نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

زهرا از اعتراض خیابانی در بلخ تا زندان‌های پاکستان

  • ارزگانی
  • 13 حوت 1403
Website

گیسو ارزگانی

زهرا موسوی یکی از اعضای جنبش‌های اعتراضی زنان علیه طالبان در افغانستان، برای رسیدن به آرزوهایش علی‌رغم فشارهای اقتصادی، هم‌زمان در دو دانشگاه مختلف مشغول یادگیری شد، اما سلطهٔ دوبارهٔ گروه تروریستی طالبان بر افغانستان، رویاهایش را به خاکستر نشاند.

او برای گرفتن حق کار و تحصیل به خیابان های مزار شریف رفت، اما وقتی دوستانش را کشتند و شماری را به اجبار ناپدید و زندانی کردند، او هم سر از مهاجرت اجباری درآورد؛ درحالی‌که در شرایط بد صحی قرار داشت. با کودکی در بغل و جنینی در بطن به پاکستان پناه برد، اما چندی قبل پایش به زندان این کشور باز شد و اکنون در معرض اخراج اجباری به افغانستان قرار دارد.

او که در حال حاضر در پاکستان به‌سر می‌برد، تجربه‌های زیسته در ستم، مبارزه، ایستادگی و سرگذشت تلخی از مهاجرت و زندانی شدنش در پاکستان را با خبرنگار نیمرخ درمیان گذاشته‌است.

زهرا متولد سال۱۳۷۲ در بلخ و دانش‌آموختهٔ زبان و ادبیات در سطح ماستری و تعلیم و تربیت در سطح لیسانس از دانشگاه‌های بلخ و جامعه‌المصطفی است. او هم‌زمان در دو دانشگاه با رشته‌های متفاوت مشغول یادگیری بود و اکنون نیز در حال یادگیری در مقطع دکترا می‌باشد.

او تجربهٔ تدریس، گزارشگری، تسهیل‌گری خدمات اجتماعی و فعالیت‌های آموزشی، فرهنگی و اجتماعی را دارد و یکی از اعضای فعال جنبش زنان عدالت‌خواه افغانستان است، یکی از جنبش‌های اعتراضی زنان علیه طالبان که از سال ۲۰۲۱ تاکنون علیه ظلم، ستم و سرکوب زنان توسط طالبان مبارزه می‌کند.
او در گفت‌وگویی با خبرنگار نیمرخ می­گوید: قبل از سقوط کشور به دست طالبان با آن‌که در «جامعهٔ همیشه مردسالار» زندگی کرده‌است، اما آمدن طالبان این قصه را بلندتر کرده و زنان را کاملاً از جامعه محو نموده‌است.

حضور زهرا در جامعه مدنی و فعالیت‌های رسانه‌ای در بلخ و مدتی کار با ریاست امنیت ملی و سپس اشتراک در اعتراضات مدنی امنیت، او را به خطر انداخت و در اول فوریه 2021 روزی که قرار بود تولدش را جشن بگیرد، مورد حمله قرار گرفت و از ناحیهٔ پا آسیب دید.

«حتی در دوران قبل از طالبان، تفاوت آشکاری میان حقوق و فرصت‌های زنان و مردان وجود داشت. زنان همواره با موانع و محدودیت‌های زیادی مواجه بودند، اما با تلاش و مبارزه می‌توانستند برای خود فضایی برای پیشرفت ایجاد کنند. امید من و بسیاری از زنان دیگر این بود و هست که با گذشت زمان و مبارزات ما، این شکاف‌ها کمتر شود و زنان به جایگاه واقعی خود برسند.»
بعد از تسلط طالبان، زهرا تصمیم گرفت برای رویاهای از دست رفته و دست نیافته‌اش بجنگد و او اعتراض در خیابان را انتخاب کرد.

«فعالیت‌های ما و سنگر گرفتن در خیابان‌های اعتراضات مدنی، برای طالبان بسیار گران تمام شد. آن‌ها تاکنون نتوانستند به‌رسمیت شناخته شوند. حتی دادگاه بین‌المللی علیه‌شان حکم صادر کرد،‌ آن‌چه می‌خواهم تأکید کنم، این است که تا آخرین قطرهٔ خون‌مان و تا پای جان‌مان عهد بستیم که علیه طالبان و جوامع مردسالار بایستیم؛ زیرا ما زنان ۲۰سال قبل نیستیم.»

حضور او در اعتراضات مدنی علیه طالبان و سر دادن شعارهای عدالت‌خواهی و ضد طالبان، امنیت او را بیشتر به‌خطر انداخت. او با گروهی 30 نفری از دختران در 6 سپتامبر 2021 در سرک ولایت در شهر مزار شریف از سوی نظامیان طالبان محاصره شدند و قرار شده بود آنان را به داخل ریاست انرژی و آب ببرند، اما با ایستادگی دختران بعد از یک ساعت، آن‌ها حلقهٔ محاصره را شکستند و در نزدیکی ریاست اطلاعات و فرهنگ دوباره تجمع کردند و به گردهمایی اعتراضی و مسالمت‌آمیز خود ادامه دادند، اما طالبان اعتراض آنان را دوباره به خشونت کشانده و خبرنگاران و معترضان به شمول زهرا و همسرش را با شلاق و قنداق تفنگ مورد ضرب‌وشتم قرار دادند.

همچنان بخوانید

زن؛ غول زندانی شده در چراغ جادو

اجرای نقش مأموران طالب، توسط مردان در خانه

پیوستن ناروی با تعریف تجاوز بر اساس مفهوم «عدم رضایت»

در12 سپتامبر 2021 طالبان با یک رنجر و دو موترسایکل، پشت دروازهٔ خانهٔ زهرا رفته بودند، اما زهرا در خانه نبود و چون بعد از ختم اعتراض خیابانی به خانه‌اش نرفته بود. دختر شیرخوار او که درگیر بیماری خاصی بود، به شفاخانه‌های کابل ارجاع شده بود و او مجبور بود که به کابل برود، اما درکابل نیز امنیت نداشت؛ زیرا در خانهٔ امنی که قرار بود ساکن شود، طالبان هجوم بردند و دختران معترض را دستگیر کردند و او دوباره به بلخ برگشت.

قبل از این رویداد، زمانی‌که طالبان دختران مزار را از شهر مزار شریف به دلیل شرکت در اعتراضات مدنی بازداشت و زندانی کرده بودند؛ بر شماری از آن‌ها تجاوز کردند، شماری را ناپدید و شماری دیگر از جمله فروزان صافی را کشتند. زهرا دیگر جایی برای خودش در بلخ نیافت.

او می­گوید:« نزدیک‌ترین دوستانم را از دست دادم. تعدادی را به دلیل اعتراض در برابر طالبان ترور کردند. بارها خانه‌ام را طالبان تلاشی کردند و من شبانه فرار می­کردم تا به دست طالبان نیافتم. کار به جایی رسید که خویشاوندان من هم از ترس طالبان مرا در خانه‌هایشان راه نمی­دادند و پدرم توسط طالبان بازداشت شد و راهی جز ترک افغانستان برایم نماند. ولی من مجبور شدم برای زنده ماندن راهی دیاری شوم که مقصدش برایم معلوم نبود و نیست.»

زهرا سرانجام در مارچ 2022 به پاکستان پناه برد، اما آن‌جا روزگار دشوارتری در انتظارش بود و در نخستین روزهای ورود به پاکستان، جنین چندماهه در بطنش را از دست داد و دچار افسردگی شد.

«در وضعیت وخیمی وارد پاکستان شدم که انتخاب من و هیچ زنی نبود، نیستمن و کودکی در بغل و کودک دیگری در شکم که در نخستین روزهای رسیدن به پاکستان جنین هم سقط شد.»

زهرا پس از سه سال ایستادگی در برابر سیاست های زن ستیزانهٔ طالبان و بحران مهاجرت در پاکستان اکنون قادر به تمدید مجوز اقامتش در پاکستان نیست. او در روز تولد دخترش درحالیکه دخترش در تب می‌سوخت، پلیس پاکستان پشت دروازهٔ محل اقامتش رسیده بود. زهرا نمی­توانست دخترش را نزد دکتر ببرد و به دخترش می­گفت که ناله و گریه نکند تا مبادا پلیس آن‌ها را دستگیر کند.

«از دخترم می‌خواستم ناله نکند، سخت است به دختر سه ساله‌ات به جای این‌که بگویی تولدت مبارک؛ بگویی جان مادر سرفه نکن، ناله نکن تا صدای‌مان را نشنوند. دردهای زیادی از این فرارها دارم، بماند به یک وقت دیگر.»

سرانجام این کابوس هم به واقعیت پیوست و پلیس پاکستان در 21 فبروری 2025با لباس شخصی به محل اقامت زهرا و خانواده‌اش هجوم برده، او و دخترش را دستگیر و به زندانی در پاکستان منتقل می‌کنند.

زهرا در زندان به افتادن به دست طالبان و زجرکش شدن فکر می­کرد. ترسی که سه سال با آن زندگی کرده‌است. از طرفی نگران کودکی بود که بدون مادرش باید روزهای بدتری را در زندگی‌اش تجربه کند.
«اخراج من به افغانستان تحت سیطرهٔ طالبان، فقط مرگ من را به همراه دارد. طالبان تشنهٔ خون تمام زنان معترض و فعالانی است که رژیم این گروه را به چالش کشیده و چهره‌های واقعی آنان را به جهانیان نشان داده‌اند.»
بالاخره پس از دادخواهی آنلاین سایر زنان معترض و تضمین دو نهاد مبنی بر این‌که زهرا تا آخر ماه فوریه، پاکستان را ترک می‌کند، پس از سپری کردن دو روز و یک شب از زندان رها شد.

او درمورد وضعیت زنان زندانی افغانستانی در پاکستان می­گوید: «شرایط زنان مهاجر در بازداشتگاه‌های پاکستان بسیار وخیم است. بسیاری از زنان در اتاقک‌های نامناسب، بدون دسترسی به امکانات بهداشتی و غذایی نگهداری می‌شوند. برخی از آن‌ها همراه با کودکان‌شان در وضعیت اسفناکی به‌سر می‌برند و با ترس از اخراج و سرنوشت نامعلوم زندگی می‌کنند.»

زهرا و خانوادهٔ سه نفره‌اش علی‌رغم تعهد به ترک پاکستان، اکنون نمی­خواهد به افغانستان برگردد و حالا در معرض اخراج اجباری به افغانستان قرار گرفته‌است.

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: اخراج اجباریپناهندگان افغانستانیدولت پاکستانزنانطالبان
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN