صنم مراد
خشونت و تنبیه بدنی دانشآموزان در مکاتب افغانستان بیپیشینه نیست، اما با تسلط گروه تروریستی طالبان، محیط آموزش و پرورش کودکان در افغانستان به روایت والدین آنها و فعالان آموزشی، به فضایی ناامن مبدل شدهاست و تنبیه کودکان یک نوع خشونتی است که مراحل عادی شدن را میپیماید.
شماری از دانشآموزان و والدین کودکان که در ولایتهای کابل، بلخ و دایکندی زندگی میکنند، تجربۀشان را از خشونت و ضربوشتم در مکاتب با رسانۀ نیمرخ به اشتراک گذاشتهاند که در این گزارشات، روایت آنها از خشونت با دانشآموزان در مکتب و عواقب آن را از نظر فعالان آموزشی و روانشناسان میخوانید.
سیمای 13ساله، دانشآموز یکی از مکاتب خصوصی شهر کابل در گفتوگو با نیمرخ میگوید: زمانیکه دانشآموز یک مکتب دولتی در منطقۀ دارالامان شهر کابل بودهاست، در صف صبحگاهی در حویلی مدرسه مورد لت وکوب معلم خود قرار گرفتهاست. او میگوید: «بهخاطر پوشیدن لباس رنگی مرا لت وکوب و از صف خارج کردند.»
سیما که اکنون برای ادامۀ تعلیماش به یک مکتب خصوصی میرود، گفت: در آنجا نیز رفتاری درست با دانشآموزان نمیبیند. «در مکتب خصوصی هم وقتی فیس مکتب سر وقت پرداخت نشود، ما را پشت دروازۀ مکتب نگه میدارند و اجازۀ اشتراک در صنف را نمیدهند.»
مدثر کودک 11 ساله، متعلم صنف سوم در مکتب پسرانۀ بلخ باستان در شهر مزار شریف نیز به خبرنگار نیمرخ گفتهاست که از سوی معلم خود حداقل دوبار مورد لتوکوب و سرزنش قرار گرفتهاست. او گفت: «یک همصنفیام که پشتونتبار بود، سر جای من نشسته بود، وقتی از او خواستم که از جایم بلند شود، بلند نشد و با هم دعوا کردیم، اما معلم مرا مقصر دعوا دانست و بلافاصله از گوشهایم کشیده، پیش روی صنف برد وبا خطکش به دستانم زد.»
مدثر تنها کودکی است که از یک خانوادۀ هفت نفره به مکتب میرود و سه خواهرش که متعلم مکتب بودند، اکنون در خانه بهسر میبرند. والدین او نگراناند که او از فضای خشونتآمیز مکتب متأثر شده و در آینده از رفتن به مکتب خودداری کند.
راضیه حسینی مادر مدثر میگوید: مسئولان مکتب بلخ باستان به شکایت او مبنی بر لت وکوب پسرش در مکتب رسیدگی نکرده و از او خواستهاند که دیگر بهخاطر مسائل اینچنینی «مزاحم» آنها نشود.
راضیه گفت: «جای خطکش در دست پسرم مانده و کبود شده بود. فردای آن روز وقتی به مکتبش رفتم، یک گروه از هیأت طالبان برای نظارت از مکتب آمده بودند. مسئولان مکتب بدون اینکه شکایت مرا بشنوند، گفتند که بهخاطر دعوا و تنبیه شاگردان از سوی معلم اینجا نیایید.»
به گفتۀ راضیه، او در محیط خانواده تلاش میکند تا روشهای تربیت سالم کودکانش را رعایت کند، اما در مکتبی که پسرش درس میخواند فرزندش مورد خشونت قرارمیگیرد و بارها از شکنجه شدن همصنفانش نیز سخن گفتهاست.
مدثر همچنان گفت که در مکتب او سایر همصنفیهایش نیز مورد خشونت قرار میگیرند. «یکبار یک پسر میخواست کاغذ مچاله شده را به سوی دوستش پرتاب کند، اما کاغذ بهسمت معلم رفته و معلم با یک چوب باریک که از درخت اطراف حویلی گرفته بود، او را مورد لتوکوب قرار داده بود؛ چوب به چشم سمت چپاش خورده و چشمش خونی شد.»
سهیلا متعلم صنف ششم در یکی از مکاتب دخترانه در شهر نیلی مرکز ولایت دایکندی تجربۀ مشابهی دارد. او میگوید: بهخاطر رنگ ناخن در انگشتانش از سوی معلم و کمیتۀ انضباط مکتب مورد سرزنش و خشونت قرار گرفتهاست.
سهیلامیگوید: «ما ناوقت شب از عروسی آمده بودیم و فرصت نکرده بودم که رنگ ناخنهایم را پاک کنم. صبح وقتی مکتب رفتم، کمیتۀ انضباط مرا بهخاطر رعایت نکردن اصول، طبق دستورات طالبان سرزنش کرد که چرا به ناخنهای دستم رنگ زدم. معلم در صنف قلم را میان انگشتانم گرفته و انگشتانم را فشار داد، برای لحظهای فکر کردم انگشتانم شکستهاست، اما جای قلم کبود شده بود و استخوانم تا چند روز درد داشت.» به گفتۀ سهیلا، معلم او را اینگونه تنبیه کرده بود تا بار دیگر یادش بماند که با رنگ ناخن به مکتب نرود. این رفتارهای خشونتآمیز با دانشآموزان در مکاتب درحالیاست که فعالان آموزشی و دکتران روانشناس از عواقب آن هشدار میدهند.
خالده نظیمی(مستعار) 33 ساله یک روانشانس زن در کابل است که در گفتوگو با خبرنگار نیمرخ گفت: رفتارهای خشونتآمیز با دانشآموزان در مکاتب را تأیید کرده و از عواقب ناگوار آن هشدار میدهد. او گفت: «مراجعین من که دختران دانشآموز مکتب و والدینشان هستند، از محدودیتهای وضع شده بر دختران در مکاتب شاکیاند. آنها میگویند: در مکتب توهین و تحقیر شدهاند و نمیتوانند با فضای مکتب با محدودیتهای وضع شده کنار بیایند.»
او در مورد عواقب رفتارهای خشونتآمیز و سرزنش دختران و دانشآموزان در مکتب میگوید: «این رفتارها سبب تهدید سلامت روان و یادگیری دانشآموزان میشود و آسیب جدی به روان دانشآموزان وارد میکند، خشونت و ضربوشتم سبب پیدایش افسردگی، ترس و خشم، احساس خود کمبینی، بیانگیزگی، تنبلی، از دست دادن اعتماد به نفس و در نهایت سبب دوری دانشآموزان از مکتب میشود.»
در همین حال، دکتر کریمه یک فعال آموزشی و مسئول یک مکتب مخفی دخترانه در شمال افغانستان میگوید که مساعدسازی فضای سالم برای آموزش کودکان در افغانستان به حاشیه رفته و مکاتب کشور به مکان ترویج خشونت و افراطگرایی مبدل شدهاست.
او گفت: «تمام توجهها بر بسته شدن مکاتب دختران بالاتر از صنف ششم است، اما دختران دانشآموز پایینتر از صنف ششم در مکاتب قربانی محدودیتها، خشونتها و ترویج افکار تروریستی طالبانی میشوند. من از سازمانهای بینالمللی میخواهم که به دختران کمک کند که در فضای ناامن مکتبهای طالبانی به ترویستان جدید مبدل نشوند.» هشدارها از ترویج افراطیت میان دختران دانشآموز درحالیاست که اخیراً گروه طالبان علاوه بر وضع محدودیتهای شدید بر دختران و تغییر در نصاب آموزشی، چندی پیش در چندین مکتب دخترانه در بدخشان برای دانشآموزان نقاب توزیع کردند تا بعد از این کودکان دانشآموز دختر با نقاب به مکتب بروند.


