نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

کدبانوی خانه؛ رحمانه میان رنجوری مادر و حسودی خواهر

  • ارزگانی
  • 30 میزان 1402
A52

نویسنده: سلیمه

رحمانه، دختری‌ست که در هشت سالگی از محبت پدر محروم شده. او سه خواهر و دو برادر دارد. برادرانش همه از او کوچک‌ترند و یکی از خواهرانش نیز از او بزرگ‌تر است. وقتی پدر رحمانه از دنیا می‌رود، رحمانه دوشادوشِ مادرش لباس پسرانه به تن کرده و به کارهای زمین، باغ و تمام مسوولیت‌های بیرون از خانه رسیده‌گی می‌کند و در کارهای خانه نیز می‌کوشد با خواهر بزرگ‌ترش همکاری داشته باشد.

 خواهر بزرگ اما آدم پرخاشگر و تندخُلقی بوده که در کارهای خانه به رحمانه بسیار سخت گرفته، درحالی‌که می‌دانسته او به‌دلیل مصروفیت در کارهای بیرون از خانه وقت و انرژی کافی برای انجام کار خانه ندارد.

رحمانه در ششماه سال مجبور بوده از طرف شب زمین‌های مزروعی‌شان را آبیاری کند، چون از طرفِ روز یا هوا خیلی گرم است و یا هم نوبتِ آب به زمینِ آن‌ها نمی‌رسد. نبود پدر باعث ‌شده کسی حقِ آبیاری آن‌ها را در جریان روز رعایت نکند. شب که همۀ مردان با خیال آسوده از آبیاری زمین‌های‌شان به سمت خانه‌ می‌رفتند، رحمانه با مادرش از خانه بیرون می‌رفته تا راهِ آب را باز کرده و زمین‌شان را آبیاری کند. بسیاری از شب‌ها رحمانه تا صبح بیدار می‌ماند و زمین را آبیاری می‌کرد، درحالی که خواهرش آرام در بستر گرم و راحت می‌خوابید و فردا بدون این‌که به رحمانه اجازۀ استراحت دهد، او را مجبور می‌کرد در کارهای خانه نیز سهم فعال داشته باشد.

رحمانه می‌گوید: «من به‌دلیل مصروفیت در کارهای بیرون از خانه، یاد نداشتم درست لباس بشویم، بستر خواب را منظم کنم، غذا بپزم، تمیزکاری و جاروب کنم؛ اما با این‌حال خواهرم یک لباس را سه بار سرم اوتو می‌کرد و هربار می‌گفت درست اوتو نکردی و دوباره کوشش کن. هر صبح به‌خاطر چیدن و منظم کردنِ لحاف و کمپل‌ها همراهم جنجال داشت؛ یک کمپل را چندین‌بار سرم باز و بسته می‌کرد و بستر خواب را چندین‌بار سرم بالا و پایین می‌کرد و در نهایت می‌گفت هنوز منظم نشده است. او اذیت شدنِ من در کار خانه را تماشا می‌کرد و لذت می‌برد. وقتی غذا می‌پختم و غذا خراب می‌شد، مجبورم می‌کرد همۀ غذا را به‌تنهایی بخورم و تا مدت‌ها اشتباهم را مایۀ تمسخر و سرزنشِ من نزد دیگران می‌ساخت.»

دست‌های رحمانه همیشه به‌دلیل انجام کارهای شاقه در بیرون از خانه زخمی می‌شد اما بازهم خواهرش از او می‌خواست که لباس‌هایش را خودش به‌تنهایی بشوید. «خواهرم لباس مرا نمی‌شست و مجبور بودم لباس‌هایم را کنار جوی ببرم و با پا‌هایم تمیز کنم؛ چون دست‌هایم همیشه به‌خاطر جمع‌آوری هیزم از کوه و صحرا و شکستن چوب زخمی بودند و شب‌ها به‌خاطر درد زخم‌هایم خواب نداشتم. هوای قریه نیز خشک بود و ما هم دسترسی به مواد مرطوب‌کننده نداشتیم و زیادتر اوقات با مسکه و روغن دست‌هایم را چرب می‌کردم تا از زخم و ترکید‌گی بیشتر جلوگیری شود.»

رحمانه بارها به‌خاطر رفتارهای آزاردهندۀ خواهرش نزد مادر شکایت می‌برد، ولی هربار از سوی مادر این نصیحت‌ها را می‌شنود: «تو کوچک‌تر هستی و هرچه خواهر بزرگت می‌گوید را انجام بده و در مقابلش زبان‌بازی نکن. وقتی کارهای بیرون را تمام کردی و خانه آمدی، ببین کدام کارها باقی مانده و خودت آن‌ها را انجام بده تا صدای خواهرت بلند نشود.»

وقتی رحمانه می‌گفت که کارهای بیرون سخت و کارهای خانه آسان است و خواهرش که در هوای گرم‌وسرد بیرون نمی‌باشد، در هنگام گردوخاک و توفان‌ در کوه و صحرا نمی‌باشد، در شب تاریک مجبور نیست بیرون برود، چرا این‌همه زحمتِ او را درک نمی‌کند و مدام به فکر اذیت کردنش به بهانۀ کارهای خانه است که او واقعاً طریقۀ درست انجام‌ دادن‌شان را بلد نیست؛ مادرش این‌گونه به رحمانه پاسخ می‌داده: «چه کار کنم، هرقدر نصیحتش کنم درست نمی‌شود؛ اما تو اگر مادرت را دوست داری، کوشش کن با خواهرت مدارا کنی، جنگ و قهرِ شما مرا بسیار رنج می‌دهد. یادت باشد که کسی از کار کردنِ زیاد نمی‌میرد و هرقدر زحمت بکشی، برای خودت و آینده‌ات خوب می‌شود. خواهر بزرگت با نصیحت‌های من تغییر نکرد و قدر تو را نفهمید، اما تو به گپ‌هایم گوش بده، تغییر کن، قدرِ برادرها و خواهرهای کوچکت را بفهم و مواظب آن‌ها باش!»

نصیحت‌های مادر بالاخره باعث می‌شود رحمانه تمام فشارها را صبورانه تحمل کند، بدون این‌که بهانه‌یی به دست خواهرش بدهد، به تمام کارهای داخل و بیرونِ خانه رسیدگی کند و رفته‌رفته متوجه شود که به لطف نامهربانی‌های خواهرِ بزرگش در انجام کارهای خانه نیز مهارتِ کامل پیدا کرده‌ و تبدیل به «کدبانو» شده‌ و تعریفش در قریه سرِ زبان تمام مردم افتاده است.

در همین اواخر، بیشتر از ده خانواده به خواستگاری‌ رحمانه آمده‌اند و هرکدام کوشش کرده‌اند او را عروسِ خانۀ خود بسازند. اما در عوض هیچ‌کس به خواستگاری خواهرش نیامده و این واقعیت باعث شده که رحمانه مورد حسادت و بدرفتاریِ غیرقابل کنترولِ خواهرش قرار بگیرد؛ چنان‌که با آمدن هر خواستگار تنش‌ها و مشکلات در خانه بالا می‌گیرد.

همچنان بخوانید

اجرای نقش مأموران طالب، توسط مردان در خانه

جنبش‌های زنان و نهادهای مدنی خواستار بازنگری فوری سفارت افغانستان در لاهه شدند

پیوستن ناروی با تعریف تجاوز بر اساس مفهوم «عدم رضایت»

رحمانه می‌گوید: «اکنون بدرفتاری‌های خواهرم برای من قابلِ هضم‌ودرک شده و از او دیگر هیچ توقعی ندارم. اما مادرم پیر و ضعیف است و از تماشای رفتار نادرستِ دختر بزرگش رنج فراوان می‌برد و من نیز از رنجِ مادرم و این‌که کاری برای او انجام داده نمی‌توانم، سخت در عذابم!»

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: حقوق بشرقصه زنان
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!
روایت

آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!

29 ثور 1403

برنامۀ ترویج تفکر طالبانیسم بین جوانان و محصلین. هم‌چنان؛ نگران آن است که واقعاً این خزعبلات و برنامه‌ها، فکر محصلین را مغشوش کرده و در ذهن آن‌ها جای گیرد‌. اگر این برنامه عملی شود؛ جوانان...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN