نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

نویسنده: زهرا ناظمی، کارشناس مسایل حقوقی

طالبان زنان را فقط برای «تولید مجاهد» به کار دارند

  • نیمرخ
  • 7 قوس 1400
زهرا ناظمی2

«طالبان» چه واژه‌ی دلهره‌آور و ترسناکی است. «زن» واژه‌ای در تضاد ایدئولوژی‌های طالبانی. این دو واژه پارادوکسی از حمایت و شکنجه را به همراه دارد. تا به‌حال هم در نیافتیم که هدف طالبان از «زن» حمایت است یا شکنجه و در بند کشیدن! از رویکرد زن‌ستیرانه‌شان پیداست که طالبان به دنبال اقناع عقده‌های مردسالارانه‌ی خود هستند و حفظ جاه و منزلت مردانه در برابر انسانی به نام زن. بر همین منوال زن را در پستوهای حفظ و کرامت اسلامی و یوغ شلاق اطاعت حبس می‌کنند و زن ناشزه را بد می‌دانند و محکوم به راندن و کشتن می‌کنند. اگر زنی را دیدند که بال پرواز می‌گشاید و پرواز کردن را یاد گرفته، خیلی سریع وارد عمل شده و بال‌هایش را قیچی می‌زنند. طالبان از جایگاه زن امروز می‌ترسند چون سینه سپر می‌کنند و جلوی تفنگ‌شان با قدرت می‌ایستد و فریاد رهایی را سر می‌دهد. آگاهی و معلومات حقوقی دیروز، ایستادگی و شجاعت امروز را به همراه دارد.

زنان قدیم تابع و ضعیفه بوده‌اند و در بسیاری از مناطق افغانستان در دوره‌ی قبلی حاکمیت طالبان فقط تابعیت می‌کردند و هیچ وقت انگشت انتقاد بلند نمی‌کردند. چون باور داشتند زن حقی ندارد و باید در زندان ترسیم شده‌ی ذهنی مردان بیفتد و بالک بزند و به دنبال راه فرار نباشد. همین الآن هم زنان در خانواده‌ی اعضای طالبان فقط «وسیله‌ای» برای تولید مجاهد طالبانی است که فقط زیر سلطه‌ی همان مردان افراطی تربیت می‌شوند و راه آنان را با چراغ پدران‌شان ادامه می‌دهند. انتقال مفکوره‌ی طالبانی از نسلی به نسل دیگر به صورت دایره‌وار بدون تزریق کدام معلومات جدید و بروز دنیا. بلکه فقط فقط با تقلید سنت و راه پدر صورت می‌گیرد.

من یک زن هستم و هزاران زن چون من ذهن جهان‌شمول و اندیشه‌ی فراگیر دارند، مطالعه می‌کنند و ژرف‌اندیش جامعه خود هستند. به دنبال چرایی سوالاتی هستند که همیشه با جواب سر بسته رها شده‌اند و اقناع ما را حاصل نکرده‌اند. چرا زنان در جامعه‌ی طالبانی و حتا غیر طالبانی به میوه، شیرینی و غیره تشبیه می‌شوند و یا صدای پاشنه کفش‌شان دل مردان سست عنصر را می‌لرزاند و آنان را به خطا وادار می‌کند؟ مگر نه این‌که گفته‌اند: کنترل نفس بر هر مسلمان واجب است. این چه نفس شیطانی است که از پوشش زن، صدای کفش زن، از رنگ روشن لباس زن، از آرایش زن تحریک می‌شود و به گناه می‌افتد؟

کاش قوانین زنانه می‌شد و مردی را که به زنی نگاه خطا و نیت شوم داشته باشد را محکوم می‌کردند، کاش چشمان مردان دائم‌التحریک را می‌بستند، کاش مردانی که از صدای کفش زن خمار می‌شوند را کر می‌کردند. هر چقدر محدودیت در جامعه افزایش یابد بر همین اساس آمار جرم و جنایت جنسی نیز رو به افزایش می‌رود. آن زمان باید زیر پوست شهر به دنبال جستار هرزگری پنهان باشید.

از سقوط و عوامل سقوط دولت که باعث روی کار آمدن طالبان شد چیزی نمی‌نویسم؛ زیرا می‌دانیم دولت‌مردان ما خود اصرار بر سقوط داشتند تا حفظ نظام و مبارزه علیه طالبان. چون سرشت آنان چنان فاسد شده بود که سقوط در نظرشان راه نجات بوده و کاری جز آن نمی‌توانستند. حالا به دنبال تقدس‌گرایی خود هستند. این‌که خود را از هرگونه مسئولیت مبرا کنند. داستان‌های قبل از سقوط و بعد از سقوط سر می‌دهند تا مسئولیت را به دوش دیگری بیاندازند. دلیل سقوط سیاست ما این بود که نظام پر بود از سیاست‌مداران ناوارد و تازه‌کار که خیلی هم از خودشان خوششان می‌آمد و معاش‌های بلند بر حسب رابطه می‌گرفتند. هرکس در هر رشته‌ای که شکست می‌خورد به سیاست رو می‌آورد و فکر می‌کردند در این عرصه پیروز خواهند شد؛ که چنین نشد و آینده‌ی میلیون‌ها انسان را به تباهی و بربادی کشاندند.

زن در انحصار طالبان همان زن مُرده و بی‌جانی است که فقط در مسیر اطاعت قدم بگذارد. در چرخه‌ی تولید مثل برایشان مجاهد پروری کند. مانند عروسک خیمه‌شب‌بازی کنترل ‌شود. زن آزاده برای طالبان، عصیان‌گر خطاب شده و محکوم به مرگ می‌شود.

همین دو سال پیش قابل تصور نبود که روزگاری طالبان دوباره وارد کابل شود. ولی حالا که این گروه خشونت‌گر یکبار دیگر بر افغانستان حاکم شده اند، چه باید کرد؟

کارنامه‌ی سیاه طالبان باعث شده که حالا هرچه خود را تغییر یافته‌تر از قبل بدانند کسی باور نمی‌کند. از فرار مردم و هَرج‌ومَرج در میدان‌هوایی کابل گرفته تا هجوم مردم به مرزهای زمینی به مقصد کشورهای همسایه، همه نشان‌دهنده‌ی ترس مردم از گیر ماندن در دوره‌ی تاریک و تباهی طالبانی است. طالبان دستاورد عظیمی در نابودی داشته و نزدیک به سه دهه‌ی گذشته طیف وسیعی از نسل‌کشی، محکمه‌های صحرایی، از بین بردن فرهنگ و سرمایه‌های تاریخی چون بت‌های بامیان، غصب زمین‌های مردم و آواره کردن آنان، قتل‌های زنجیره‌ای، برده‌داری زنان، کودک‌آزاری و شرارت انسان‌ستیزانه آنان بر مردم روشن است. در بیش از سه ماه اخیر طالبان نشان داده‌اند که همان مفکوره و همان ایدئولوژی‌های انسان‌ستیزانه را پیاده می‌کنند.

بیشتر زنان آزاده‌یی که فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌یی داشتند در یک چشم بهم‌زدن به قربانیان بی‌دفاع تحت سلطه‌ی بدوی و سرکوبگر طالبان بدل شده‌اند. عده‌یی از زنان فعال که توانسته‌اند از افغانستان خارج شوند، از فعالیت باز مانده‌اند.

این‌روزها در بیرون از افغانستان در عالم مهاجرت نخواسته، به زنانی می‌اندیشم که سرپرست خانواده‌های شان هستند. به این‌که چگونه از پس مخارج خانواده شان بر می‌آیند. به زنان فعالی فکر می‌کنم که تحت سلطه طالبان گیر مانده‌اند و راهی برای برون شدن ندارند. واقعا این زنان با چه دلخوشی خود را آرام می‌کنند و ترس را در خود می‌کشند. اندیشیدن به سرنوشت زنان گیرمانده در افغانستان، بند بند وجودم را می‌خورد. مرا از درون متلاشی می‌کند.

همچنان بخوانید

طالبان، تهدیدهای جهانی یا فرصت‌های پنهانی

نشست دوحه و معضلات افغانستان در سایه‌ی حاکمیت گروه طالبان

معترضان در کلگری، کانادا؛ گروه طالبان تمام ارزش‌های انسانی را نقض نموده و آینده زنان و کودکان را به نابودی مواجه کرده است

هنوز در ناباوری سقوط هستم. به این فکر می‌کنم که زنان افغانستان سال‌ها کوشیدند و به دنبال احیای جایگاه خود بودند. در عرصه‌ی هنر خوب درخشیدند. بسیار بودند زنان نویسنده که از سد سانسور گذشتند و محدودیت برای نوشتن‌ به رسمیت نشناختند. ورزشکاران زن چه در داخل و چه در مسابقات بین‌المللی مطرح شدند. در عرصه‌ی علم و دانش اساتید بزرگواری از زنان را داریم. در عرصه‌ی کاری زنان رشد قابل ملاحظه‌ داشتند و گاهی از مردان نیز سبقت می‌گرفتند. در عرصه‌ی رسانه نیز زنان خوش درخشیدند. در عرصه‌ی تحصیل اول نمره‌ی عمومی کنکور دختران باهوش این مرز و بوم بوده‌اند. اما حالا همه زنان با تمام توانایی و آروزهایشان قربانیان بی‌دفاع و در معرض حذف اجتماعی-سیاسی هستند.

در چنین وضعیتی، با آنکه رسیدن به نجات دوباره، سخت و دشوار است، اما گاهی به این فکر می‌کنم که آیا ممکن است مردم افغانستان دست بدست هم بدهند و علیه این گروه وحشی دست به قیام سراسری بزنند؟ به هیچ پاسخی امیدوارکننده نمی‌رسم که بتواند به این زودی‌ها نتیجه بدهد. گاهی به این فکر می‌کنم که آیا ممکن است روزی دوباره افغانستان را ببینم و این‌که آن روز افغانستان آباد و زنان از بند طالبان آزاد باشند؟

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: طالبان را به رسمیت نشناسید
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN