نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

تحلیلی بر ناهنجاری‌های تربیتی رواج‌یافته در خانواده‌های افغانستانی

  • نیمرخ
  • 16 جوزا 1403
98

مریم آوا

مقدمه

موجود انسانی تا آخرین مرحله از زندگی خود در حال یادگیری و آموزش است و با ارزش‌ترین وبنیادی‌ترین مرحلۀ یادگیری،  اولین سال‌های زندگی انسان می‌باشد. یادگیری در این دوره، مانند نوشته‌هایی زرین بر برگه‌ای سفید است که برای همیشه ماندگار می‌ماند. اگر بخواهیم نوشته‌ای اشتباه را حذف یا پاک کنیم، باز هم لکه‌ای از رنگ قلم  باقی خواهد ماند و حتی به اطرافش منتشر خواهد کرد. به‌همین لحاظ دانشمندان تربیتی بر عناصر، محرک‌های اثرگذار و محیط یادگیری تأکید داشته‌اند، زیرا سال‌های طویلی را در بر می‌گیرد تا نتیجه و اثرات تربیت و یادگیری بر رفتار فرد مشاهده و آشکار گردد. راهی برای بازگشت و جلوگیری از انجام اشتباه باقی نخواهد ماند. به‌ویژه تا زمانی‌که من و من برتر شخصیت انسان تا اندازه‌ای با هم هماهنگ و متوازن شده و بتواند آرزوها و خواست‌های فردی را با در نظرداشت ارزش‌های تربیتی تحقق بخشد، این یک نیاز جدید است که والدین و معماران انسانی باید روی الگوها، رفتار، عناصر اثرگذار تربیتی توجه جدی داشته و آگاهانه شیوه‌های تربیتی را انتخاب نمایند.

مادر یکی از الگوهای یادگیری است که بیشتر از همه با فرزندان وقت می‌گذرانند و نقش مهمی در تربیت فرزند دارند؛ با رفتار  و کردار خود نهال‌های تربیتی در وجود فرزند می‌کارند و شخصیت کودک را شکل می‌دهند. نه‌تنها والدین، بلکه اطرافیان و عناصر کنترل نشده‌ای چون گسترش استفادۀ بی‌قید و شرط از شبکه‌های اجتماعی و تلویزیونی می‌تواند بر تربیت کودک اثرگذار باشد، عواملی چون جنگ‌های دوام‌دار داخلی، فقر اقتصادی، تعدد زیاد فرزندان، زندگی‌های مشترک، بی‌کاری، بی‌سوادی و کم سوادی والدین به‌خصوص مادران، عدم آگاهی و بی‌توجهی به معیار و ارزش‌های تربیتی، کمبود غذاهای سالم و صدها عامل دیگر باعث شده‌است تا اکثر خانواده‌های افغانستانی به یک سلسله ارزش‌ها و قیدوبندهای تربیتی که دست‌خوش تغییرات شده‌اند به دیدۀ سطحی بنگرند و در نهایت منجر به افول اخلاقیات در افغانستان گردیده‌است. امروزه ما شاهد هستیم که عکس‌العمل در مقابل یک فیلم و یا صحنه‌های مبتذل در سریال‌ها و سخن‌های زشت غیر اخلاقی در جامعۀ افغانی یک امر عادی شده‌است، به‌همین دلیل است که در جامعۀ امروز، رفتارهای ضد اجتماعی و روانی همانند تجاوز، افسردگی، فریب‌کاری، دروغ‌گویی، لاف زدن، پرخاشگری و هزار رفتار غیر اخلاقی و فکرهای مریض مشمول جنایت و خیانت، رو به افزایش است.

این نوشتار سعی دارد بر عادت‌های ناپسند و ناهنجاری‌های رواج‌یافته که اثرات ناگواری روی تربیت اطفال دارد اشاره کند و توجه والدین را به کوتاهی‌ها و بی‌توجهی‌شان جلب نموده تا آگاهانه به تربیت فرزندان خود اقدام نمایند.

استفادۀ اطفال از موبایل یا آی‌پد

اکثر خانواده‌های افغانی با این اندیشه که استفاده از موبایل و آی‌پد یک مصروفیت سالم آموزشی و تربیتی و یا یکی از ابزار مدرن تفریحی و بازی است. از همین رو اکثراً در مجالس و محافل، اطفال تمام ساعات خود را با وسایل یاد شده می‌گذرانند. این در حالی است که اطفال با فضای غیر واقعی و مجازی ارتباط برقرار کرده و از واقعیت‌های زندگی فاصله گرفته‌اند. آن‌ها در ذهن‌شان یک دنیای غیر واقعی و تخیلی برای خود تشکیل می‌دهند که  عواقب بد روانی، جسمی و اجتماعی را به‌بار خواهد آورد. فرزندان ما برای انسان شدن نیاز دارند تا به پختگی برسند و این پختگی را از محیط پیرامون خود با گفت و شنید، اصلاح و تغییر، تجربه و تمرین فرا می‌گیرند. زمانی که خانواده‌ها دور هم جمع شده و یادی از گذشته‌ها می‌کنند، این خاطرات می‌تواند شامل تجربیات، شکست‌ها، موفقیت‌ها، پند و اندرز، نصایح وارزش‌ها باشد که زمینه‌ای را برای آگاهی، معلومات و ارزش ها فراهم می‌سازد و این‌گونه نسل به نسل انتقال پیدا می‌کند. امروزه اما این ارزش در بین خانواده‌ها کم‌رنگ گردیده، میهمان و میزبان هر دو مصروف فیسبوک و شبکه‌های اجتماعی هستند. این خود به‌دور از ارزش‌های فرهنگی و انسانی می‌باشد، عواقب دیگری که می‌تواند یادآور شد، سلامت روان اطفال است که با خطراتی چون منزوی شدن، افسردگی، ضعف  انرژی روانی، ضعیف شدن چشم و خستگی ذهنی کودک همراه خواهد بود.

بروز عکس‌العمل بیش از حد والدین نسبت به رفتار فرزندان

برخی از والدین خشم خود را با داد و فریاد، لت‌وکوب، توهین و تحقیر لفظی فرزند ابراز می‌کنند که چنین عملکردی به روان کودک آسیب می‌زند. چون طفل در حال یادگیری بوده و شخصیت‌شان متأثر از رفتارهای اطرافیان می‌باشد، بنابراین کودکان در مواجهه با عملی خلاف میل یا حوادث ناگوار، خشم و قهر خود را به‌صورت نادرست بروز خواهد داد.

خانواده‌ها معلومات کافی در قسمت سلامت روانی ندارند، به‌خصوص مادران وقتی در هنگام روبه‌رو شدن با حوادث ناگوار و عمل غیر قابل تصور از کودک‌شان با برخورد خشن رفتار می‌کنند، این عامل سبب می‌شود تا حالت روانی کودک و خودشان تحت فشار قرار گرفته و یک سلسله تغییراتی در بدن کودک و یا خودشان به‌وجود بیاید. به‌طور مثال: موجی از فشار ناراحت‌کننده تمام وجود فرد را فرا گرفته و یک بی‌حسی و گرفتگی در داخل بدن ایجاد می‌شود، با علائمی چون رنگ پریدگی، عرق، سستی و ضعف در اندام. در چنین شرایطی بعضی از کودکان برای یک دقیقه کمتر یا بیشتر، مات و مبهوت، چهره‌ای سرخ و کبود، بدون حرکت یا حتی نفس کشیدن باقی می‌مانند. به این حالت از بدن، انرژی روانی گفته شده که منبع سلامت روانی و جسمی انسان‌ها است. خانواده‌های متشنج که در مقابل حوادث و اتفاقات  عکس‌العملی شدید و اضافه‌تر از حد معمول نشان می‌دهند، اکثراً دچار سکته‌های مغزی، قلبی، فشار خون بالا، قند بالا و یا بی‌حوصلگی، عصبانیت و کم انرژی می‌شوند. توصیه می‌شود تا مادران متوجه عواقب عکس‌العمل‌های خود باشند و تا می‌توانند احساسات خود را کنترل و مدیریت کنند.

همچنان بخوانید

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

هویت چندفرهنگی اطفال: دگرگونی‌ها وچالش‌های خانواده‌ها در پسا ‌مهاجرت

منبع رفتارهایی چون احساسات، افسردگی، هیجان، وسواس، تشویش،عقده، عصبانی، منزوی، پرخاش‌گری، متکی به دیگران و حتی انتقال  افکار زهری و مریضی چون جن گرفتگی، رفتارهای کسب شده‌است که به مرور کودک از عکس‌العمل‌های والدین و اطرافیان‌شان یاد می‌گیرند. بنابراین والدین باید با خود، اطفال و اطراف‌شان صادق باشند تا در مسیر زندگی با بن‌بست و چالش مواجه نشوند. از والدین تقاضا می‌شود به فرزندشان یاد دهند که راه منطقی و درست را در برآورده کردن خواسته‌هایشان جست‌وجو و انتخاب کنند. این‌گونه کودک نیز مهارت‌های زندگی را فرا گرفته در مقابل حوادث صبر و شکیبایی داشته، یک انسان مقاوم و سازگار در برابر مشکلات می‌ایستد.

سریال و فیلم‌های تلویزیونی الگوهای خطرناک شکل‌گیری شخصیت

احساسات نقش مهم و ارزنده‌ای در زندگی انسان‌ها داشته و فعال شدن آن‌ها نیازمند به انگیزه‌های بیرونی، تجربه و تمرین دارد، حس تنفر، محبت، تحقیر و توهین، وطن دوستی، تعهد و وفا از الگوی رفتاری روی ذهن انسان‌ها کدگذاری شده و حک می‌شود. به‌طور مثال: یکی از اثرات منفی سریال‌های ترکی به‌نام “چقر” که حتی تکیه کلام آن روی دیوارهای شهر کابل نوشته شده بود و اکثراً جوانان تقلید از شخصیت‌های این برنامه می‌نمودند. اگر در افغانستان روی جرم و جنایت تحقیقاتی صورت گیرد، یقیناً یکی از عوامل اصلی آن، سریال‌ها و فیلم‌های خشونت زا می‌باشد.

بهترین و باارزش‌ترین زمان برای رشد، انکشاف ذهنی و جسمی سنین طفولیت است، نباید وقف ابزارهایی چون سریال و فیلم‌های مبتذل گردد. مصروف شدن اطفال با شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون، بروز یک سلسله رفتارها و عادت‌های زشت شخصیتی را تشکیل می‌دهد، زیرا اطفال از دنیای کودکانه‌اش دور شده و وقت‌شان را بیهوده می‌گذرانند، درحالی‌که بیشترین یادگیری در زمان کودکی تا جوانی صورت می‌گیرد.

حریم خصوصی اطفال باید مورد احترام قرار گیرد

اطفال برای رفع احتیاجات و ضروریات خود نیازمند کمک والدین هستند. این نیازمندی باید طوری برطرف شود که شخصیت و حریم خصوصی کودک از تعرض مصون بماند و مورد احترام قرار گیرد. باید این‌گونه حد و مرز و حریم خصوصی را به کودکان یاد داد، مانند: هنگام تبدیل کردن لباس‌هایش در گوشه‌ای دور از چشم دیگران صورت گیرد، ذهنیت‌سازی اطفال پیرامون داشتن حیا، شرم، عزت نفس و ارزش قائل شدن به این موارد باعث می‌گردد تا دیگر هر کسی روی جاده‌ها و سرک‌ها برای رفع ادرار و مدفوع مانند حیوانات رفتار نکنند. حیا و شرم یکی از ویژگی‌های انسانی است که اگر در نظر گرفته نشود، جامعه به‌طرف حیوانی شدن سوق داده خواهد شد.

عدم علاقۀ والدین به داشتن معلومات و تربیت اطفال به‌طور آگاهانه

انسان موجودی مغلق و پیچیده‌است، برای شناخت هرچه بیشتر علائق، احساسات، آرزوها، امیال و نیازمندی‌هایشان بر اساس سن و سال، هم‌چنین عناصر تأثیرگذار، والدین باید به‌طور سیستماتیک و مطابق با زمان، کتاب‌ها و مقالات متفاوت، به معلومات خود بیفزایند و نباید تربیت اطفال را که سرمایه‌گذاران آیندۀ یک مملکت هستند را دست کم و  عادی بگیرند. این یک باور غلط است که تربیت فرزندان را توکل به الله نماییم، زیرا خداوند با دادن نیرو و عقل، برای بندگانش رسالت خود را پایان داده‌است.

عدم توجه والدین بر فرزند دختر

اکثریت خانواده‌ها هزینۀ فکری و مالی خود را تنها برای فرزند پسر مصرف می‌کنند و فرزند دختر را مال مردم می‌دانند. در حقیقت این جفایی است که دختر در هر دو خانه، پدر و شوهر متحمل می‌شود. در هر دو مکان احترام، اولویت و فرصت  برایش مساعد نمی‌شود و ناراحت‌کننده‌ترین نکته این است که مادران منتقل دهندۀ چنین ایده و افکاری هستند. دختر و پسر را سبک و سنگین کرده و ارزش‌یابی می‌کنند، یکی را  صاحب اختیار و دیگر را مسافر و بیگانه  دانسته، درحالی‌که  دختر و پسر هر دو فرزندان خانواده محسوب می‌شوند و سزاوار ارزش و حقوق یکسان می‌باشند. باید هر دو یکسان مورد حمایت قرار گیرند تا دیگر هیچ دختری برای تأمین نیازهایش وابسته به پدر، برادر و شوهر نباشد. زن نیز یک انسان کامل و دارای استعدادهای خارق‌العاده است، مشروط بر این‌که مورد تبعیض و تعصب جنستی قرار نگرفته، فرصت و منابع مساوی  در دسترس داشته باشند.

توجیه رفتارهای زشت و ناپسند بر اساس جنسیت

در خانواده‌های افغانی معمول است که  فرزند پسر بنا بر جنسیت‌اش، اگر مرتکب رفتاری بد و ضد اجتماع شود، ترس و یا کدام ننگ برایش وجود نداشته و حتی گاهی والدین با افتخار در مجالس و محافل از عملکرد وی یادآوری می‌کنند. گاهی فرزند دختر، بهای گناه پسر را می‌پردازد. به‌طور مثال: پسری دختری را فراری می‌دهد و خواهرش تقاص گناه وی را داده و تمام عمر تاوان می‌پردازد. بالعکس وقتی فرزند دختر مرتکب یک اشتباه کوچک می‌شود، زندگی وی به تباهی و فلاکت می‌انجامد. واضح است که رفتار بد و زشت ناپسند است، حالا چه فرق می‌کند که انجام‌دهنده دختر باشد یا پسر! این موارد است که دختران سرکوب شده و روز به روز اعتماد به نفس آن‌ها تضعیف می‌گردد، زیرا دختران در قسمت تقسیم منابع و دسترسی به فرصت‌های تحصیلی و شغلی، جنسیت‌شان را مانعی برای آن می‌دانند و تبعیض از امن‌ترین مکان یعنی خانه تا جامعه بر علیه‌شان است.

شوخی و مزاق‌های غیر مجاز در مقابل فرزندان

والدین در مقابل فرزندان از شوخی و مزاق‌های زن و شوهری بپرهیزند و نکاتی را نیز باید لحاظ نمایند. ذهن فرزندان نباید متوجه برخی مسائل که مناسب آن دورۀ سنی نیست ،بشوند. از سویی دیگر، محیط انسانی نیازمند حفظ ادب و نزاکت‌های اجتماعی، فرهنگی بوده و این موارد شامل حریم خصوصی افراد و اشخاص نیز می‌گردد. در این اواخر اکثر خانم‌ها و آقایان به‌طور علنی و آشکارا، رفتار و رازهای زن و شوهری خود را در مقابل فرزندان خویش انجام داده که حتی در میان دوستان نیز شریک می‌سازند. متأسفانه این یک خلاء بزرگ اخلاقی را ثابت می‌کند که خانواده‌ها اصلاً به این ارزش‌ها پای‌بند نبوده و حریم خصوصی‌شان را حفظ نکرده‌اند.

شریک‌سازی مشکلات و چالش‌های اجتماعی با فرزندان

والدین محترم به‌ویژه مادران، مشکلات خانوادگی و شخصی خود را با فرزندان شریک نسازید و ذهن‌شان را زهری و احساسات‌شان را جریحه‌دار نسازید. غیر از این‌که فرزندتان مشکل شما را حل نمی‌تواند، بلکه متوجه رقابت‌های ناسالم، کینه و کدورت‌های ناشی از روابط شما شده، بار احساسات منفی روی شانه‌های کودک انداخته و دوران کودکی وی به منازعه کشیده می‌شود که بعدها دامن‌گیر خودتان نیز خواهد شد.

نتیجه گیری

اگر نتایج اثرات رفتار و کردار ما بر یادگیری‌های اولیۀ زندگی کودکان مورد تحقیق و بررسی قرار بگیرد، واضح خواهد شد که محیط‌های یادگیری و عوامل اثرگذار تا چه اندازه مهم  و اساسی است، امروزه هر جامعه‌ای که دروغ گفتن در آن یک اصل شده و مردمان آن اجتماع  خیلی راحت خلاف انجام می‌دهند، برای پرده کشیدن روی خیانت و جنایت، به‌راحتی دروغ و قسم یاد می‌کنند، خیانت می‌کنند، گراف جرم و جرائم روبه افزایش است. جای تعجب ندارد، زیرا پایه و اساس این رفتارها در خانواده  نهادینه شده‌است، تربیت در حاشیۀ خانواده‌ها قرار گرفته و از اولویت‌های برنامۀ خانواده‌ها خارج شده‌است، خانواده‌ها یا بی‌توجه در مقابل اصول، ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی می‌باشند و یا اصلاً آگاهی و معلومات نسبت به این قضایا ندارند. این نوشتار اشاره به نکات تربیتی برای دختران و پسرانی است که تصمیم به ازدواج دارند یا کسانی که ازدواج کرده‌اند، می‌باشد. باید قبل از گرفتن مسئولیت مادری و پدری، متعهدانه، صبورانه و آگاهانه آمادگی پرورش و تربیت فرزند را داشته باشند. مسئولیت شما در قبال یک انسان است و نه یک حیوان! برای شکل‌گیری یک جامعۀ انسانی، باید ارزش‌ها و اصول تربیتی، عاطفی، اخلاقی و اجتماعی در محیط خانواده برای زنان تدریس شود.

موضوعات مرتبط
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!
روایت

آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!

29 ثور 1403

برنامۀ ترویج تفکر طالبانیسم بین جوانان و محصلین. هم‌چنان؛ نگران آن است که واقعاً این خزعبلات و برنامه‌ها، فکر محصلین را مغشوش کرده و در ذهن آن‌ها جای گیرد‌. اگر این برنامه عملی شود؛ جوانان...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN