خانم میترا قطب دانشآموختۀ رشتۀ حقوق از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل است. یکسال در دانشگاه کابل در بخش (دپارتمان روابط بینالملل) منحیث استادیار مشغول بهکار بودهاست. خانم قطب تحصیلات خود را در آلمان ادامه داد و در رشتۀ اقتصاد عامه، حقوق و سیاست ماستری خود را دریافت نمود. سپس به انگلیس رفته و ماستری دوم خود را در رشتۀ حقوق بشر بینالملل گرفتهاست. ایشان با نهادهای حقوق بشری و پژوهشی در کشورهای آلمان و بریتانیا همکاری کرده و بهمدت یکسال مجری و تهیهکننده در تلویزیون افغانستان اینترنشنال بودهاست. هماکنون در یک نهاد پژوهشی بریتانیایی در شهر لندن مشغول بهکار است.
نیمرخ: تجربۀ شخصی خانم میترا قطب از ۲۰ سال دورۀ جمهوریت چیست، چه وظایف و کارهایی را در افغانستان انجام دادهاید؟
میترا قطب: من در افغانستان بزرگ شدم، در دور اول رژیم طالبان کودکی بودم که در مکتبهای خانگی و زیرزمینی بهصورت پنهانی درس خواندم. زمانی که طالبان در دور اول حکومتشان آمدند، من در کودکستان بودم. من تا سال ۲۰۱۳ در دانشگاه درس میخواندم، بعد از ختم تحصیل در نهاد بینالمللی توسعۀ حقوق کار میکردم و بعد شامل کادر دانشگاه شدم. پس از اتمام دانشگاه نزدیک به دو سال در افغانستان بودم و بعد برای ادامۀ تحصیل به آلمان رفتم. البته از سال ۲۰۱۵ تا زمان سقوط به افغانستان سفر کردم اما بهصورت دائمی نبوده، چرا که در حال تحصیل در خارج از کشور بودم.
نیمرخ: با توجه به کاری که در افغانستان اینترنشنال انجام داده و مصاحبههایی که در رابطه به مسائل حقوق بشری انجام داده بودید، کدام ساحات را پوشش میدادید و آیا فکر میکنید که خشونت لفظی در فضای مجازی علیه زنان پس از آمدن طالبان بیشتر شده؟
میترا قطب: در زمانی که در تلویزیون افغانستان اینترنشنال کار میکردم بیشتر موضوعات حقوق بشری، زنان و حقوق اقلیتها را در گزارشهای خود پوشش میدادم. ما در برنامههایمان تظاهرات زنان و اعتراضات را پوشش میدادیم و بیشتر روی حقوق بشر، حقوق زنان، مبارزه و اعتراضات زنان تمرکز کرده بودیم و دربارۀ گزارش نهادهای حقوق بشری که دربارۀ افغانستان نشر میشد، گزارش تهیه کرده و گزارش میدادم. در طول یکسالی که در تلویزیون کار میکردم، به این خاطر که رشتۀ تحصیلیام حقوق بشر بینالملل بود و در افغانستان هم حقوق خوانده بودم، بیشتر ترجیح میدادم که تمرکز کارم روی همین مسائل باشد. در مصاحبههایی که انجام میدادم نیز بیشتر روی مسائل حقوق بشری تأکید داشتم، چرا که وضعیت زنان و گروه های قومی و مذهبی نیاز به تحقیق و پرداختن دارد. بهطور مثال: یکی از مصاحبههایم دربارۀ تحقیقی بود که چندی پیش از سوی یکی از نهادهای ناظر به حقوق بشر انجام گرفته بود با عنوان «افزایش خشونتهای آنلاین علیه زنان»، فعالان حقوق زنان در فضای مجازی بهخصوص بعد از روی کار آمدن طالبان بیشتر شده و همزمان با حضور زنان و فعالان حقوق زن در خیابانها، اعتراضاتشان، خواستههایشان و حقوق اساسیشان با خشونت گروه طالبان مواجه شدند. از شلیک گلوله گرفته تا تانکرهای فشار قوی آب برای پراکنده ساختن معترضین استفاده کردند. پس از اعتراضات خیابانی، طالبان دست به دستگیری و بازداشت زنان معترض زدند؛ زنان زیادی زندانی و شکنجه شدند. از آن پس زنان بهخاطر شناخته نشدن در فیلمها و عکسهای تظاهرات، اعتراضاتشان را به خانهها بردند و پشت درهای بسته اعتراض کردند. تنها ابزاری که در دست داشتند شبکههای اجتماعی بود و در شبکههای اجتماعی اعتراضاتشان را نشر میکردند و صدای خود را به بیرون از افغانستان میرساندند. کارزارها و کمپینهایی را در شبکههای اجتماعی بهراه انداختند و همین زنان فعال که به شبکههای اجتماعی روی آورده بودند در آنجا نیز امنیت نداشتند و مورد خشونت لفظی قرار میگرفتند. بر اساس تحقیقی که از سوی یک نهاد بریتانیایی ناظر به حقوق بشر انجام گرفته بود این خشونتها بسیار گسترده بود و زنان فعال افغانستان هدف سخنان توهینآمیز مذهبی، سیاسی و قومی قرار گرفته بودند. بر اساس این تحقیق زنان با چهار روایت مورد هدف قرار گرفته بودند: اینکه زنان از لحاظ جنسی بیبند و بارند. سنن و رسوم فرهنگی و دینی را نقض میکنند. زنان عوامل کشورهای غربیاند و اینکه به دنبال خارج شدن از کشور هستند. این تحقیق خشونت علیه زنان فعال سیاسی را در جریان یک سال از ماه جون تا دسامبر سال ۲۰۲۱ با جون تا دسامبر ۲۰۲۲ مقایسه کرده و نشان داد که در سال ۲۰۲۲ خشونت آنلاین افزایش سه برابری داشته. ناگفته نباید گذاشت که طبق این پژوهش زنان فعال و معترض حتی در پیامهای شخصی، پیام های تند و مستهجن، تصاویر غیر اخلاقی، تهدید به تجاوز جنسی و مرگ دریافت میکردند. این خشونتها نه تنها زندگی آنلاین زنان بلکه زندگی واقعی آنها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. زنان قربانی چنین خشونتهایی با اضطراب، ترس و مشکلات روحی دسته و پنجه نرم میکنند. به خودسانسوری میپردازند و مدتی از فضای مجازی و حتی رفت و آمدهای خانوادگی کنارهگیری میکنند. خشونت آنلاین باعث خواهد شد که زنان در درازمدت به میزان کمتر در شبکههای اجتماعی فعال باشند و بر مشارکت سیاسی زنان تأثیر منفی خواهد گذاشت. علاوه بر این، خشونت آنلاین باعث افزایش کنترل مردان بر رفتار و نحوۀ پوشش زنان خواهد شد و در نتیجه باعث افزایش خشونت خانوادگی میگردد.
نیمرخ: شما در چند سال گذشته بهعنوان فعال حقوق بشر کار کردهاید و از خشونت علیه زنان آگاهی دارید، شما رابطۀ طالبان با زیاد شدن خشونتها اعم از خشونت خانگی، تهدید و شکنجه، خشونت خیابانی و… را در چه میبینید؟
میترا قطب: خشونتها بر علیه زنان از گذشته وجود داشته، خشونتهای لفظی و فزیکی که بهخاطر زن بودن بر آنها اعمال میشد، اما از زمانی که طالبان قدرت را بهدست گرفتهاند، این خشونتها بیشتر شدهاست. نهتنها خشونتهای آنلاین در فضای مجازی بلکه خشونتهای خانگی نیز گسترش پیدا کردهاست. طالبان تمام نهادهایی را که در بیست سال گذشته برای حمایت از حقوق زنان ایجاد شده بود از بین بردند، وزارت امور زنان را بستند، کمیسیون مستقل حقوق بشر و دادستانی منع خشونت علیه زنان را منحل کردند، دیگر برای زنان هیچ مرجعی وجود نداشت و ندارد که برای درخواست حقوق خود به آن مراجعه کنند. بدین معنی که زنان حمایتهای حقوقی و قانونی را که در بیست سال جمهوریت کم و بیش وجود داشت از دست دادند و به همین دلیل خشونت علیه زنان به مراتب نسبت به قبل بیشتر شدهاست. علاوه بر این، در دو و نیم سال گذشته، یک نوع فرهنگ معافیت از مجازات شکل گرفته است، چرا که طالبان تمایلی به بررسی قضایای خشونت علیه زنان ندارند، خانوادهها بهخاطر مسائل فرهنگی و جامعۀ سنتی افغانستان نیز تمایل ندارند که شکایت کنند و خواستار تحقیق دربارۀ قضایای خشونت شوند. بنابراین یک نوع فرهنگ معافیت از مجازات شکل گرفته و به عاملان خشونت دست باز میدهد که هر چه در حق زنان میخواهند انجام دهند. از سوی دیگر رژیم طالبان تبعیض نظاممند علیه زنان را در پیش گرفته و انتظار نمیرود که طالبان برای حمایت از زنان قربانی خشونت اقدامی کنند. افزایش خشونت علیه زنان همچنان ریشه در محدودیتهای وضع شده از سوی این گروه دارد. بر اساس گزارشهای نهادهای حقوق بشر، سیاستهای محدود کنندۀ طالبان باعث افزایش قضایای زنکشی، ازدواجهای اجباری، کودکهمسری و خشونت مبتنی بر جنسیت به دلیل معافیت از مجازات در افغانستان شدهاست.
نیمرخ: تجربۀ زنان در بیست سال دورۀ جمهوریت به لحاظ حقوق مدنی و سیاسی چگونه بودهاست و ارزیابی شما از این دوره چیست؟
میترا قطب: زمانیکه طالبان در سال ۲۰۰۱ سقوط کردند و نظام جمهوری روی کار آمد، فرصت های زیادی برای زنان ایجاد شد. زنان دوباره اجازه یافتند تحصیل کنند، سر کار بروند و در عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فعال باشند. درست است که در بسیاری از مناطق دور افتادۀ افغانستان زنان همچنان نمیتوانستند مکتب بروند، ولی با همین محدودیتها، یک قشری از زنان آگاه در افغانستان شکل گرفته بود که توانستند در برابر طالبان ایستادگی کنند و حق خود را بخواهند. اگر امروز را با دوره اول رژیم طالبان مقایسه کنیم میبینیم که در سال های ۹۰ هیچ زنی برای مبارزه و دادخواهی به خیابان نیامد. اما حالا و در سال ۲۰۲۱ که طالبان دوباره قدرت را در دست گرفتند انتظار نداشتند مخالفت، ایستادگی و مقاومت در برابرشان صورت گیرد؛ درحالیکه زنان زیادی از روز اول ورود طالبان به جادهها برآمدند، اعتراض کردند و این امر نشان میدهد که در بیست سال گذشته، زنان نسبت به حقوق خود آگاه شده، جنبشها و گروههایی را ایجاد کرده اند؛ به ابزارهایی برای دادخواهی به حقوق خود دست یافته اند، ارتباط با دنیای خارج از افغانستان برقرار کرده اند، چه از طریق اینترنت یا پروگرامهایی که شرکت داشتند…این یکی از تغییرات بزرگی بود که در بیست سال جمهوریت اتفاق افتاد. بگذارید یک نکته را در اینجا اضافه کنم که مبارزات عدالتخواهانۀ زنان یکی از عناصر مهم در محوریت گفتوگو و اجلاسهای جامعۀ جهانی برای بهرسمیت نشناختن طالبان بوده و هست.
نیمرخ: شما گفتید که بیست سال دورۀ جمهوریت فرصت مناسبی برای زنان ایجاد کرد، آنها درس خواندند، آگاهی سیاسی پیدا کردند، جنبشها و تشکلهایی ساختند و برای همین است که زنان در صف اول مبارزه با طالبان هستند، آیا این مبارزات تأثیرگذار بوده و آیا تأثیری بر آیندۀ زنان و مشارکت سیاسیشان خواهد داشت؟
میترا قطب: حتماً تأثیرگذار است چرا که نسلهای آینده از مبارزات عدالتخواهانه زنان افغانستان میآموزند. زنان در دو و نیم سال گذشته بسیار قربانی دادند. آنها در جامعۀ شدیداً مردسالار و سنتی زندگی کرده و از دل محدودیتهای بسیار و کنترل شونده جنبش هایی را ایجاد کردند و برای بدست آوردن حقوق اساسی خود مبارزه را آغاز کردند. زنانی که به خیابانها آمدند قهرمانهای امروز و آینده خواهند بود، چرا که خطر کشته شدن، شکنجه و تجاوز را بهجان خریدند و با دانستن این مسئله که طالبان تغییر نکرده و نمیکنند، ولی باز هم به خیابان آمدند تا صدای خود و ملتشان را به گوش جهانیان برسانند. نهتنها نسلهای آینده از آنها یاد میگیرند، بلکه اعتراضاتشان الگویی شدهاست برای کشورهایی که در آنجا حقوق زنان رعایت نمیشود. وظیفۀ دیاسپورا و ما که در بیرون از افغانستان هستیم این است که بیشتر در مورد زنان افغانستان و مبارزاتشان صحبت کنیم، صدایشان را به گوش جهانیان برسانیم. در حال حاضر ابزارهایی که در اختیار جامعۀ دیاسپورا قرار دارد بیشتر از زنان در داخل افغانستان است. ما آزادی بیان داریم و خطری که آنها را تهدید میکند متوجه ما نیست. به همین دلیل ما میتوانیم در کشورهای غربی برای زنان افغانستان دادخواهی کنیم، اعتراض کنیم و صدای آنها باشیم. بهنظر من جنبش مبارزات زنان افغانستان بهقدری تأثیرگذار بوده و هست که در تاریخ عدالتخواهی و جنبش زنان افغانستان ثبت خواهد شد.
نیمرخ: شما خودتان بخشی از جامعۀ دیاسپورای افغانستان هستید، بهنظر شما جامعۀ دیاسپورا برای حمایت از اعتراض و مبارزات زنان در وضعیت فعلی افغانستان چه نقشی میتواند داشته باشد؟
میترا قطب: همانطور که گفتم، ما میتوانیم صدای زنان را به گوش جهان برسانیم و دربارۀ وضعیت افغانستان آگاهیرسانی کنیم. اکنون افغانستان تنها کشوری در جهان است که دختران بالای صنف ششم اجازه ندارند به مکتب بروند، دانشگاهها بستهاست، زنان هر روز از جامعه حذف میشوند و تنها ابزارشان همین شبکههای اجتماعی است که حتی همینجا نیز با خشونت روبهرو میشوند و مجبور میگردند به خودسانسوری بپردازند. بنابراین جامعۀ دیاسپورایی که در خارج از کشور هستیم، وظیفه داریم صدای زنان افغانستان باشیم و پیامشان را به دنیا برسانیم. توجه سیاستمداران غربی را به وضعیت اسفناک افغانستان جلب کنیم، از تبعیض گسترده و سیستماتیکی که طالبان علیه زنان افغانستان اعمال کردهاند به جامعۀ جهانی بگوییم. تلاش کنیم که جهان طالبان را بهرسمیت نشناسند و با آنها تعامل نکنند. از همه مهمتر، نگذاریم که وضعیت افغانستان از صحنۀ خبرهای روز دنیا حذف شده و به فراموشی برود. متأسفانه ما میبینیم که اعتراضات خیابانی زنان بهعلت خطر بازداشت و شکنجه کم شده و بیشتر داخل خانهها انجام میشود. تنها امکان نشان دادن این نوع اعتراضات در شبکههای اجتماعی فراهم است، ما بهعنوان دیاسپورا نباید اجازه بدهیم این مسئله کمرنگ شود و از زنانی که در افغانستان فعالیت میکنند حمایت کنیم، از طریق نوشتن و شرکت کردن در برنامههای متفاوت و صدای معترضان باشیم.
نیمرخ: در مورد زنان و آیندۀ افغانستان پیشبینیتان چیست، چه نوع نظام سیاسی را برای آیندۀ افغانستان متصور هستید و جایگاه زنان را در مشارکت سیاسی افغانستان چگونه میبینید؟
میترا قطب: هرچند اوضاع جاری در افغانستان بسیار پیچیده است ولی رژیم گروه تروریستی طالبان پایدار نخواهد بود. زنانی که امروز برای حقوق همۀ زنان افغانستان مبارزه میکنند، باید در رأس هر حکومتی که در آینده شکل میگیرد حضور داشته باشند و نقششان نادیده گرفته نشود. اگر نادیده گرفته شود، جفای بزرگی بر تمام زنان است. زنان قربانی اصلی رژیم طالبان اند و واقعاً ناعادلانه خواهد بود که تمام هزینههای سنگینی که پرداخت کرده اند، نادیده گرفته شود و دوباره یک گروهی از مردان برای سرنوشت زنان افغانستان تصمیم بگیرند. در هر نوع نظام سیاسی که در آیندۀ افغانستان شکل بگیرد، زنان باید حقوقی برابر با مردان داشته باشند. از سوی دیگر، افغانستان کشوری است متشکل از گروههای قومی و مذهبی مختلف، بنابراین مشارکت همۀ گروهها در نظام سیاسی آیندۀ افغانستان یک امر بنیادی است و باید منعکس کنندۀ حقوق و خواست همه باشد. نظام متمرکز که در آن قدرت در دست یک گروه باشد هیچزمانی باعث ثبات سیاسی در افغانستان نخواهد شد. بنابراین تقسیم منصفانۀ قدرت میان همۀ گروهها بر خلاف تمرکز قدرتی که در قانون اساسی دوران جمهوریت تسجیل یافته، راهحل مناسبی برای ثبات سیاسی در کشوری مثل افغانستان خواهد بود. چنین نظامی که بر مبنای تقسیم منصفانۀ قدرت و عدم تبعیض میان اقوام شکل بگیرد بهنفع شهروندان افغانستان خواهد بود و قانون اساسی که قرار خواهد بود با شکلگیری نظام جدید تصویب شود، باید بر اساس اصول تقسیم قدرت و توجه به تنوع قومی و کثرت جامعۀ افغانستان تصویب گردد. چنین اقدامی ثبات سیاسی، عدالت و تنوع قومی، مذهبی و زبانی در کشور را تضمین خواهد کرد.


