بود فرار نمی‌کرد. «زمانی که این حرف را زدند، مطمین شدم که این‌ها می‌خواهند از من اخاذی کنند و چاره‌ای هم نداشتم، مجبور شدم، سه هزار افغانی بدهم و خودم را نجات بدهم.»

مورد مریم نشان می‌دهد که چگونه «محرم و حجاب» برای طالبان نه یک اصل دینی، بلکه ابزار تهدید و کسب درآمد است. وقتی یک دختر جوان به بهانه‌ی چند تار مو به گروگان گرفته می‌شود و مورد اخاذی قرار می‌گیرد، روشن است که هدف، کنترل و باج‌گیری است، این روند همراه با تهدید‌های دیگر، امنیت زنان را در ساده‌ترین رفت‌وآمدهای روزانه نیز از میان برده است.

وحید «مستعار»، پسر جوانی که یک خال‌کوبی کوچک روی مچ دستش دارد و چندین بار به خاطر آن مورد آزار و اذیت طالبان قرار گرفته است، آخرین مورد را این‌گونه روایت می‌کند: «خالکوبی‌ام را قبل از آمدن گروه طالبان زده بودم، در اوایل که آستینم را بالا می‌زدم بارها اذیتم کردند. در بهار امسال یک روز از کورس به طرف خانه می‌رفتم، دکمه آستینم را نبسته بودم، خالکوبی ام از چاک آستینم معلوم می‌شد. سر کوچه کورس هر روز افراد امر به معروف ایستاد هستند، وقتی نزدیک آن‌ها رسیدم، بدون این که خودم متوجه شوم یکی از‌ آن‌ها مرا صدا زد که پیش‌اش بروم، رفتم و آستینم را بالا زد، وقتی خال‌کوبی را دید و با سیلی به صورتم زد و گفت این نشانه‌ی کافر است.»

همچنان بخوانید

شام‌های ترسناک کابل؛ روایتی از زورگیری، سرقت و بازرسی بدنی زنان

« من زشت نیستم» روایتی از تبعیض جنسیتی

«کرایه نده؛ اما فقط یک ساعت با من باش»

برای وحید، اما مساله به تهدید نمی‌رسد و او را مستقیم به حوزه می‌برد، در مسیر راه موبایلش را از او می‌گیرد. «زمانی که داخل حوزه شدیم، مرا پیش یک کانتینر ایستاد کرد و خودش رفت تا کلیدش را بیاورد و می‌خواست مرا داخل کانتینر زندانی کند، یکی از افراد طالبان که لباس سفید نداشت و نشان می‌داد که عضو امر به معروف نیست، روی یک چوکی نشسته بود، نزدیکم آمد و گفت که تعهد بده و بگو خالکوبی را پاک می‌کنم، بعد آزاد می‌شوی.»

وقتی، مأمور امر به معروف طالبان بر می‌گردد، وحید شروع می‌کند به التماس و این‌که قول می‌دهم خالکوبی را پاک کنم، پس از چند لحظه‌، او راضی می‌شود و برایش قلم و کاغذ می‌آورد و از وحید تعهد می‌گیرد. «وقتی تعهد دادم، برایم گفت؛ حالا می‌شناسمت و اگر این بار دیدم که هنوز خالکوبی داشتی، باز مراعات نمی‌کنم. وقتی میخواست مرا از حوزه بیرون کند، برایش گفتم که موبایلم پیش او است، وقتی شنید، نزدیکم آمد و گفت، به نظرم که نفهمیدی چرا به این راحتی آزادت کردم، متوجه شدم که موبایلم را پس نمی‌دهد. راستش ترسیده بودم و بارها دیده بودم که مردم را بدون دلیل لت و کوب می‌کردند و آب از آب تکان نمی‌خورد.»

وقتی وحید از حوزه بیرون می‌شود، مأمور امر به معروف دوباره دنبالش می‌آید و تأکید می‌کند که تو اصلا موبایل نداشتی و اگر این بار دیدم که خالکوبی داری، برایت بد خواهد شد.

حالا خیابان‌های کابل و دیگر شهرها به میدان باج‌گیری و درآمد برای گروه طالبان تبدیل شده‌اند؛ آنچه که به نام «امر به معروف و نهی از منکر» نامیده می‌شود، در عمل شبکه‌ای از اخاذی و تحقیر است؛ جایی که زنان به خاطر مو و رنگ لباس وپسران جوان به دلیل ظاهرشان متوقف می‌شوند و مورد اخاذی، توهین و تحقیر قرار می‌گیرند.

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: آزار و اذیت زنانامر به معروف
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
#نامم_کجاست؟ مبارزه‌ی فعالان حقوق زن برای درج نام مادر در شناس‌نامه‌ی ملی
ترجمه

#نامم_کجاست؟ مبارزه‌ی فعالان حقوق زن برای درج نام مادر در شناس‌نامه‌ی ملی

16 سنبله 1399

تی‌آر‌تی ورلد/ حکمت نوری برگردان:احمدضیا علیجانی در سال 2018، خجسته تمنا یکی از زنان تحصیل کرده‌ی افغانستان با پسرش در حال سفر به اروپا بود که از سوی مقامات محلی در فرودگاه دهلی متوقف شدند....

بیشتر بخوانید
برند بانوی شرقی به مردان واگذار شد
گزارش

برند بانوی شرقی به مردان واگذار شد

21 دلو 1401

یک مدسرا و مرکز تولید لباس‌ که در شهر نیلی، مرکز ولایت دایکندی با نام «برند بانوی شرقی» فعالیت داشت پس از محدودیت‌های شدید بر کار زنان، به مردان واگذار شد.

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN