رُمان «دفی برای گلسا»، اثر خانم منیژه باختری، به تازهگی از سوی انتشارات پرنیان منتشر شده است؛ اثری که با تلفیقی از رئالیسم و رئالیسم جادویی، قصهی سه نسل از زنان یک خانواده را در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی نیمقرن اخیر افغانستان بازتاب میدهد. این کتاب سومین اثر نویسنده-پس از رُمانهای «چار دختر زردشت» و «خاکستر شیرین» است که در ۳۱۰ صفحه و شش فصل روایت میشود.
در مرکز این داستان «بانوجان» قرار دارد؛ زنی که با سینی سرخش، حافظه و روایتگر زنان خانواده است. در کنار او، سلما یا همان «سلین» قرار دارد که میان گذشته و امروز در جستوجوی بازتعریف هویت خویش است و همچنان هاجر که در کابل با دشواریهای جنگ، زندگی روزمره و از دستدادنِ فرزندانش دستوپنجه نرم میکند. این سه زن با سرگذشتهای متفاوت اما همریشه، بار تاریخ و زخمهای اجتماعی را حمل میکنند و روایت آنها، در حقیقت، بازتاب زندگی هزاران زن افغانستانی در چند دههی اخیر است.
«دفی برای گلسا»، تنها یک روایت مهاجرت یا زنبودن نیست؛ بلکه این کتاب میکوشد تأثیرات پنهان و آشکار جنگ را بر فرهنگ، خانواده و حافظهی جمعی بازنمایی کند. نویسنده با بهرهگیری از عناصر رئالیسم جادویی، مرز میان واقعیت تلخ و خیال شاعرانه را درهم میشکند، تا نشان دهد چگونه حافظهی زنان میتواند تاریخ خاموش را زنده نگه دارد. سینی سرخ بانوجان، در این میان، نهتنها یک شیء ساده، بلکه نَمادی از انتقال روایتها، خاطرهها و رنجها از نسلی به نسل دیگر است.
یکی از نکات برجسته در این رمان، پرداختن به رویدادی تلخ و کمتر گفتهشده از دوران نخست حاکمیت گروه طالبان است؛ رویدادی که در حافظهی عمومی-کمتر بازتابیافته و در روایت رسمی تاریخ افغانستان نیز جایگاه چندانی ندارد. نویسنده با بازگویی این بخش تاریک، نهتنها پرده از خشونت نظامهای سیاسی بر زندگی زنان برمیدارد؛ بلکه نشان میدهد سکوت تاریخی تا چه اندازه میتواند آزاردهنده و زخمزا باشد.
انتشار این رمان، تلاشی است برای گسترش ادبیات زنان افغانستان در دورهای که خودِ زنان بیش از هر زمان دیگری از صحنههای عمومی حذف شدهاند. در شرایطی که حضور اجتماعی زنان در داخل افغانستان بهشدت محدود شده است، ادبیات میتواند بهعنوان فضای جایگزین، امکان روایت و بازاندیشی هویت زنانه را فراهم کند. در این معنا، «دفی برای گلسا» تنها یک داستان ادبی نیست؛ بلکه سندی فرهنگی و اجتماعی از روزگارمان بهشمار میرود.
این رمان همچنین ادامهی مسیری است که نویسندهاش با دو کتاب پیشین خود آغاز کرده؛ مسیری که همواره بر پیوند میان سرگذشت فردی زنان و تحولات کلان تاریخی تأکید داشته است. «چار دختر زردشت» و «خاکستر شیرین» هریک گوشهای از جهان زنانه در تقابل با جامعهی مردسالار و خشونتزدهی افغانستان را نشان داده بودند، و حالا «دفی برای گلسا» این نگاه را در سطحی گستردهتر و با زبانی متفاوتتری دنبال میکند.
اکنون اهمیت این اثر داستانی در آن است که جنگ را نه در قالب آمار و خبرهای رسمی، بلکه از زاویهی دید تجربهی زیستهی زنان و خانوادهها روایت میکند؛ روایتی که هم شاعرانه است و هم واقعگرایانه، هم شخصی است و هم سیاسی. در نهایت، «دفی برای گلسا» کتابی است دربارهی رنج، خاطره و مقاومت؛ دربارهی زنانی که با وجود همهی زخمها، همچنان روایتگر زندگی هستند!


