نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

زنان افغانستانی از ظلم گروه تروریستی طالبان تا تبعیض و موشک‌های اسراییل

  • نیمرخ
  • 31 جوزا 1404
Website

نویسنده: مصطفی بهین

تسلط دوباره‌ی گروه تروریستی طالبان بر افغانستان، به‌طرز فاجعه‌باری وضعیت زنان را دگرگون کرد. تمامی امیدها و دست‌آوردهای بیست‌ساله‌ا‌ی دوره‌ی جمهوریت، یک‌شبه منقرض شد. طالبان در نخستین روزهای تسلط‌شان، محدودیت‌هایی شدید، زن‌ستیزانه و عقب‌گرایانه‌ای را بر پایه‌ی تفسیر افراطی از شریعت اسلامی بر زنان و دختران تحمیل کردند؛ از تعطیلی مکاتب دخترانه تا منع ورود زنان به دانشگاه‌ها، ممنوعیت اشتغال، بستن مراکز آموزشی خصوصی و اعمال قوانین سخت‌گیرانه در خصوص تردد و پوشش. این فشارها، هزاران زن و خانواده را مجبور کرد، تا برای بقا، و آموزش و آزادی از سلطه‌ی بنیادگرایی-مذهبی، افغانستان را ترک کنند.

در این میان، ایران به‌دلیل نزدیکی جغرافیایی، هم‌زبانی و پیشینه‌ی طولانی مهاجرت، یکی از مقاصد اصلی پناه‌جویان افغانستانی بود؛ اما تجربه‌ی مهاجرت به ایران، حتا برای دارنده‌گان مدارک قانونی، همیشه با دشواری‌ها و تبعیض‌های گسترده‌ای همراه بوده است.

دلایل اصلی مهاجرت و پناهنده‌شدن زنان به کشور ایران، به‌ویژه پس از سقوط کابل، دست‌یابی به زنده‌گی‌ بهتر، آموزش و مقاومت در برابر جهل طالبانی بوده است؛ با این‌حال، مهاجران افغانستانی در ایران از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان محروم‌اند؛ کودکان زیادی از آموزش بازمانده‌اند، اغلب در فضای اجتماعی با برخوردِ تحقیرآمیزی مواجه هستند.

براساس آمار نهادهای حقوق‌بشری، صدها هزار کودک و نوجوان افغانستانی-که بسیاری‌شان در خاک ایران متولد شده‌اند، از حق آموزش محروم‌اند. در حالی‌ که دولت ایران مدعی ارایه‌ی آموزش رایگان به مهاجران است؛ اما واقعیت مدارس و زنده‌گی روزمره‌ی این کودکان چیز دیگری را نشان می‌دهند.

زبان رسمی دولت و رسانه‌های ایرانی، پناهنده‌گان افغانستانی را «اتباع بیگانه» و «غیرمجاز» می‌خوانند؛ عباراتی که نه‌تنها در معنای لغوی، بل در عمل، باعث انسانیت‌زدایی سیستماتیک از این جامعه‌‌ای در حاشیه‌مانده می‌شود. این برخوردها در تضاد کامل با اصول بنیادین کنوانسیون (موافقت‌نامه) ۱۹۵۱ ژنو است؛ کنوانسیونی که اصل بازنگرداندن پناهنده به کشورِ خطر را به‌عنوان قاعده‌ای تخطی‌ناپذیر معرفی می‌کند؛ باوجود این، ایران در سال‌های اخیر، به‌ویژه بعد از قدرت‌گیری طالبان، بارها پناه‌جویان را به‌ اجبار اخراج کرده و آن‌ها را در معرض تهدید، بی‌ثباتی-حقوقی و تبعیض ساختاری قرارداده‌ است.

بَنین محمدی، یکی از هزاران زن افغانستانی پناه‌برده در ایران است. علاوه‌بر آن، در یکی از دانشگاه‌های تهران دانش‌جو است. وی به‌دلیل ممنوعیت تحصیل و کار و تهدید جانی توسط گروه تروریستی طالبان، مجبور به ترک کشور شد. بَنین قبل از تسلط طالبان، عضو یکی از تیم‌های فوتبال زنان در کابل بود؛ اما برخلاف بسیاری از ورزش‌کاران، شامل برنامه‌های تخلیه نشد. پس از آن‌که ممنوعیت آموزش و کار بر زنان وضع شد، افغانستان را ترک کرد. اکنون علاوه‌بر دانشگاه، در یک کارخانه‌ی تولید لباس کار می‌کند، تا هزینه‌ی تحصیل و زندگی‌اش را تأمین کند.

بَنین می‌گوید که مهاجران افغانستانی در ایران، به‌ویژه در دانشگاه‌ها، با تبعیض گسترده‌ای مواجه‌اند: «برخورد کلی با ما خوب نیست. برخی دانش‌جویان ایرانی، رفتار خصمانه‌ای دارند و می‌گویند که دانشگاه را هم تصرف کرده‌اید. حتا از امتیازهای دانش‌جوییِ مساوی برخوردار نیستیم و مجبوریم شهریه‌ای چندبرابر پرداخت کنیم.»

او ادامه می‌دهد که برخورد ادارات دولتی نیز خالی از تبعیض نیست: «وقتی در صف مشخص می‌شود که افغانستانی هستیم، کارمندان، بی‌احترامی می‌کنند و عمداً روند رسیده‌گی را به‌ تأخیر می‌اندازند.»

در چنین شرایطی، بحران امنیتی اخیر میان ایران و اسراییل، زنده‌گی مهاجران را به‌مراتب دشوارتر کرده‌است. حملات موشکی، اختلال در زیرساخت‌ها و ترس از یک جنگ تمام‌عیار، فضای اجتماعی را در وضعیت نیمه‌بحرانی قرارداده است. برای مهاجرانی که در پایین‌ترین رده‌ی دست‌رسی به‌ منابع و اطلاعات قرار دارند، این بحران، مخاطراتی دوچندان در پی دارد.

همچنان بخوانید

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

هویت چندفرهنگی اطفال: دگرگونی‌ها وچالش‌های خانواده‌ها در پسا ‌مهاجرت

بَنین که از شعله‌های خشم طالبان گریخته بود، تا از زیبایی و لذت‌های زنده‌گی بی‌بهره نماند، حالا در دود و باروت و صدای آژیر و موشک، در تهران گیرمانده است: «نمی‌دانم تا چه زمانی آتش جنگ، رهای‌مان نمی‌کند. این روزها صدای انفجارها، کابل را در قلمرو پندارهایم زنده می‌کند. انگار این دو سالی را که در ایران بودم و برای بقای خودم تلاش کردم، فقط یک دایره را پیموده‌ام: از جنگ به جنگ گریخته‌ام.»

او آواره‌گی را این‌گونه توصیف می‌کند: «آواره‌گی دختری غمگینی ا‌ست که برای زنده‌ماندن و رسیدن به رؤیاهایش تلاش می‌کند؛ اما باز هم نمی‌تواند از گردوغبار جنگ سر بیرون آورد و هوایی را که طعم تبعیض ندهد، نفس بکشد.»

افزایش بهای مواد خوراکی، رفتار تبعیض‌آمیز فروشنده‌گان و محرومیت از کمک‌های انسانی، تماماً بخشی از فشارهای جدیدی ا‌ست-که مهاجران را در بحران تازه‌‌نفس ایران گرفتار کرده‌است.

فرشته عادلی، دختر دیگری که چهار ماه پس از سقوط کابل به تهران پناه‌برده است، تا پیش از آغاز حملات اخیر، تهران را «خانه‌ی امن» خود می‌دانست. او در یک خوابگاه دانش‌جویی زنده‌گی می‌کرد. در کنار تحصیل، کار هم می‌کرد؛ ولی با آغاز موشک‌باران، خوابگاه تعطیل شد. فرشته مجبور شد دوباره وسایلش را جمع کند و به مشهد پناه ببرد. «وقتی مأموران گفتند باید خوابگاه را ترک کنیم، همان چمدانی را بستم که چهار سال پیش با اشک و ترس از کابل باخود آورده بودم؛ اما این‌بار نمی‌دانستم به کجا می‌روم. نه امیدی هست، نه مقصدی… دوباره باید به فرار فکر کنم.»

در ماه‌های اخیر، براساس توافق‌های پشت‌پرده‌‌ای ایران و گروه طالبان، موج تازه‌ای از اخراج مهاجران افغانستانی آغاز شده‌است. اردوگاه‌هایی که مهاجران به آن منتقل می‌شوند، به‌گفته‌ی شاهدان و گزارش‌های منتشرشده، در شرایطی فاجعه‌بار قرار دارند.

طاهر رستگار، دانش‌جوی افغانستانی ساکن ایران، در یادداشتی در فیسبوکش نوشته است: «در سه سال گذشته درباره‌ی اردوگاه‌ها، چیزهایی شنیده بودم؛ اما سطحی… تا وقتی برای دیدن دوستم به یکی از اردوگاه‌ها رفتم. آن‌جا چیزی نبود جز تجسم رنج، تحقیر و بی‌عدالتی. نمی‌دانم اسمش را اردوگاه بگذارم یا دخمه‌ای برای انسان‌هایی که هیچ جرمی جز مهاجر بودن ندارند.»

امروز، آنچه بر زنان مهاجر افغانستانی در ایران می‌گذرد، فقط روایت آواره‌گی محض نیست؛ بازتاب یک فاجعه‌ی انسانی در سکوت مطلق است که جهان با بی‌اعتنایی از کنارش عبور می‌کند. در کشاکش جنگ‌ها و سیاست‌ها، این زنان هستند که هم‌زمان با فشار طالبان، تبعیض دولت ایران و سایه‌ی جنگ منطقه‌ای، بار سنگین زیستن را بر دوش می‌کشند. آن‌ها قربانیان فراموش‌شده‌ا‌ی جهانی‌اند که مدام از آزادی، حقوق‌ بشر و برابری سخن می‌گویند؛ اما در عمل، چشم بر سرنوشت آن‌هایی می‌بندد که نه صدایی دارند، نه پشتی‌بانی.

سرنوشت زنانی چون بَنین و فرشته، نماد تلاش برای بقا در میان دیوارهای تبعیض و سایه‌ی گلوله است. سکوت جهانی در برابر این بی‌عدالتی، نه‌فقط خیانت به پناهنده‌گان، بل خیانت به همان اصولی ا‌ست که بر سنگ‌بنای حقوق بشر حک شده‌است. این زنان، سزاوار نجات، امنیت و حرمت هستند؛ نه از روی ترحم و دل‌سوزی، باید برپایه‌ی حقوق انسانی باشد. تا زمانی که هیچ نقطه‌ای از جهان، پناه‌گاهی واقعی برای زنی در حال فرار از تبعیض، زن ستیزی، اسلحه و موشک نباشد؛ در این‌صورت، ادعای انسانیت و حقوق بشر به‌جز یک مشت‌کلمه‌، معنای واقعی نخواهد داشت.

موضوعات مرتبط
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید
آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!
روایت

آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!

29 ثور 1403

برنامۀ ترویج تفکر طالبانیسم بین جوانان و محصلین. هم‌چنان؛ نگران آن است که واقعاً این خزعبلات و برنامه‌ها، فکر محصلین را مغشوش کرده و در ذهن آن‌ها جای گیرد‌. اگر این برنامه عملی شود؛ جوانان...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN