محرومیت زنان از کار در نهادهای ملی و بینالمللی، تحصیل در دانشگاهها، زنان را با دستاوردهای بیست سالهشان به چهار دیواری خانه راند. در کمترین زمان ممکن، خشونتهای خانوادگی، افسردگی، فقر و تنگدستی جای استقلال مالی و آزادیهای فردی زنان را گرفت.
بنا بهدلایلی حضور زنان در چند بخش از جمله بخش صحی منع نشده، اما زنان با چالشها و محدودیتهای زیادی توانستهاند در این بخشها به کارشان ادامه دهند. پیدا کردن کار در این نهادها برای زنان نیز بدون دردسر نبودهاست. در این گزارش با چهار تن از زنانی گفتوگو شدهاست که هنگام استخدام برای کار با پیشنهادهای رابطۀ جنسی روبهرو شدهاند و برای ادامۀ کار از آنها تقاضای « دوستی» شدهاست.
“زرمینه” ۳۶ ساله، باشنده ناحیۀ ششم شهر کابل، یک زن میانسال است که در دو سال گذشته با کار کردن در خانهها، مارکتها، فابریکهها و بیمارستانها مصارف روزمرۀ خود را تأمین کردهاست. در این مدت او حداقل سه بار با پیشنهاد رابطۀ جنسی در بدل کار روبهرو شده و با چشمانی پر از اشک و قلبی مأیوس، محل کار را ترک کردهاست.
او به نیمرخ میگوید: «یک روز به مارکت خوراکه فروشی رفته بودم، آنجا به تعدادی کارگر نیاز داشتند که برایشان لوبیا و نخود پاک کند. آنروز من ناوقت رسیدم و دیگر کارگر ضرورت نداشتند، صاحب کار گفت: شما به دفتر بروید من میآیم، تا صحبت کنیم.»
“زرمینه” میگوید که او به امید یک کار دیگر رفته بود اما وقتی مسئول مارکت به دفتر رسید، دروازه را بسته و از زرمینه در مورد خانوادهاش و اینکه چرا کار میکند سؤالهایی پرسیدهاست. پس از شنیدن پاسخهای او و ضرورت کار کردن او در بیرون از خانه، برایش پیشنهاد دوستی دادهاست.
زرمینه میگوید: «آن مرد برایم گفت که زن و اولادهایم در ولایت دیگر زندگی میکند و من در کابل تنها هستم، همراهم دوستی (پیشنهاد رابطۀ جنسی خارج از ازدواج) کن. هر چیزی لازم داشتی برایت میآورم، دیگر لازم نیست کار کنی.»
زرمینه مادر پنج فرزند است که پسر بزرگش محصل سال دوم کامپیوتر ساینس در دانشگاه کابل است و چهار دخترش از مکتب و دانشگاه محروماند. او روزانه با صفاکاری در خانهها و فابریکهها ۲۵۰ تا ۴۰۰ افغانی پول بهدست میآورد اما زمانی که با پیشنهاد رابطههای جنسی در بدل کار و یا بدون کار مواجه شده، با دستان خالی به خانه برگشتهاست.
مریم (مستعار) سرپرست خانواده زنی در حدود ۳۰ سالهاست که با دو کودکش در شهرک مهدیه در غرب کابل بهتنهایی زندگی میکند. شوهرش معتاد به مواد مخدر است و او با آشپزی کردن در یک کلینیک خصوصی در شهر کابل امرار معاش میکرد اما بعد از نظارت طالبان از این کلینیک، او را از وظیفهاش اخراج کردند و بهجای او یک مرد را استخدام کردند.
به گفتۀ مریم، او و سه زن دیگر بهدلیل فشارهای طالبان از آن کلینیک اخراج شدند. زیرا به باور طالبان در شماری از بستهایی که ضرور نیست زنان کار کنند، باید مردان استخدام شوند.
مریم پیشنهاد رابطۀ جنسی و برخورد نامناسب همکاران مرد با خودش را میپذیرد اما بهدلیل مسائل امنیتی حاضر نیست سرگذشتاش را روایت کند.
او میگوید: «خیلی از صاحب کارها میدانند که زنان از مجبوری کار میکنند و کار خوب هم پیدا نمیشود، وقتی به من کار میدادند، تلاش میکردند از هر طریقی سر صحبت دوستی و یا رابطۀ جنسی را باز کنند.»
پیشنهادات جنسی در بدل کار و یا در محیط کار تنها به زنان کارگر خلاصه نمیشود. در شماری از سازمانها و شرکتهایی که هنوز کار زنان منع نشدهاست، تمام بستها به خویشاوندان و کارفرمایان اختصاص یافتهاست و یا در مواردی به زنان فروخته میشود.
زهره (مستعار) یکی از آن زنانی است که در یک نهاد خدماتی که به بیمارستانها خدمات صحی ارائه میکرد، یک بست کاری را در بدل ۸۵ هزار افغانی (دستمزد سه ماه) خریده بود؛ اما وقتی با پیشنهاد رابطۀ جنسی روبهرو شد آنجا را ترک کرد.
زهره میگوید از طریق سایتهای کاریابی در بست اداری یک نهاد درخواست کار داده بود که همزمان با او چهار زن دیگر نیز در انتظار مصاحبۀ کاری بودند. زهره اما برای بهدست آوردن این کار، با پیشنهاد یکصد هزار افغانی روبهرو شد که معاش چهارماه در آن سازمان بود. چون گزینۀ دیگری نداشت پس از کلنجار رفتن، صاحب کارش را به ۸۵ هزار افغانی متقاعد کرد.
زهره گفت: «سه ماه اول معاش نداشتم، در واقع معاشم را گرفته و به مسئول نهاد دادم که بست را از او خریده بودم. شش ماه آنجا کار کردم و مسئول نهاد که یک پیرمرد بود از من تقاضای رابطۀ نامشروع کرد و من مجبور شدم وظیفهام را ترک کنم.»
به گفتۀ زهره، او پس از این درخواست، مأیوسانه محل کارش را ترک کرد و اکنون در مرکز تماسهای یک شرکت خصوصی دیگر مشغول کار است.
زهره دانشآموختۀ ریاضی دانشگاه تعلیم و تربیة شهید ربانی کابل است و مدت زیادی در مکاتب خصوصی بهعنوان آموزگار کار کردهاست.
سامعه ۲۱ ساله، زن دیگری است که بهعنوان معلم در یک مکتب خصوصی مشغول تدریس است. او نیز آزار و اذیت شدن توسط همکاران مردش را پذیرفته و میگوید که مردان زیادی میدانند که در شرایط فعلی زنان حق کار ندارند و میتوانند در بدل کار از آنها سوءاستفاده کنند.
سامعه اما حاضر نشد سرگذشتاش را از تقاضای روابط جنسی در بدل کار با نیمرخ درمیان بگذارد.


