نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

چرا مادران و نوزادان سیاه پوست آمریکایی با بحران مرگ و زنده‌گی مواجه‌اند؟ بخش چهارم

  • نیمرخ
  • 30 ثور 1397
عکس ترجمه

منبع: نیویارک تایمز

نویسنده: لیندا ویلاروسا

برگردان: اخگر رهنورد

پس از مرگ «هارمونی»، زنده‌گی «لاندروم» بیش‎ازپیش به آشفته‌گی گرایید. شوهرش او را به‎خاطر آن‎چه که برای طفل‎شان اتفاق افتاده بود، سرزنش می‎کرد و بدرفتاری و بدزبانی‎اش بیش‌تر شده بود. در نزدیکی‎های کریسمس 2016، شوهرش از جا در رفت و به او حمله کرد، او را چنان به‎سختی خفه کرد که خودش را خیس کرد. لاندروم در حالی‌که دستانش با به یاد آوردن این خاطره به لرزه در آمد، می‌گوید: «او به من گفت: “می‎خواهی در مقابل بچه‎هایت بمیری؟”»

سپس شوهرش لباس‎های او را پاره، و به او تجاوز جنسی کرد. لاندروم با پلیس تماس گرفت، پولیس او را دست‎گیر و به تجاوزِ درجه دوم متهم کرد. لاندروم قرارِ منعْ دریافت کرد، اما بازپرسِ بخش قضایی سرانجام از رسیده‌گی به این مسأله سر باز زد. لاندروم هم‎چنین از «مرکز عدالت خانواده‌گی نیواورلئان»، سازمانی که از قربانیان خشونت خانواده‌گی و تجاوز جنسی حمایت و دفاع می‎کند، خواهان هم‌کاری شد. مشاوران این مرکز، او و پسرانش را، پیش از انتقال به خانه‎ای دایمی‎تر در اوایل سال گذشته، در خانه‎ای امن پنهان کردند.

لاندروم رابطه‎ای کوتاه‎مدت با مرد دیگری نیز داشت و در مارچ 2017 متوجه شد که دوباره باردار شده و موعدش ماه دسامبر بود. لاندروم در حالی‎که به دامن‎اش (پایین) نگاه می‎کرد، گفت: «نمی‎خواهم دروغ بگویم؛ هرچند خودم هم علاقه‎ای زیاد داشتم، اما مي‎خواستم به پسرانم، خواهری را كه از دست داده بودند، باز گردانم. آن‎ها هیچ‎گاه فراموش نکردند. هر شب دعاهایی مانند: “شب خوش، هارمونی! شب خوش، خدا! خواهر، ما تو را دوست داریم” می‎گویند». لاندروم اندکی مکث کرد و نفس عمیق کشید. «اما هم‎چنین به‎خاطر آن‎چه که قبلن برایم اتفاق افتاده بود، هراس داشتم».

در اوایل خزان گذشته، «مری ان بارتکوویچ»، مدیر پرونده‎ی لاندروم در «مرکز عدالت خانواده‌گی»، به ورکشاپی که از سوی «لاتونا گیوا»، یکی از بنیان‌گذاران 31 ساله‎ی «The Birthmark Doula Collective»، برگزار شده بود، شرکت کرد. این گروه 12 نفری متشکل از قابله‎هایی که از نظر نژادی مختلف‎اند و بین سنین 26 تا 46 ساله‌گی، به‎عنوان قابله‎های حرفه‎یی در دوران بارداری و زایمان و نیز شش هفته پس از تولد نوزاد، مشغول به‎کار استند و سالانه به نزدیک به 400 نفر از مراجعین در سراسر نیواورلئان- از زنان ثروت‌مند که در محله‎ی اشرافی‎نشین «گاردن دیستریکت» زنده‌گی می‎کنند، گرفته تا زنانی که در بخش ویران‎شده‎ی «Lower Ninth Ward» به‎اثر توفان کاترینا، و دیگر جوامع رنگین‎پوست به‎سر می‎برند و از سوی کلینیک‎ها، مشاوران مدرسه و سازمان‎های خدمات اجتماعی فرستاده می‎شوند- خدمات ارایه می‎کنند. این انجمن، خدمات رایگان را برای این زنان نیازمند فراهم می‎کنند.

مدیر پرونده‎ی لاندروم، فورن به‎یاد مشتری جوان و باردارش افتاد. از دست‎دادن طفل، خون‎ریزی تا سرحد مرگ و فرار از یک همسر بد رفتار، تنها آخرین روی‌دادهای یک زنده‌گی سراسر نکبت‎بار بود که لاندروم از دوران کودکیِ زنده‌گی‎اش با آن دست به گریبان بود. او 10 ساله بود که «توفان کاترینا» در 2005 نیواورلئان را ویران کرد. او و خانواده‎اش ابتدا به یک هوتل فرار کردند و سپس با پیمودن بیش از یک مایل از طریق آبِ روبه‎افزایش به «سوپردوم» رفتند؛ جایی که هزاران بی‌جا شده قبلن با غذا، آب و جای ناکافی جا‎به‎جا شده بودند. او گذر از «شفاخانه‎ی خیریه»، جایی که متولد شده بود، را به‎یاد دارد. لاندروم به‎یاد می‎آورد: «آبْ عمیق‎تر و عمیق‎تر می‎شد، و سرانجام، من روی پنجه‎های پایم ایستاد شدم و آبْ درست تا قسمت دهان من رسیده بود». «وقتی شفاخانه را دیدم، صادقانه بگویم فکر کردم قرار است در همان‎جایی که متولد شده بودم، بمیرم». لاندروم دقیقن نمی‎دانست کار این قابله‎ها چه بود، اما وقتی «بارتکوویچ» نقش‎شان را به‎عنوان منبع حمایت و اطلاعات برای زنان باردار توضیح داد، او خواستار خدمات آنان گردید. قرار شد «لاتونا گیوا» قابله‎ی او باشد.

«گیوا»، دختر یک مادر سفید پوست و پدر مهاجر نیجریه‎یی، نخستین دوره‎ی آموزشی قابله‌گی‎اش را زمانی که هنوز دانش‌جوی «گرینل کالج» در «آیووا» بود، سپری کرد. او قبل از گرفتن مدرک قابله‌گی، برای استفاده از بورسیه‎ای تحصیلی در زمینه‎ی سازمان‎دهی جامعه، به نیواورلئان نقل مکان کرد. پس از مدتی کار به‎عنوان پرستارِ زایمان و وضع حمل، و سپس به‎عنوان پرستار مهمان برای مشتریان «مدیک‎اید» در «سنت برنارد پریش»، منطقه‎ای جنوب‎شرقی نیواورلئان که در آن تمامی ‌ساختارها در نتیجه‎ی سیلاب‎های کاترینا آسیب دیده بودند، «گیوا» خود را وقف کار قابله‌گی و آموزش و پرورش زایمان کرد. او «Birthmark» را در 2011 همراه با «دانا کرِن»- قابله‎ی دیگری که به ارایه‎ی خدمات برای زنانِ نیواورلئان، که بسیاری اوقات در حین بارداری نیاز به حمایت داشتند اما نمی‎توانستند هزینه‎های این خدمات را تأمین کنند، علاقه داشت- تأسیس کرد.

«گیوا» می‎گوید: «پرستار درد زایمان و وضع حمل در ایالات متحده به‎معنی مراقبت از بیمارانی است که در وضعیت حاد و بحرانی به‎سر می‎برند، چون ما مراقبت‎های پیش‎گیرانه و حمایتی را همیشه و در همه نقاط کشور عملی نکرده‎ایم». لوئیزیانا در میان 50 ایالت ایالات متحده، در مرگ‎ومیر مادران در رتبه‎ی 44 قرار دارد. مادران سیاه‎پوست در این ایالت با نرخ 5:3 برابر مادران سفید پوست می‎میرند. از 1500 نفر از مراجعینی که از قابله‎های «Birthmark»، از زمان تشکیل این انجمن (هفت سال پیش)، خدمات دریافت کرده‎اند،10 مورد مرگ‎ومیر نوزادان، به‎شمول سقط جنین قبل از وقت و مرده‎زایی، اتفاق افتاده است که کم‎تر از نرخ مجموعی لوئیزیانا و ایالات متحده و نیز نرخ مرگ‎ومیر نوزادان سیاه‎پوست است. در این میان، هیچ مادری از دنیا نرفته است
ادامه دارد.

همچنان بخوانید

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

هویت چندفرهنگی اطفال: دگرگونی‌ها وچالش‌های خانواده‌ها در پسا ‌مهاجرت

موضوعات مرتبط
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید
آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!
روایت

آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!

29 ثور 1403

برنامۀ ترویج تفکر طالبانیسم بین جوانان و محصلین. هم‌چنان؛ نگران آن است که واقعاً این خزعبلات و برنامه‌ها، فکر محصلین را مغشوش کرده و در ذهن آن‌ها جای گیرد‌. اگر این برنامه عملی شود؛ جوانان...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN