نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

از زخم‌هایش یک عکس کاری بگیر!

  • 20 جوزا 1397
The Women134

در بیش از یک‌ونیم دهه‌ی اخیر که عصر دموکراسی نوپا در افغانستان بود و بازار حقوق بشر و سازمان‌های مدنی پر از خریدار، دادخواهی برای زنان کالای پر فروش سازمان‌ها و نهادها شد. نهادهای مدنی، ادارات دولتی، انجمن‌ها و سازمان‌ها همه تشکل‌های اجتماعی در درون نهاد شان یک بخشی خاص به نام زنان و برای زنان تخصیص دادند؛ اما نتیجه‌ی این تحرک اجتماعی به سوی تساوی جنسیتی راهی را که باید، نرفت. نهادهای ملی و بین‌المللی و رسانه‌های که از حقوق بشر و دادخواهی برای زن داد می‌زدند؛ بیش‌تر نمایشی و پروژه‌ای عمل کردند تا بر اساس مسوولیت اجتماعی و اصول کاری شان. نهادهای حامی زنان از قربانیان خشونت، بیش‌تر «عکس کاری» گرفتند تا این‌که کاری بکنند. اگرچند تعدادی از زنان افغانستان از سال ۲۰۰۱ بدین‌سو رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند؛ اما این رشد سراسری نه، بلکه فقط در پایتخت و در کلان‌شهرهای افغانستان بوده است.

«عکس کاری» نقل قول مستقیم از سخنان رییس یک سازمان حمایت از حقوق زنان است که در لحظه‌ی مرگ یک خانم لت‌وکوب شده برای عکاس دفترش می‌گوید: از زخم‌هایش یک عکس کاری بگیر که در جلسه‌ جندر مطرح کنیم. گوینده‌ی این سخن هم یک زن است؛ زنی از تبار حامیان حقوق زنان در افغانستان که در داستان «صنعتِ جنسیت» نویسنده او را برای مخاطب نمونه‌ای از پروژه‌داران دادخواهی برای زن و حقوق بشر معرفی می‌کند. صنعت جنسیت عنوان داستانی است از درون کتابی که یک بانوی افغانستانی به‌نام زکیه شفایی نوشته است. عنوان این داستان نام همان کتاب نیز است.

حرف اصلی همین است که تمام سازمان‌ها و نهادهای حامی زنان، در کل جهان، به‌خصوص در افغانستان تا هنوز از زخم‌ها و لحظه‌‌های مرگ زنان عکس کاری گرفته‌اند تا برای گرفتن پروژه‌های بیش‌تر کار بکنند و پس‌زمینه‌ی کاری بسازند. این نهادها می‌توانست با استفاده از رسانه‌ها و نظام دموکراسی به عنوان عوامل پشتیبان و حامی زنان در افغانستان عمل کنند و باعث سرنگونی نظام مردسالار شود، تساوی جنسیتی به‌وجود آید و سنت‌هایی را بشکند که مانع رشد و آزادی زنان است. به امید این تغییر جریان‌هایی از میان زنان نیز برخواستند؛ اما هنوز آن‌طور که می‌باید، ره به جایی نبرده است.

حامیان حقوق زنان در سراسر دنیا تاکنون به دو بخش تقسیم بندی شده‌اند؛ دسته‌ی نخست آنانی اند که زنان را به بازار کار کشاند تا نیروی کاری بسازند و محرک چرخ اقتصادی دولت و شرکت‌های بزرگ باشند؛ دسته‌ی دومی آنانی هستند که زنان را از خانه بیرون کردند و هم‌گام با زنان زجر دیده نوای آزادی سر دادند تا زنان از زندان مردسالاری به در آید و این‌گونه کم‌کم به اِعمال خشونت‌های جنسی پرداختند که غایت خواست شان از آزادی زنان و حقوق بشر نیز همین بوده است؛ زیرا خودشان بر آن‌چه می‌گویند باور ندارند و تمام مقوله‌های حقوق بشری را مبتذل می‌دانند. بنابراین جریان سومی نیاز است تا دیگر از زخم‌های زنان عکس کاری نگیرد، بلکه برایش مرهم بسازد؛ جریانی که حق کار زنان را با ابزار کار شدن زنان تشخیص دهد؛ تحرک اجتماعی از میان زنان در کار است تا امنیت شغلی زن را تامین کند و برای منع خشونت علیه زن در محیط کار مبارزه کند.

بسیاری‌ها آمدند و در همین هفده سال گذشته زیر چتر حمایت سازمان ملل متحد، سازمان حقوق بشر، سازمان‌های مدنی و فرهنگی جهانی و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، وزارت امور زنان ج.ا.افغانستان و… کار کردند و پروژ‌ه‌های ظرفیت‌سازی برای زنان اجرا کردند. و میلیون‌ها دالر آمریکایی صرف و خرج این پروژه‌‌ها شد؛ اما زخم اصلی که زنده‌گی زنان افغانستان را به کام مرگ و نابودی می‌کشد هنوز درمان نشده است. هنوز ما فقط از زخم‌ها عکس می‌گیریم و درد و عمق این زخم‌ها را هنرمندانه و شاعرانه می‌نویسیم و توصیف می‌کنیم؛ اما به واقعیت در مورد نحوه‌ی درمان آن نه‌اندیشیده‌ایم و یا کاری که ‌باید، نکرده‌ایم.

زخم‌ها هنوز درد دارد و خون می‌آید و تاب از توان رگ‌رگ زنان افغانستان خواهد گرفت – حداقل نسل دادخواهان واقعی باید قربانی این آرمان شوند؛ چون آن‌گونه که امروز آزادی زن را تعبیر می‌کنند، ذلت‌بار است و آن‌گونه که امروز سازمان‌ها به مبارزه‌ی تساوی جنسیت، پروژه‌ای نگاه می‌کنند، ویران‌گر است. از این ره ما فقط به جایی می‌رسیم که زن برای حضور در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و اداره‌های دولتی باید در زمان استخدام، خشونت جنسی را به جان بخرد و برای دریافت حق کار در بیرون از خانه و حق مالکیت بر ثروت خصوصی، هم مزدور بی‌مزد و‌ معاش خانه باشد و هم مادر طفل‌پرور و در کنار این همه مسوولیت، کارمند و یا کارگر اداره‌ی کاری خویش نیز باشد و مسرور بر این‌که حق کار دریافته است و به آزادی رسیده است!

نه این عادلانه نیست؛ این‌گونه زن به یک ابزار کار ربات‌گونه تبدیل می‌شود که باید شب و روز بی‌وقفه کار کند. به همین دلیل مکثی در کار است که زنان باید بدانند از این دادخواهی‌هایی که برای شان می‌شود و این حرکت‌های نمادین که برای حمایت از حقوق زنان صورت می‌گیرد، هیچ‌کاری برساخته نیست؛ تا زمانی‌که خود زنان برای شکستن سدهای جلوگیر رشد زنان، حق مالکیت زنان، آزادی زنان و تثبیت هویت زنان، کاری نکنند؛ هیچ نهاد و حامی جز نقش بیدارگری دیگر کارامدی ندارند. بیدارگری برای زنان بی‌سواد و روستاهای عقب مانده یک گام مثبت است، اما هرگز برای تحقق رویای زنانه‌گی و دنیای امن زنان کارساز نیست؛ هم‌چنان بر سر آزادی، حق و هویت شان تجارت خواهد شد.

همچنان بخوانید

خشم از جمهوریت و ترس از امارت

اجرای نقش مأموران طالب، توسط مردان در خانه

جنبش‌های زنان و نهادهای مدنی خواستار بازنگری فوری سفارت افغانستان در لاهه شدند

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: حقوق اساسی زنانحقوق بشرمدافعان حقوق بشرمدافعان حقوق زن
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN