نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

بحران مهاجرت یک تهدید جدی برای زنان افغانستان است

  • ارزگانی
  • 24 حوت 1403
Website-immi

افغانستان و پاکستان به لانه‌ای ناامن برای زنان معترض، فعالان حقوق بشر و نظامیان پیشین کشورمبدل شده‌است. هجوم پلیس پاکستان به محل اقامت مهاجران در اسلام آباد، شبیه هجوم طالبان بر خانه‌های معترضان، فعالان مدنی و نظامیان پیشین کشور همان‌قدر وحشتناک و سرسام‌آور است. کودکان مهاجر با شنیدن نام پلیس به وحشت می‌افتند، همان‌گونه که در افغانستان با شنیدن نام طالبان می‌هراسیدند.

لیدا عزیزی ۲۵ ساله، دانش‌آموختهٔ حقوق و علوم سیاسی، فعال حقوق زن و عکاس خبری اهل افغانستان حدود ۳ سال است که با کودک و شوهرش در اسلام آباد پاکستان به‌سرمی‌برند. لیدا با آمدن طالبان به‌دلیل تهدیدات امنیتی در افغانستان نمی‌توانست مانند گذشته کار کرده و در آرامش زندگی کند. او به روی تمام فعالیت‌ها و دستاوردهایش چشم بست و کشورش را پشت سر گذاشت تا حداقل زنده بماند.

لیدا در کشورش به‌دلیل فعالیت‌های مدنی و کار با نهادهای مدنی و UN Habitat از دست طالبان فرار کرد، اما اکنون در پاکستان باید از دست پلیس این کشور بگریزد. زیرا اسناد اقامت آن‌ها فاقد اعتبار شده و تمدید آن  در توان لیدا نیست.
لیدا عضو ۸ جنبش اعتراضی زنانه علیه طالبان است و برای حقوق مهاجران و زنان افغانستان زیر سلطهٔ طالبان مبارزه و دادخواهی می‌کند.

او و هم‌کارانش گردهمایی و راهپیمایی‌های اعتراضی زیادی را برای بلند نمودن صدای عدالت‌خواهی، دادخودهی و سرنگونی رژیم طالبان در پاکستان راه اندازی می‌کنند؛ از این‌رو اخراج او به افغانستان به قیمت جانش تمام خواهد شد.

هراس از هجوم پلیس بر خانهٔ مهاجران و اخراج اجباری به افغانستان، خواب و آرامش را از او گرفته‌است و به لحاظ روانی روزهای دشواری را سپری می‌کند. او و هفت مهاجر دیگر بارها مجبور شده‌اند قبل از هجوم پلیس، به جنگل‌های اطراف محل پناه ببرند.

لیدا می‌گوید: «یکی از افغانستانی‌ها که ویزهٔ قانونی پاکستان را دارد، خانه‌اش نزدیک به بازار است؛ با ما تماس گرفت که پلیس برای دستگیری مهاجران آمده‌اند. ساعت چهار عصر بود و ما از خانه بیرون شدیم.»

لیدا و هفت تن دیگر به شمول زنان، کودکان و مردان از روستای محل زیست‌شان که تنها حدود بیست فامیل اهل افغانستان در آن‌جا زندگی می‌کنند، به سمت جنگلی رفتند که در نزدیکی روستا بود و تا نیمه‌های شب را بدون آب و غذا در آن جنگل سپری کردند. در ویدیویی که لیدا از آن شب گرفته و به نیمرخ فرستاده‌است، دیده می‌شود که وی در هوای تاریک در حال قدم زدن در جنگل است.

کودک ۱۸ ماههٔ لیدا از ترس تاریکی و جنگل، بدون شیر یا حتی آب و غذا در حالت گرسنگی در آغوش پدرش خوابیده بود تا این‌که آن‌ها توانستند حدود ساعت ۱۲ شب دوباره به محل اقامت خود برگردند.

«طفل ۱۸ ماهه‌ام از ترس تاریکی و جنگل در آغوش پدرش آرام گرفته بود و حتی شیر و آب نیز نخورد. ساعت  ۱۲شب بود که دوستم تماس گرفت و گفت که پلیس‌ها رفته‌اند، چون در منطقهٔ ما فقط بیست فامیل افغانستانی است.»

پذیرفتن تمام این‌ها برای یافتن یک پناهگاه و زندگی در آرامش است، درحالی‌که روزهای او در هراس از اخراج اجباری به افغانستان و زندان طالبان می‌گذرد.

همچنان بخوانید

زنان افغانستان بی‌پناه‌تر از همیشه؛ خانه‌های ناامن‌تراز خیابان

ناموس پندای زنان؛ پوشش مقدس برای مردسالاری

قطع کامل انترنت و شبکه‌های مخابراتی در افغانستان

«اگر من دیپورت شوم، مطمئن هستم که زندانی شده و آن‌قدر شکنجه می‌شوم تا از بین بروم.» لیدا از سازمان‌های بین المللی می‌خواهد که به پرونده‌های مهاجرتی او و سایر فعالان حقوق زن رسیدگی کنند تا از بی‌سرنوشتی و خطر اخراج اجباری نجات یافته و به مبارزات مدنی‌شان علیه طالبان ادامه بدهند.

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: آپارتاید جنسیتیاعتراضزنانمحدودیتمهاجرت
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید
آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!
روایت

آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!

29 ثور 1403

برنامۀ ترویج تفکر طالبانیسم بین جوانان و محصلین. هم‌چنان؛ نگران آن است که واقعاً این خزعبلات و برنامه‌ها، فکر محصلین را مغشوش کرده و در ذهن آن‌ها جای گیرد‌. اگر این برنامه عملی شود؛ جوانان...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN