روز: 4 سرطان 1404

هرگز پدرم را نمی‌بخشم!

نویسنده: نریمان به برادرش زنگ می‌زنم. آدرس را می‌گوید. آماده‌ی رفتن می‌شوم. به بندر می‌روم. سوار والگای قراضه‌ای می‌شوم. راننده که پیرمرد سال‌خورده‌ای است، صبر می‌کند که سواری‌اش تکمیل شود. ...