«شال سبزی را بر سر و حلقهای را بر انگشتاش انداختند.» اینگونه، آرزو را با پسری که سالها در سویدن زندگی داشت، نامزد کردند. داماد، در محفل حضور نداشت؛ در خارج از کشور بود. هردو خانواده از این پیوند خوشحال بودند. از یک طرف، داماد از اقارب پدری آرزو بود و از طرف دیگر، دختر و پسر، از آوان کودکی همدیگر را دوست داشتند.
آرزو با حمایت همسر آیندهی خود تحصیلات دانشگاهی را شروع کرد. روستای خود را ترک کرد، کوه و کوتل را پیموده و خود را به پایتخت رساند. در رشتهی پرستاری دانشگاه طبی کابل به تحصیلات خود آغاز کرد. زندگی و تحصیل در شهر و محیط جدید برای او آسان نبود. با تمامی دشواریها مقابله کرد. امید به آیندهی روشن تنها دلگرمی او بود تا با تمامی چالشهای زندگی فعلی کنار بیاید.
زندگی دانشجویی
در خوابگاه دانشگاه کابل چند دوستی پیدا کرده بود که باهم در یک اتاق دانشجویی زندگی میکردند.اما گشتوگذار در محیط خوابگاه آزاد نبود. قیوداتی از سوی مدیر خوابگاه وضع شده بود. علاوه بر آن، حجم درس و فشارهای محیط، زندگی پراسترسی را بر او رقم زده بود. مدتها گذشت. ناگهان متوجه شد که حدود پنج ماه شده حتا یکبار هم قاعدگیاش را تجربه نکرده است.«قبلا هم برایم اتفاق افتاده بود. یکبار تا 3 ماه پریودم تاخیر داشت. اینبار وقتی متوجه شدم که پنج ماه است که پریود نشدم، کمی ترسیدم.»
آرزو با آنکه دانشجوی پرستاری بود، اما مواجه شدن با این مشکل، برایش دشوار بود. ابتدا موضوع را با دوست خود درمیان گذاشت. سپس تصمیم گرفت نزد یک قابله یا متخصص امراض زنانه برود. قابلهای در یکی از کلینیکهای دولتی، پس از انجام معاینات، به او توصیه کرد تا برای تنظیم قاعدگیاش «قرص ضد بارداری» مصرف کند. علاوه برآن، برایش توصیه کرد تا رژیم غذایی سالم و خواب کافی داشته باشد. از طرفی هم، استرس خود را کنترل کند.
مصرف قرص ضدبارداری از سوی برخی پزشکان زنان و زایمان با توجه به شرایط و علت اختلالات در پریود، برای تنظیم قاعدگی تجویز میشود. به باور داکتر نسا محمدی، متخصص امراض زنان و زایمان، اگر اختلالات قاعدگی ناشی از عدم تعادل هورمونی باشد برای رفع آن، قرص ضدبارداری تجویز میشود تا اختلالات هورمونی ازبین رفته و قاعدگی به حالت طبیعی برگردد.
او در مصاحبه با نیمرخ در این مورد افزود:«یکی از عوامل اصلی و بسیار مهم اختلالات در قاعدگی، استرس و اضطراب است. از کاهش یا افزایش خونریزی گرفته تا افزایش درد و ایجاد مشکلات تخمدان، هورمون وغیره، همه ناشی از این مشکل است. دلیل اصلی هم این است که وقتی میزان استرس افزایش پیدا میکند، هورمون کورتیزول در بدن شروع به بالارفتن میکند که در نتیجه، اختلال در سطح طبیعی عملکرد تخمدان و هورمونها به وجود میآید.»
به گفته داکتر نسا محمدی، قرصهای ضدبارداری علاوه بر جلوگیری از بارداریهای ناخواسته، برای تنظیم قاعدگی، درمان آکنه پوستی وابسته به هورمون، درمان بیماری اندومتریوز، مشکلات تخمدان و خونریزیهای نامنظم نیز ازسوی متخصصین زنان و زایمان تجویز میشود.
زمستان بربادی آرزو
سمستر خزانی به پایان رسید. آرزو، برای رخصتی زمستانی راهی روستا و خانهاش شد. تلخترین فصلی از زندگیاش در این رخصتی رقم خورد. بعد از برگشت به خانه، وقتی اعضای خانوادهی نامزدش به دیدار او آمدند. خواهر شوهرش متوجه قرص ضدبارداری در بین وسایل او شد. این موضوع را به برادر و خانوادهاش اطلاع داده و گفته بود که معلوم نیست آرزو درکابل مرتکب چه خطایی شده که قرص ضدبارداری میخورد.
به دنبال آن، خانوادهی آرزو نیز از خانواده نامزدش حمایت کرد. دراولین اقدام، او را از ادامهی تحصیل منع کردند. تلاش آرزو برای فهماندن هر دو خانواده حتا نامزدش بینتیجه ماند. «نامزدم که از کودکی همدیگر را دوست داشتیم به من اعتماد نکرد. وقتی از خانوادهاش شنید، بیدرنگ مرا سرزنش کرد. اصلا فرصت نداد تا برایش اصل موضوع را توضیح بدهم.»
آرزو میگوید که در جریان درس دانشگاه، مرتب با نامزدش تماس میگرفت و ساعتها باهم قصه میکردند؛ اما در مورد وضعیت سلامتیاش مخصوصا وقتی که دچار اختلال قاعدگی شده بود، نتوانسته بود با نامزدش در این مود صحبت کند. «راستش در این مورد هیچگاهی جرات نکرده بودم همرایش صحبت کنم. نه اینکه بترسم بلکه به این خاطر که همیشه برای ما ننگ و شرم است تا در بارهی بدن و یا عادتهای ماهیانه در خانه صحبت کنیم. من حتا با نامزدم هم نمیتوانستم در این مورد آزادانه صحبت کنم؛ اما مادرم در جریان بود.»
آرزو افزود:«خانوادهی نامزدم فکر میکردند چون نامزدم در خارج از افغانستان زندگی میکند، من در نبود او و خانوادهام خدا ناخواسته کارهای نا مشروع میکنم و برای جلوگیری از باردار شدن، تابلیت مصرف میکنم.»
آرزو با نشان دادن نسخه کلینیک هم آنان را متقاعد نتوانست که خطایی در کار نبوده بلکه به دلیل مشکل صحی این دوا را مصرف میکرده است. تصور اینکه آرزو تنها برای منظم شدن پریودش تابلیت ضد بارداری مصرف میکند، در ذهن هیچکسی نمیگنجید. همه او را به «انجام کارهای نا مشروع» متهم کرده بودند. «اولین کسی که مرا زیر مشت و لگد گرفت، برادرم بود. میگفت که عزت او و خانواده را لکهدار کردهام.»
لغو نامزدی
پس از تنش های زیاد بین هردو خانواده و انصراف پسر از ازدواج با آرزو، پیوند نامزدی آنها بهم خورد؛ پیوندی که بر اساس عشق و علاقهی دوران کودکی شکل گرفته بود، با یک سوءظن برهم خورد.
پس از آن، آرزو را در خانه زندانی کردند. وقتی آرزو نتوانست بیگناهیاش را در برهم خوردن این پیوند ثابت کند، چهاردیواری خانه را هم تحمل نتوانست. بعد از دوماه زندگی در شکنجه، سرزنش، توهین و تحقیر، مجبور شد خانه را ترک کند. دختری از دوستان آرزو که هماتاقیاش در خوابگاه بود به او کمک کرد تا از خانه فرار کند.
فصل جدید زندگی
آرزو وقتی با همکاری دوست خود از خانه فرار میکند با یکی از خویشاوندان او ازدواج میکند. آرزو و همسرش که همدانشگاهی هستند، با تعهد برخورداری از حق تحصیل، کار و تعهد وفاداری در زندگی مشترک، عروسی میکنند.
همسر آرزو در جریان ماجرای برهم خوردن نامزدی قبلی او بوده است. یک سالی که در دانشگاه او را می شناخت، برخلاف خانوادهی آرزو و نامزد سابقش، او آرزو را درک کرد و برایش فرصت داد تا با مشکلاتی که دارد کنار بیاید. «شوهرم هم دانشجوی پرستاری بود. خیلی راحت به من فرصت داد که با این موضوع کنار بیایم. به کمک او و داروهایی که مصرف میکردم دوباره سلامتیام را به دست آوردم.»
آرزو پس از فرار از منزل پدر، دیگر راههای ارتباطی با خانوادهاش را قطع کرد. با حمایت بزرگان محل زندگی همسرش در غزنی، آنها بدون اجازهی پدر ومادر آرزو، با هم نکاح کردند.
آرزو هرازگاهی تنها با مادر خود تماس میگیرد؛ اما پدر و برادرش در پی فرار او از خانه، مرگ او را ترجیح دادهاند. «پدرم گفته بود که دیگر نمیخواهد مرا زنده ببیند.»
در پی آرزوی همیشگی
پس از سلطهی دوباره طالبان بر افغانستان و مسدود شدن دروازهی دانشگاهها به روی دختران، آرزو مانند هزاران زن و دختر افغانستانی، دوره تحصیلی او ناتمام ماند و خانه نشین شد. او که اکنون مادر دو کودک است، می گوید که هنوز امیدوار است روزی بتواند در رشتهی پرستاری دوباره فرصت تحصیل و کار پیدا کند. هدف او از تحصیل و کار در بخش صحت این است که به زنان و دختران کمک کند تا از سلامت بدن و بهداشتهای فردی شان آگاه شوند و از طرفی هم بتوانند اختلالات هورمونی، امراض زنانه و موضوعات مهم سلامت شان را به موقع شناسایی و از خود مراقبت کنند.
او میگوید:« به واقعیت که زنان ودختران در مورد مشکلات و امراض زنانه نمیتوانند با خانواده صحبت کنند. من میخواهم که هیچ زن و دختری قضاوت نشود. خودشان باید به این آگاهی برسند.»


