نویسند: سایه
نخستین دور انتخابات پارلمان تبعیدیان فرانسه، نهادی مدنی و نمادین که با هدف شنیدهشدن صدای مهاجران شکل گرفته، با مشارکت دهها پناهنده و مهاجر از کشورهای مختلف، از تاریخ نهم تا هفدهم جولای ۲۰۲۵، بهصورت آنلاین برگزار شد. این ابتکار که از سال ۲۰۲4، با همکاری نهادهای مدنی فرانسوی آغاز شده، تلاشی است برای بازگرداندن عاملیت سیاسی به کسانی که بهدلیل نداشتن تابعیت یا وضعیت حقوقی ناپایدار، از مشارکت در سیاست رسمی فرانسه محروماند.
در این دور، 15 نمایندهی اصلی (8 زن و 7 مرد) از ملیتهای مختلف برگزیده شدند، کسانی که از جامعهی مهاجران افغانستانی در این پروسه نامزد انتخاباتی بودند: خانم سیاره رحمانی، فاطمه حیدری، شکیبا داوود، انعامالله سمون و روحالله صدیقی توانستهاند در این پروسه انتخاب شوند. قابل یادآوری است که از میان چهرههای افغانستانی، شکیبا داوود، زن مهاجر و فعال فرهنگی، گرچه آرای بالایی بهدست نیاورد؛ اما پس از پایان رایگیری، از سوی برگزارکنندهگان انتخابات بهدلیل پیشینهی فعالیتهای اجتماعی و فرهنگیاش دعوتنامهی رسمی دریافت کرد و بهعنوان یکی از اعضای رسمی پارلمان تبعیدیان معرفی شدهاست.
بهگفتهی خانم داوود، برخلاف تصور عمومی دربارهی نمایندهگان مکمل که تنها در غیاب اعضای اصلی وارد عمل میشوند، جایگاه او از همان ابتدا، مشارکتی و کامل تعریف شدهاست. او اکنون نه بهعنوان یک نیروی ذخیره، بلکه بهعنوان عضو فعال و دارای حقوق کامل نمایندهگی در جلسات عمومی و کمیسیونها حضور خواهد داشت.
با اینحساب؛ این تصمیم از سوی نهاد برگزارکننده، نوعی بهرسمیتشناختن اهمیت مشارکت چهرههایی است که باوجود کسب رأی کمتر، سرمایهی اجتماعی و فرهنگی ارزشمندی برای چنین نهادهایی بهشمار میآیند. به این ترتیب، شکیبا داوود امروز یکی از اعضای پارلمان تبعیدیان است، با مسؤولیتی برابر با سایر منتخبان و صدایی مستقل برای بازتاب دغدغههای مهاجران در فرانسه خواهد بود.
شکیبا داوود در گفتوگو با نیمرخ، مشارکت خود در این انتخابات را واکنشی به سالها حذف ساختاری مهاجران از عرصهی سیاست در فرانسه دانسته و اضافه کرد: «ما، مهاجران و تبعیدیان، باوجود زیستن و کارکردن در این کشور، از فرآیند تصمیمگیری حذف شدهایم. کاندیداتوری من پاسخی بود به این حذف، و تلاشی است برای ساختن فضایی که در آن بتوانیم صدای خود را بازپس بگیریم.»
شکیبا داوود که از کودکی در دنیایی مهاجر در کشور ایران متولد شدهاست؛ پس از سقوط دور اول حاکمیت گروه تروریستی طالبان در سال ۲۰۰۳، به افغانستان بازگشته و تا سال ۲۰۰۹، در کابل به تحصیل و کار پرداختهاست. بهگفتهی خودش، همکاری او با مرکز فرهنگی فرانسه در کابل، موجب شد تا به گروه تئاتر آفتاب بپیوندد؛ گروهی که با ابتکار هنرمند فرانسوی راهاندازی شده بود.
در نهایت، بهخاطر تهدیدهای امنیتی از سوی گروه طالبان و دیگر گروههای تروریستی به تعطیلی برنامههای فرهنگی انجامید و در نهایت، به مهاجرت او و دیگر اعضای گروه منجر شد. داوود اکنون بیش از یک دهه است که در فرانسه اقامت دارد. «یکی از همکاران ما قربانی خشونت شد و جانش را از دست داد. ما ناچار شدیم افغانستان را ترک کنیم، تا تئاتر و زندهگیمان را در فرانسه ادامه دهیم.»
در کنار فعالیتهای هنری، خانم داوود در حوزهی مددکاری اجتماعی و کار با مهاجران نیز فعالیت کرده و با نهادهای مهاجرتی در فرانسه همکاری داشتهاست. از نظر او، حضور زنان در ساختارهای مشارکتی مثل پارلمان تبعیدیان، یک ضرورت است.
خانم داوود در ادامه افزود: «ما بهتر از هر کسی میدانیم که سیستمهای موجود چه کمبودهایی دارند. حضور زنان تبعیدی، بهویژه زنانی که خشونت و تبعیض را تجربه کردهاند، میتواند منجر به فهم دقیقتر نیازهای واقعی مهاجران شود.»
خانم شکیبا داوود در پاسخ به اینکه اگر یک مطالبهی مشخص را در این پارلمان دنبال کند، آن مطالبه چه خواهد بود؟ به نیمرخ گفت: «من خواهان بهرسمیتشناختن حق مشارکت سیاسی و فرهنگی برای مهاجران هستم، حتا اگر حق رأی نداریم، باید در فرآیند سیاستگذاری شنیده شویم. ایجاد یک چارچوب مشورتی رسمی میان نهادهای دولتی و نمایندهگان جامعهی مهاجر یکی از مطالبات کلیدی من است.»
به باور خانم داوود، این نهاد مدنی اگرچه دولتی نیست؛ اما میتواند در بلندمدت با استمرار و انسجام، در تصمیم گیریها تأثیر گزار باشد و با مشارکت گستردهی مهاجران، پارلمان تبعیدیان میتواند نهادی معتبر و مؤثر در گفتمان سیاسی فرانسه باشد.
با در نظرداشت این موارد و نمادینبودن این پارلمان، ایدهی آن بازتابی از مقاومت مدنی و ابتکار مهاجران در بازپسگیری جایگاه خود در ساختارهای دموکراتیک است. بهگفتهی خانم داوود، آنچه او را به کاندیداتوری ترغیب کرد، نهفقط تجربهی زیسته در تبعید است، بلکه پیوند عمیق او با افغانستان و صدای زنانی است که اکنون در کشورشان حتا حق سخنگفتن ندارند. «من با خودم صدای زنانی را آوردهام که در افغانستان مجبور به سکوت شدهاند؛ زنانی که از تحصیل، کار و حتا حضور در خیابان محروماند. من آمدهام که این صدا را تا جایی که میتوانم، در قلب دموکراسی فرانسه طنینانداز کنم.»


