نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

حساسیت به خون در لای پایم را تا زنده‌ام فراموش نمی‌کنم

نیمرخ توسط نیمرخ
8 جوزا 1400
0
568
بازدید‌
Share on FacebookShare on Twitter

آلرژیم به خون در لای پایم را تا زنده‌ام، فراموش نمی‌کنم – تجارب دختران از شرم و ننگ پنداری پریود

آمنه رضایی

با اینکه در مورد پریود از زبان همسن و سالانم کم و بیش شنیده بودم ولی نه با تمام جزییات و اینکه دقیقا چه حالتی به یک دختر دست می‌دهد. من در چهارده سالگی اولین قاعدگی را تجربه کردم، نزدیک عید فطر بود و طبق معمول همه خانواده‌ها شستشو و خانه تکانی داشتند.

چندین روز پی هم همراه مادرم مصروف کارهای خانه  بودم، دردی را در آن روزها در تنم مخصوصا در ناحیه کمر و دلم احساس می‌کردم، هر بار با مادرم در جریان می‌گذاشتم و مادرم در جواب می‌گفت: چون روزه داری، با انجام خانه تکانی و سایر کارهای خانه احساس ضعف می‌کنی. دقیقا شب عید بود که مادرم با خواهرانم برای خرید عید بازار رفتند. برخلاف همیشه، من آن روز حال و هوای بازار رفتن نداشتم. در خانه تنها ماندم و درد دلم بیشتر شده بود. هوا گرم بود اما چون کمرم درد می‌کرد، خودم را با پتو پیچاندم و دراز کشیدم تا بخوابم، اما ناگهان احساس کردم که از بدنم چیزی  با درد خارج شد. چون چنین چیزی قبلا برایم اتفاق نیفتاده بود، با عجله به دستشویی رفتم و به محضی که نشستم، متوجه شدم که شورتم خونی شده است و لای پاهایم هم خونی شده است.

ترس و وحشت تمام وجودم را فرا گرفت و حیران مانده بودم که مرا چه شده است. خودم را در زیر پتو گریه‌کنان قایم کردم. مادرم از خرید آمد، اما من ترسیدم که به مادرم چیزی بگویم، مطمئن نبودم که خون پریود را دیدم. آن شب بیشتر از چهار یا پنج بار دستشویی رفتم  تا چک کنم که جور شدم یا نه اما هر بار خونریزی بیشتری داشتم و شب را بدون نوار بهداشتی سپری کردم. فردا صبح از شدت درد نمی‌توانستم از جایم بلند شوم، اما مجبور شدم برای نماز صبح بیدار شوم. از شدت حساسیت و خارش بین پاهایم نمی توانستم به درستی قدم بردارم. می‌ترسیدم به کسی بگویم، بعد از خوردن صبحانه عید، خواهرم صدایم کرد که بیا لباس عیدت را بپوش. خواهرم در کنار لباس‌ها برایم یک نوار بهداشتی داد که بین شورتت بگذار که شلوارت را مردار نکنی!! تو مریض شدی و تا پاک نشدی نماز نخوان. آن اولین و آخرین کلام خواهرم در مورد پریود بود. بعدها  شایدم چندین ماه بعد مادرم متوجه شده بود که من هم پریود می‌شوم، اما مادرم با من از پریود و حالاتی که یک دختر در جریان پریود دارد، سخن نگفت.

من آن حساسیت و آلرژی لای پاهایم را که بخاطر استفاده نکردن پد در اولین پریودم تجربه کردم، تا زنده هستم، فراموش نمی‌کنم.

همچنان بخوانید

نتوانستم به پدرم بگویم لوازم بهداشتی می‌خرم

تابوی ناآگاهی و عدم دسترسی به لوازم بهداشتی قاعدگی

قاعدگی، تابویی که هم‌چنان در افغانستان پا برجاست

کلمات کلیدی: پریودقاعدگیقاعدگی تابو نیست

مطالب مرتبط

نتوانستم به پدرم بگویم لوازم بهداشتی می‌خرم

نتوانستم به پدرم بگویم لوازم بهداشتی می‌خرم

8 جوزا 1404
تابوی ناآگاهی و عدم دسترسی به لوازم بهداشتی قاعدگی

تابوی ناآگاهی و عدم دسترسی به لوازم بهداشتی قاعدگی

8 جوزا 1404
قاعدگی، تابویی که هم‌چنان در افغانستان پا برجاست

قاعدگی، تابویی که هم‌چنان در افغانستان پا برجاست

8 جوزا 1403

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN