با تسلط گروه طالبان و افزایش چشمگیر بیکاری و گرسنگی در تمام سطحهای جامعه، منع کار زنان، بسته شدن مکتبها و دانشگاهها به روی دختران از سوی این گروه، تناقض بزرگی میان زندگی زنان در شهر و روستا ایجاد شدهاست، زنان در شهرها به پستوهای خانه کشانده شدهاند و زنان روستایی بیشتر از هر زمانی مجبور هستند دست به کشاورزی و دامپروری و مالداری بزنند.
بر اساس تخمین سازمان ملل متحد، یک چهارم زنان جهان در روستاها زندگی میکنند؛ جاییکه زیر سلطۀ مردسالاری بهسمت منزوی شدن، مظلومیت و تبدیل شدن به اشیاء رفتهاند. در افغانستان جایگاه زنان در تمام دورههای تاریخی، شیء و مال بوده و بر حسب سلطۀ فرهنگ سنتی، قبیلهای و تا حدی عرفی، مشخص میشود. با اینکه عنصر دین در افغانستان بهشدت قدرت خود را بر تمام ابعاد زندگی مردم حفظ کردهاست، اما در روستاهای افغانستان، نگاه به جایگاه زنان بیشتر از اینکه از منظر دینی باشد، بیشتر از منظر سنتی و عرفی به آن مینگرند.
با آنکه طرح توسعۀ اقتصاد روستاهای افغانستان در دولت پیشین طی ده سال از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۱۸ میلادی برنامهریزی شده بود و بخش عمدۀ این طرح روی تقویت و حمایت صنایع روستایی زنان و تولیدات آن متمرکز بود، اما با وجود مشکلات زیاد و فساد در سطح رهبری حکومت، نتیجۀ خوبی در پی نداشت و زندگی زنان روستایی دچار تغییرات قابل توجهی نشد.
زنان روستایی در افغانستان، تمام عمرشان مجبور هستند ضمن «امور منزل» یعنی فرزندپروری، پختوپز و شستورفت خانه، در کنار مردان خانواده نیز کار کنند، با افزایش فقر و بیکاری مجبور شدهاند که بیشتر از هر زمان دیگر و بالاتر از توانشان کار کنند.
در افغانستان، فرهنگ تمامکمال مردسالاری و فرهنگ مدیریت مبتنی بر ریش سپیدی در روستاها، امکان مشارکت اجتماعی زنان را قبل از تسلط گروه طالبان محدود کرده بود و حالا با تسلط گروه طالبان نیز این قانون نانوشته بیشتر از گذشته اجرا میگردد و حضور زنان را در نقشها و بخشهای دیگر جامعه بهگونهای کامل از بین بردهاست.
در افغانستان زن «خوب» زنی است که در چارچوب خانواده بتواند همۀ مشقتها را تحمل کرده، خوب کار کند. به همه خدماترسانی کرده و با فرسایش جسم و روح خود، انسجام خانواده را حفظ نماید. فرهنگی که در کنار فقر و مشکلات دیگر که حاکمیت طالبان به مردم و بهخصوص بر زنان تحمیل کردهاند، شرایط غیرقابل تصوری را برای زنان و دختران روستایی به وجود آوردهاست.
کار زنان در روستا بستگی به فصلهای سال ندارد و آنها در تمام فصلها بیشتر از مردان کار میکنند و به عبارتی؛ اقتصاد خانوادههای روستایی روی کار تماموقت زنان میچرخد، اما این زنان کارگر بهخاطر فرهنگ پدرسالاری و شیانگاری زنان، مجبور هستند حاصل دست رنجشان را در اختیار مردها قرار بدهند و برای استفاده از آن دوباره از مردهای خانواده اجازه بگیرند.
بر اساس گزارش ادارۀ همکاری بین المللی آمریکا (USAID) بیشتر از 80 درصد مردم افغانستان به زراعت و مالداری مشغول هستند و همچنان از مجموع نفوس افغانستان، بیشتر از ۸۰ درصد آنها در روستاها زندگی میکنند، با این حساب گفته میتوانیم که حالا در سایۀ حاکمیت طالبان و تشدید فرهنگ مردسالاری، بیشترین نیروی کار در زراعت و مالداری افغانستان را زنان تشکیل میدهند.
زنان روستایی در حال حاضر با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکنند، محدودیت عمومی گروه طالبان بر زنان از یکسو، فرهنگ سنتی حاکم بر روستاها از سوی دیگر، این محدودیتها را بر زنان افغانستان بیشتر از پیش کردهاست.
سیما، زن 36 سالهای است که در یکی از روستاهای ولسوالی مالستان ولایت غزنی زندگی میکند، او قبل از تسلط گروه طالبان معلم بوده و حالا بیکار شده و مجبور است برای گذراندن زندگی، کارهای شاقه انجام دهد؛ به گفتۀ او زنان روستایی در 24 ساعت بیشتر از 16 ساعت کار میکنند. او در گفتوگو با نیمرخ گفت: «در کل ما زنان در افغانستان جایگاهی نداریم، ولی زنانی که در روستا زندگی میکنند، از همه چیز محروم هستند. در تمام مدت کار میکنیم و در آخر هم مجبوریم برای همه چیز از شوهران خود اجازه بگیریم.»
زنان در روستا مجبور هستند قبل از مردهای خانواده از خواب بلند شوند و نان تازه بپزند و برای مردها صبحانه آماده کنند. بعد از آن به کارهای روزمرۀ خانه مصروف میشوند. از دوشیدن گاو و گوسفند گرفته تا تهیۀ علوفه برای آنها، این چرخهای است که همواره برای زنان روستایی در تمام سال تکرار میشود.
سیما در این مورد گفت: «من هر روز حداقل دو و نیم ساعت قبلتر از مردهای خانواده بیدار میشوم و همینگونه سه یا چهار ساعت مجبورم دیرتر بخوابم؛ اما بعد از آمدن طالبان، جدای از کارهای گذشته، باید زیادتر از قبل کار کنیم تا روزگار بگذرد، بیشتر از پیش زیر سلطۀ مردان درآمدیم؛ زیرا استقلال مالی خود را از دست دادهایم و مجبوریم برای خرید ابتداییترین ضرورت خود از مردهای خانواده اجازه بگیریم.»
در کنار این موارد، یکی از موارد مهم که بعد از تسلط گروه طالبان اتفاق افتاده، از بین رفتن ارائۀ خدمات صحی در روستاها است، نظام صحی افغانستان در بیست سال گذشته با حمایت سازمانهای امدادرسان بینالمللی توانسته بود تا حدودی، ارائۀ خدمات صحی در روستاها را بهبود ببخشد، ولی بعد از سقوط نظام جمهوری، بسیاری از کشورها و سازمانهای امدادرسان از ادامۀ حمایتشان از نظام صحی افغانستان بهخاطر چالشهایی که گروه طالبان بر سر راه کمکرسانی ایجاد کردهاند و از سوی دیگر وضع محدودیتهای زنستیزانۀ این گروه باعث شده که سازمانها و کشورهای حمایت کننده، از ادامۀ کمکهایشان دست بکشند.
حالا با تسلط گروه تروریستی طالبان، جمعیت زیادی به نیروی کار شاقه در روستاها افزوده شده، دختران دانشآموز و دانشجویانی که از ادامۀ آموزش بازمانده و مجبور شدهاند به روستاها برگردند.
محدثه رضایی، یکی از دختران دانشجویی است که بعد از بسته شدن دانشگاهها، به روستا برگشته و مجبور شدهاست برای کمک به درآمد خانوادهاش به کار زراعت رو بیاورد، سیستم زراعت افغانستان سنتی است و کسانی که به زراعت مصروف هستند، با کار شاقه مواجه میشود.
او شرایط این روزهایش را در گفتوگو با نیمرخ اینگونه بیان کرد: «بعد از اینکه دانشگاه بسته شد مجبور شدم به روستا برگردم، حالا من و دو خواهر دیگرم، به نیروهای کار روستا تبدیل شدیم، هر روز صبح را که هنوز هوا تاریک است با روشن کردن تنور و پختن نان شروع میکنم و بعد از آن به گاو و گوسفندها علف آماده میکنم.»
با توجه به اینکه در افغانستان مردان به تنهایی نمیتوانند مسئولیت تمام مخارج خانه را بر عهده بگیرند، هزینۀ بالای خانوادههای پر جمعیت، مردها را در عرصۀ رفع نیازمندیهای خانواده با مشکل روبهرو میکند. زنان در کنار آنکه به زراعت مصروف هستند، به صنایع دستی نیز میپردازند و از این طریق بخش عمدهای از نیازمندیهای خانواده را رفع میکنند. تمام فراوردههای لبنی در روستاها توسط زنان تولید میشود. در روستاهایی که بازار فروش این محصولات باشد، زنان از فروش لبنیات و فراوردههای آن درآمد قابل توجهی دارند و بخشی از مخارج سالانۀ خانواده را تأمین میکنند.


