نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

سکوت اجباری

  • صنوبر
  • 13 دلو 1401
دادستان-های-زن-افغان

یک ماه پس از تسلط گروه تروریستی طالبان بر افغانستان، قضات و دادستان‌های زن نیز از دستگاه عدلی و قضایی برکنار شدند. زنان قربانی خشونت و تجاوز که در خانه‌های امن به سر می‌بردند توسط طالبان به زندان‌ها منتقل شدند. سپس پرونده‌های مربوط به خشونت و تجاوز بر زنان در دادگاه تعلیق شد.

حالا حدود یک‌ونیم سال است که زنان در دادگاه‌های تحت کنترل طالبان نمی‌توانند علیه عاملان خشونت و تجاوز پرونده تشکیل دهند و یا پرونده‌ی طلاق باز کنند؛ زیرا هیچ فرد و نهادی حق وکالت مستقل از زنان قربانی را ندارد و در مواردی که زنان و یا خانواده‌‌های زنان قربانی خشونت، خواهان طلاق یک زن می‌شوند به جای تشکیل پرونده در دادگاه، برای دسترسی به عدالت غیررسمی، به شورای علما و یا متنفذان قومی رجعت داده می‌شوند.

سرنوشت قضات و دادستان‌های زن

انسیه (اسم مستعار) ۴۵ ساله، یکی از قضات زن در دادگاه سابق افغانستان بود. او که اکنون خانه‌نشین شده، معتقد است که در نبود قضات دادستان و وکلای مدافع زن، زنان قربانی خشونت از دسترسی به عدالت رسمی محروم شده‌اند.

به گفته‌ی انسیه، به خاطر همین محرومیت از دسترسی به عدالت است که زنان برای نجات از یک نوع خشونت به خشونت حادتر متوسل می‌شوند و در مواردی وقتی زنان هیچ راهی برای نجات از زندگی خشونت‌بار نیافتند اقدام به خودکشی می‌کنند.

انسیه می‌گوید: «وقتی حق کار و تحصیل زنان گرفته شد، به خاطر تأثیرات مخرب روانی، صحت روانی زنان نیز آسیب دیده است، اما مردان خانواده بدون درک از وضعیت زنان آن‌ها را مورد خشونت قرار می‌دهند و وقتی زنان هیچ دادرسی برای دسترسی به عدالت نمی‌بینند ناامید می‌شوند و ممکن دست به خودکشی بزنند.»

او هشدار می‌دهد که سازمان‌های حقوق بشری نباید در نبود مشارکت سیاسی زنان در دستگاه عدلی و قضایی با طالبان تعامل کند.

انسیه می‌گوید که در این مدت او نیز بارها از سوی همسرش مورد خشونت قرار گرفته اما سکوت کرده است.

اکثر قضات و دادستان‌های زن پس از منفک شدن از وظایف، افغانستان را ترک کردند اما تعدادی که موفق به ترک کشور نشدند به دلیل هراس از زندانیانی که قبلا توسط آن‌ها مورد تحقیق قرار گرفته و یا حکم زندان دریافت کرده بودند، زندگی مخفیانه‌ای دارند و در نبود کار و درآمد مالی در شرایط بسیار سخت اقتصادی به سر می‌برند.

نظیفه(اسم‌ مستعار) ۳۳ ساله، یکی از دادستان‌های زن در کابل می‌گوید که زندگی مخفیانه و سخت را تجربه می‌کند زیرا او سرپرست یک خانواده پنج نفری است اما از شغلش برکنار شده است و دیگر هیچ فرصت کاری برای او نیست تا مخارج خانواده‌اش را تأمین کند.

«از یک طرف بیکاری و از طرف دیگر مسئولیت سنگین سرپرستی خانواده، در بین این دو حیران مانده‌ام چه کار کنم، برادر ده ساله خود را در یک دکان خوراکه فروشی برای صفایی و شاگردی فرستادم و شب‌ها با ده تا نان خشک به خانه می‌آید، دیگر چیزی خریده نمی‌توانیم.»

همچنان بخوانید

خشم از جمهوریت و ترس از امارت

حضور زنان ورزشکارِ افغانستانی در المپیک آسیایی «چین»

فعالان حقوق زن در تبعید؛ از بی‌سرنوشتی تا خطر زندان و اخراج اجباری

نظیفه پس از آن سرپرست خانواده‌اش شد که به دلیل خشونت‌های خانوادگی از شوهرش جدا شد.

او می‌گوید: «قبل از طالبان برای زنان قربانی خشونت کار می‌کردم، اما وقتی طالبان وظیفه‌ام را گرفت و خانه‌نشین شدم شوهرم به جای حمایت از من، برای اولین بار مورد ضرب‌وشتم قرار داد. می‌خواستم پرونده‌ی خشونت باز کنم اما هیچ دادرسی نبود که از من حمایت کند؛ به حوزه رفتم شکایت کردم ولی ما را از آن‌جا به مجمع علما و متنفذین اهل تشیع رجعت دادند و ملاهایی که در این مجمع قرار بود عدالت را تأمین کنند مرا گفتند برای چند مشت و لگد خانه‌ات را خراب نکن برو و مثل یک زن مسلمان زندگی کن.»

شوهر نظیفه در یک کاغذ پاره‌ای طلاقش را نوشته و رفته است. نه تنها مهریه و سایر مصارف بعد از طلاق او را نداده است بلکه حتا پول‌هایی که نظیفه از طریق شغلش به دست آورده بود را نیز با خود برده است.

شوهرش نظیفه را تهدید کرده که اگر دوباره اعتراض کند او را به طالبان تسلیم می‌کند و می‌گوید که او در زمان جمهوریت دادستان و حتا عامل زندانی کردن افراد طالبان بوده است.

عریضه‌های خشونت ثبت نمی‌شود

حنیفه رسولی، ۲۵ ساله، یکی دیگر از زنانی است که می‌خواست پس از بارها ضرب‌وشتم توسط شوهرش، در دادگاه شکایت کند.

او در ابتدا به حوزه‌ی ششم امنیتی شهر کابل رفت، اما آمر حوزه‌ی ششم امنیتی او را «بی‌حیا» خطاب کرده و از دفترش بیرون انداخته و تهدید کرده است که دیگر برای شکایت از شوهرش به حوزه مراجعه نکند.

حنیفه می‌گوید: «مرا گفت بسیار زن بی‌حیا استی که میایی از شوهرت پیش بیگانه شکایت می‌کنی. او گفت شوهر حق‌ داره زن خود را بزند، همین‌طور بی‌حیا بودی که شوهرت لت‌وکوبت کرده، برو و دیگر برای شکایت از شوهرت هم این‌جا نیا. بعد افراد خود را صدا کرد و مرا از آن‌جا بیرون انداختند.»

سمیرا(اسم‌ مستعار) ۳۴ ساله، نیز به خاطر لت‌وکوب زیاد از سوی شوهرش در یکی از حوزه‌های امنیتی شهر کابل عارض شده بود و می‌خواست طلاق بگیرد، اما با نصیحت‌های طالبان حوزه، به خانه فرستاده شده است.

سمیرا می‌گوید: «اول خو هیچ مرا به حوزه راه نمی‌دادند که بدون محرم استی، وقتی گفتم عریضه آورده‌ام، راه دادند اما بدون اینکه عریضه را بخوانند مرا گفتند برای لت‌وکوب شوهر حوزه نیایید. آمر حوزه طالبان به من توصیه کرد که به حرف‌های شوهرم گوش‌کنم و هر قدر لت‌وکوب هم کرد باید احترامش را داشته باشم. ناامید شدم و پس به خانه آمدم.»

این زنان قربانی خشونت و مسئولان پیشین در دستگاه‌های عدلی و قضای بر این باور اند که با از کار افتادن نهادهای حامی حقوق بشر و حذف زنان از دستگاه عدلی و قضایی، اکنون هیچ نهادی نمی‌تواند از زنان قربانی خشونت دفاع و یا حمایت کند.

وقتی زنان قربانی خشونت از سر ناچاری به حوزه‌های طالبان مراجعه می‌کنند نه تنها برای آن‌ها در دادگاه طالبان پرونده تشکیل نمی‌شود بلکه مسایل خشونت علیه زنان به مسایل پیش پا افتاده و کم اهمیت مبدل شده است.‌ از این رو زنان قربانی خشونت مجبور شده‌اند مهر سکوت بر لب بزنند و ستم و خشونت جاری در خانه را تحمل کنند.

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: حقوق اساسی زنانمدافعان حقوق زن
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN