نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

روحی که اوج می‌گیرد

  • نیمرخ
  • 6 ثور 1399
FB_IMG_1587779164653[1]

همچنان بخوانید

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

هویت چندفرهنگی اطفال: دگرگونی‌ها وچالش‌های خانواده‌ها در پسا ‌مهاجرت

علی رادمهر
ربابه محمدی، یکی از هنرمندانِ نادر و توانمندِ افغانستان است. او تاهنوز اثرهای بی‌نظیرِ نقاشی را با دهانِ خویش خلق کرده است. اثرهای که همه را به شگفتی واداشته است.
ربابه محمدی در سال ۱۳۷۹ در دهکده‌ای زرد، ولسوالی مالستان، ولایت غزنی به دنیا آمد. او هنگامی‌که به دنیا می‌آید و کمی بزرگ می‌شود؛ می‌بیند که مثل بقیه‌ای کودکان نیست. دست و پایش کاملن کرخت و بی‌حس است. او کم‌کم به این حقیقت پی می‌برد که معلول است. معلولی که نمی‌تواند مکتب برود، نمی‌تواند دست و رویش را بشوید، نمی‌تواند چیزی را بردارد، نمی‌تواند موهایش را شانه کند، نمی‌تواند بدود و…. وقتی او متوجه این واقعیت می‌شود، به شدت منزوی و گوشه‌نشین می‌شود. حتا روزها و ماه‌ها و سال‌ها از خانه بیرون نمی‌شود. این گوشه‌نشینی زیاد باعث می‌شود که خانواده‌اش او را پیش دکتر معالج ببرند و مشکل بی‌حسی دست و پایش را با آنها در میان گذارند. پزشکان پس از بررسی زیاد، نسخه‌ای را برای بهبودی بدنش تجویز می‌کنند و به خانواده‌اش دستور می‌دهند که این داروها را به شکل منظم مصرف کند. ربابه هم همین کار را می‌کند. هر روز دواهایش را به شکل منظم مصرف می‌کند تا شاید بهبود یابد. او این کار را قریب به پنج سال انجام می‌دهد اما هیچ فایده‌ای نمی‌کند. می‌بیند که مشکل هم‌چنان به قوت خود باقیست.
بالاخره ربابه تصمیم می‌گیرد که دیگر پیش دکتر نرود. چون رفتنش را یک چیز بیهوده می‌دانست و فکر می‌کرد که این کار جز اینکه درد خانواده‌اش را زیاد کند و بر مشکلات‌اش بیفزاید هیچ تاثیر دیگری ندارد. از این حادثه چندین ماه می‌گذرد اما ربابه هم‌چنان در کنج خانه با خود و معلولیتش کلنجار می‌رود. هیچ نمی‌فهمد که فردای کار چه خواهد شد و چه سرنوشتی انتظارش را خواهد کشید. تا اینکه  یک روز جرقه‌ای در ذهنش خطور می‌کند و آن چیزی نیست جز برداشتن خودکار و کتابچه‌. او شروع می‌کند به نبشتن و نقاشی کردن. در اوایل زیاد سختی می‌کشید. چون محکم‌گرفتن خودکار توسط دهان کار سخت و طاقت‌فرسایی است. اما او آهسته‌آهسته به این کار وارد می‌شود. هر روزی که می‌گذشت، نقاشی‌اش زیباتر و بهتر می‌شد.

ربابه با نقاشی‌هایش به جایی رسید که حس می‌کرد بدون آن نمی‌شود زندگی کرد. او با نقاشی چنان عجین شده بود که فکر می‌کرد، هرگز از آن فاصله گرفته نمی‌تواند. او با تمام عشق برس می‌زد و نقاشی می‌کرد. پیشه‌اش شده بود نقاشی. می‌ساخت و می‌تراشید و نقش می‌کرد. نقاشی‌هایش بوی پولک و شقایق می‌داد. بوی حیات از میانِ شاخچه‌های نقاشی‌اش بلند بود. امروز ربابه دیگر ربابه‌ای ۱۶ سال پیش نیست. او جهانی شده است. کمتر کسی‌ست که با نام او و هنرش شناخت نداشته باشد.
ربابه‌ای که روزگاری در کنج دخمه‌ای لمیده بود و از معلولیتش رنج می‌برد، امروز تبدیل به کسی شده است که هزاران نفر را امید می‌بخشد. او با اراده‌ای قوی‌اش برای همه ثابت کرد که«خواستن؛ توانستن است». فقط نیاز به کمی تلاش دارد.

موضوعات مرتبط
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
#نامم_کجاست؟ مبارزه‌ی فعالان حقوق زن برای درج نام مادر در شناس‌نامه‌ی ملی
ترجمه

#نامم_کجاست؟ مبارزه‌ی فعالان حقوق زن برای درج نام مادر در شناس‌نامه‌ی ملی

16 سنبله 1399

تی‌آر‌تی ورلد/ حکمت نوری برگردان:احمدضیا علیجانی در سال 2018، خجسته تمنا یکی از زنان تحصیل کرده‌ی افغانستان با پسرش در حال سفر به اروپا بود که از سوی مقامات محلی در فرودگاه دهلی متوقف شدند....

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN