هشتم مارچ، روزی نمادین برای ابراز واکنش جهانی زنان علیه قوانین و باورهای زنستیزانۀ جامعه است، اما زنان افغانستان برای سومین سال است که در این روز از تمام حقوق اولیه و انسانیشان در زیر حاکمیت طالبان محروم هستند. برای اولینبار در هشت مارچ سال 1875 زنان کارخانههای نساجی در نیویورک آمریکا برای بهبود شرایط کار و حقوقشان دست به اعتراض زدند. این نخستین جرقه برای همبستگی بیشتر در میان زنان کارگر در سرتاسر جهان بود که تحرکات دیگری را نیز به دنبال داشت. در سال 1909 زنان آمریکا توانستند، هشتم مارچ را بهعنوان روز ملی زنان آمریکا تثبیت کنند. در سال 1910 در کنگرۀ بینالمللی سوسیالیتها در شهر کپنهاگن دانمارک، 8 مارچ را بهعنوان روز بینالمللی مبارزات زنان تصویب کردند. این اقدام کنگرۀ بینالمللی سوسیالیستها، باعث همبستگی گسترده در میان زنان گردید و در واقع فراخوانی برای مبارزه جهت دستیابی به حقوق برابر با مردان بود. یک سال بعد، بیش از یک میلیون زن در برخی از کشورهای اروپایی، استرالیا، چین و روسیه دست به تظاهرات زدند و خواهان حقوق برابر با مردان، دسترسی به آموزش و بهرهمندی از حق رأی گردیدند.
از تاریخ نخستین برگزاری روز زن در جهان درست 167 سال میگذرد، اما هنوز هم در این یکونیم سده و اندی، کار ملموسی در حوزۀ احیای ارزشهای زنانگی در جغرافیای انسانی به نام زن صورت نگرفتهاست، حالا نزدیک به نیم قرن است که هشتم مارچ از سوی سازمان ملل بهعنوان روز جهانی زن اعلان شده تا به این بهانه وضعیت زنان در جهان امروز بهصورت جدیتر مورد توجه قرار گیرد.
اما زنان افغانستان در سومین سال حاکمیت گروه طالبان، در حالی به پیشواز هشتم مارچ میروند که موجودیتشان در جامعه انکار شده و نظام طالبانی آنها را بهمثابه انسان، دارای حق و آزادی نمیشناسند، تمام فرمانهایی که تا حالا گروه طالبان صادر کرده، بدون استثنا یک بخش از زندگی زنان را تحت تأثیر قرار داده و حقوق اساسی زنان را محدود و نابود کردهاست.
حالا شرایط زنان افغانستان از مرحلۀ تبعیض میان زن و مرد فراتر رفته و عملاً در معرض جنایت علیه بشریت و آپارتاید جنسیتی قرار دارند، این قشر جامعه در هیچ جایی از برداشت طالبانی، بهمثابه انسان دارای حق برابر با مرد شناخته نمیشود. همینطور این سومین «هشت مارچی» است که مطالبات زنان بسیار متفاوت بوده و آنها تلاش میکنند موجودیتشان انکار نشود، بهمثابه یک انسان دارای حق شناخته شوند و زن بودن برایشان جرم نباشد، حالا دیگر نظام سیاسی مشروع، پاسخگو و دموکراتیک وجود ندارد که زنان در مقابل قوانین ناعادلانه و تبعیضآمیز آن بایستند و طرحی برای بهبود وضعیت و اصلاح قوانین ارائه کنند.
گروه طالبان تمام دستورهای زنستیزانۀشان را توجیه دینی میکنند تا در جامعۀ سنتی و مردسالار افغانستان بهراحتی جا باز کند، زن در متون دینی و قرائتهای سنتی انسانی، یک موجود با هویت پارادوکسیکال است و این بر پیچیدگی ارزشهای زنانگی و کند بودن روند حقخواهیهای زنانه بیشتر میافزاید.
زنان در گسترۀ حیات دین، بهخصوص در دین اسلام همواره دچار فروکاست هویتی بوده و با نگاه نابرابر مردان دینباور مواجه هستند. این روند، زنان را در موقعیت تناقضآفرینی از ایمان و آموزههای دینی قرار دادهاست، زیرا زنان نه میتوانند با محور دینی سهل و ساده بچرخند و نه میتوانند نسبت به این دغدغهها بیتوجه باشند.
درک اشتباه از هشت مارچ در افغانستان
در بیست سال گذشته که نظام جمهوری در افغانستان حاکم بود و زنان به گونهای نسبی به حقوق اولیهشان دست یافته بودند، مناسبتهایی مانند هشتم مارچ به مفهوم واقعی خود نرسید و بیشتر از این روز برای گرفتن پروژههای مالی_سیاسی استفاده شد. جدا از پروژهها، بسیاری از زنان و مردان از این روز بهمثابه روزی عاشقانه تجلیل میکردند و درک واقعی از فلسفۀ وجودی این روز، درست در زمانی که فرصت تبلیغ و کار جدی برای آن وجود داشت، به میان نیامد.
قبل از تسلط گروه طالبان در هشتم مارچ بهجای اینکه زنان در این روز مصممتر، قویتر و استوارتر از هر روز، توانایی، انگیزه و قدرتطلبی خویش را بر کرسی مینشاند، صدای حاشیهنشینهای تاریخ را فریاد میکشیدند و بر قوانین تبعیضآمیز و ضد زن رژیمهای تمامیتخواه و نظام بردهداری مدرن اعتراض میکردند. با تجلیل عاشقانه و دریافت تحفه از سوی مردها در این روز، به نوعی اندیشۀ جنس دوم را بازتولید کرده و سرسپردگی و پذیرش غیرمستقیم فرودستی و وابستگی اقتصادی خودشان را به نمایش میگذاشتند.
واقعیت این است که روز بینالمللی همبستگی زنان در اثر مبارزات طولانی زنان در کشورهای صنعتی تثبیت شد، اما در افغانستان همواره این روز بهمثابه یک ارزش وارداتی و ثانویه مورد تجلیل قرار گرفته و در طول دو دهه دموکراسی که زمینۀ برابری خواهی زنان در افغانستان تا حدودی فراهم بود، هیچ جنبشی همانند جنبشهای زنان کارگر و زنان مبارز اساساً بهوجود نیامد و جای حرکتی هدفمند و تاریخی از سوی زنان، برای ایجاد برابری و مقابله با فشارهای اجتماعی، در تمام این سالها خالی بود.
حالا که گروه تروریستی طالبان بر افغانستان حاکم است، این فهم وارونه از هشت مارچ سبب شدهاست که مبارزۀ رهاییبخش زنان در ۸ مارچ به نوعی زیر بار تبلیغات مخالفان و دگماندیشان قرار بگیرد تا مشکلات گذشته را دستآویز امروز برای فرافکنی خویش کنند. از طرف دیگر، سرکوب و تحقیر قرون وسطایی این گروه تروریستی علیه زنان، باعث شده در شرایط امروزی، مجال گفتوگوی زنان با جامعه از بین برود و گروه طالبان و دستگاه فکری آنان به زنان و همۀ مردم به چشم گناهکار و نادان نگاه کنند.
دیوار بلند زنستیزی در افغانستان
گروه طالبان در جریان 31 ماه گذشته، تمام فرمانهای حاکمیت سیاه دور نخستشان را بر زنان اعمال کردهاند، این گروه در این مدت با وجود فشارهای گستردۀ جامعۀ جهانی به هیچیک از خواستها و مطالبات زنان افغانستان پاسخ مثبت ندادهاست.
گروه تروریستی طالبان در نخستین اقدام علیه زنان، وزارت امور زنان را حذف و در جریان این مدت، دستورهای ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف ششم برای دختران، محرومیت از حق تحصیل، کار و منع زنان از حضور در ورزشگاهها و سایر مکانهای عمومی را اعمال کرد.
در ادامۀ این گزارش به مناسبت ۸ مارچ (روز جهانی همبستگی زنان) به عمدهترین محدودیتها و ممنوعیتهای اعمالشده از سوی گروه طالبان بر زنان پرداخته میشود که اشارهای بر وضعیت خفقانبار افغانستان برای زنان است.
حذف وزارت امور زنان و برچیدن بساط حضور سیاسی زنان
طالبان روز جمعه، ۲۶ سنبله ۱۴۰۰، وزارت امور زنان را به وزارت امر به معروف و نهی از منکر تغییر دادند. پیش از آن، وزارت امور زنان در سطح کابینه و دولت، برای حمایت از حقوق زنان ایجاد شده بود. به باور شماری از زنان، حذف آن وزارت به معنای نادیده گرفتن حضور سیاسی و حقوقی زنان است. با حذف آن وزارت، دهها تن از کارمندان زن نیز بیسرنوشت شدهاند و تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت زندگی کارمندان زن آن نهاد در دست نیست. در پیوند به حذف وزارت امور زنان، دختران معترض در کابل دست به اعتراض زدند. در حال حاضر هیچ زنی در سطوح مدیریتی و صحنۀ سیاسی در داخل کشور حضور ندارد و بساط کامل حضور زنان از تمام عرصهها برچیده شدهاست.
سرکوب اعتراضات زنان
پس از آنکه کابینۀ مردانۀ طالبان اعلام شد، زنان و دختران زیادی در افغانستان در برابر این اقدام اعتراض کردند. طالبان در مقابل، اعتراضهای زنان را بهشدت سرکوب کردند و هیچ امتیازی به زنان قائل نشدند. جنگجویان این گروه، معترضان را مورد شکنجه و لتوکوب قرار دادند، شماری از آنان را بازداشت و از یک ماه تا چندین ماه زندانی کردند. طالبان در جریان اعتراضها شماری از معترضان را نیز به قتل رساندند. امید شریفی، فعال مدنی و بشیراحمد بیات، استاد مکتب انقلاب هرات، از جمله کسانی بودند که در اعتراض خیابانی زنان در ۱۶ سنبله ۱۴۰۰ در نتیجۀ شلیک گروه طالبان کشته شدند. در آن حادثه هفت تن زخمی شده بودند که یک زن نیز شامل زخمیان بود.
منع ورزش زنان
طالبان در جریان ماه سنبله ۱۴۰۰ فعالیتهای ورزشی زنان را غیر ضروری خوانده و گفتند که چهره و بدن زنان در جریان ورزش پوشیده نمیشود، از همین رو این کار برای زنان جایز نیست. احمدالله وثیق که در آن زمان معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان بود، در مصاحبه با شبکه تلویزیونی SBS استرالیا گفته بود: «ورزش زنان نه مناسب و نه ضروری است.» این گروه تمام مسابقات ورزشی زنان را ممنوع کردهاست. در این مدت هیچ مسابقۀ ورزشی از سوی زنان بهشکل علنی برگزار نشدهاست. کمیتۀ بینالمللی المپیک در جریان ماه سنبله سال جاری هشدار داد در صورتی که زنان به فعالیتهای ورزشی دست پیدا نکنند، رابطۀ خود را با افغانستان قطع میکند.
دستور ممنوعیت آموزش دختران
وزارت معارف طالبان روز جمعه، ۲۶ سنبله ۱۴۰۰، پس از یک ماه تعطیلی نهادهای آموزشی اعلام کرد که همۀ مکاتب خصوصی و دولتی به روی دانشآموزان پسر باز میشود. این گروه در آن زمان چیزی در مورد بازگشایی دروازههای مکتبهای دخترانه نگفت، اما در هنگام بسته شدن مکاتب اعلام کرده بود که دروازههای نهادهای آموزشی به روی دختران تا «اطلاع ثانوی و فراهم شدن شرایط» بسته میشود، حالا دو سال و هفت ماه از این دستور میگذرد، پیش از سلطۀ گروه طالبان، حدود ۳.۷ میلیون دختر در سراسر کشور مصروف آموزش بودند.
محدودیت سفر
طالبان به تداوم وضع ممنوعیت بر زنان، بر سفرهای زنان نیز محدودیتهای دستوپاگیری وضع کردهاند. این گروه در ۴ حمل سال 1401 به تمام شرکتهای مسافربری دستور داده تا به زنانی که محرم شرعی ندارند، اجازۀ سفر و خرید تیکت داده نشود. این وزارت در قوس ۱۴۰۰، به رانندههای موترهای شهری و مسافربری نیز دستور داده بود که زنان «بیحجاب» را در موترهایشان سوار نکنند.
حجاب اجباری
گروه طالبان با صدور دستور حجاب اجباری گفتهاند که زنان باید بهصورت کامل روی خود را بپوشانند، بر اساس دستور طالبان، بهترین حجاب «برقع/چادری» است. این گروه در یک دستور ۹ مادهای گفته است: در صورتی که زنان به این امر تمکین نکنند، مرد خانوادهۀ آنان مجازات خواهد شد.
این گروه در یک دستور دیگر، سر مانکنهای لباسهای زنانه را قطع کرده و به زنان دستور داده که بدون ضرورت از خانه بیرون نشوند، در مقابل زنان و دختران معترض، کارزار «نه به حجاب اجباری» را راهاندازی کردند، اما از سوی طالبان سرکوب شدند.
منع ورود زنان به تفریحگاه، ورزشگاه و حمام عمومی
طالبان به تداوم سیاستهای محدودکننده علیه زنان، آنان را از رفتن به پارک تفریحی، حمام عمومی زنانه و ورزشگاه نیز منع کردند. در آغاز حاکمیت دور دوم این گروه، برای پارکهای تفریحی تقسیم اوقات تعیین کرده بودند که زنان و مردان همزمان به تفریح نروند، اما بعداً ورود زنان بدون حضور محرم را نیز ممنوع کردند. این گروه حمامهای عمومی زنانه را نیز بسته و به زنان دستور دادهاند که از حمامهای خصوصی با «رعایت حجاب اسلامی» استفاده کنند. علاوه بر مسدود شدن حمامهای عمومی زنانه، ورزشگاهها نیز به روی زنان مسدود شدهاست. طالبان روز شنبه، ۳۱ ثور ۱۴۰۱، دستور دادند که مکانهای ورزشی به روی زنان مسدود شود. در واکنش به این اقدام، دختران و زنان ورزشکار در یک اقدام نمادین با چادری فوتبال کردند و اعتراض خود را به نمایش گذاشتند، اما سودی نداشت.
منع تحصیل زنان
گروه طالبان پس از بستن دروازههای مکتبهای متوسطه و لیسه به روی دختران، دروازههای نهادهای تحصیلی دولتی و خصوصی را نیز به روی آنان بست. وزارت تحصیلات عالی این گروه روز سهشنبه، ۲۹ قوس ۱۴۰۱، با صدور مکتوبی گفتهاست که زنان و دختران «تا اطلاع ثانوی» از حضور در نهادهای تحصیلی خودداری کنند. بر اساس مکتوبی که به تاریخ ۲۸ قوس سال جاری صادر شده، ندامحمد ندیم، سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان گفتهاست که همۀ دانشگاهها ملزم به رعایت این دستور هستند. این مقام طالبان تأکید کرده که این تصمیم برای «جلوگیری از رذایل» و «اجرای شریعت» اتخاذ شدهاست. پیش از اعلام این دستور، روزنامه ۸ صبح به اطلاعاتی دست یافته بود که نشان میداد طالبان دروازههای دانشگاهها را به روی زنان میبندند.
اعمال محدودیتهای طالبان و خودکشی زنان
طالبان با وضع ممنوعیتهای دستوپاگیر علیه زنان، امید آنان را به یأس مبدل کردهاند. شماری از زنانی که در چنگ جنگجویان طالبان میافتند یا در دام خشونتهای خانوادگی بند میمانند و راهی برای گریز یا تغییر وضعیت ندارند، دست به خودکشی میزنند. در جریان سلطۀ گروه طالبان، صدها زن و دختر در نتیجۀ سیاستهای زنستیزانۀ مستقیم گروه طالبان دست به خودکشی زده و صدها دختر، در گیر و دار حاکمیت سیاه گروه طالبان مجبور به ازدواج اجباری شدند.
در پایان…
گروه طالبان زنان را تنها در برابر نظام تمامیتخواه تبعیضگرا قرار نداده، بلکه حقوق سیاسی، اقتصادی، مدنی و مهمتر از همه آزادی زنان را گرفتهاست. طالبان زندگی نکبتباری را برای زنان ترسیم کردهاند که میلیونها زن با خطر مرگ دستوپنجه نرم میکنند. هزاران زن که حقوق دریافت میکردند و چرخۀ اقتصادی زندگی و خانوادگیشان را میچرخاندند، نزدیک به سه سال میشود که در فضای یأس و خفقان بهسر میبرند و آیندۀ خود را تیره و تار میبینند.
بنابراین، زنان باید روشها و کارشیوههای تازهای را برای ادامۀ مبارزه و دادخواهیهایشان فرا بگیرند؛ روشهایی که با واقعیتهای موجود و تحولاتی که در نظام بینالمللی اتفاق میافتد، نزدیک باشد. در کنار شناخت روشی تأثیرگذارتر و راه درستتر. گروههای متعدد زنان و نخبگانشان باید اعتمادسازی کنند. اگر اعتماد میان زنان و طیفهای مختلف آنان به میان نیاید، سنگبنای بنیادین مبارزاتشان فرو میریزد، انسجام و هماهنگی در طرح و ارائۀ مطالبات شکل نمیگیرد و راه رسیدن به خواستهای انسانی و برابریطلبانهشان را دشوار میسازد؛ زیرا سیاستهای افراطگرایانۀ گروه طالبان علاوه بر هدف قرار دادن آزادی و آرزوهای زنان، بستر بیاعتمادی میان آنان را فراهم ساخته و باعث چند دستگی مطالباتشان نیز شدهاست.
حالا دختران و زنان معترض در برابر رژیمی قرار دارند که به مبارزۀ مدنی و اعتراض باور ندارند، این گروه تروریستی بهجای استفاده از روشهای مدنی و سیاسی، با خشونت و میلۀ تفنگ با زنان صحبت میکنند، از طرف دیگر، سرکوب و تحقیری که طالبان بر زنان روا میدارند و به آن صبغۀ دینی میبخشند، بخشی از تفکر رادیکالیزم این گروه است.


