نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

نتوانستم به پدرم بگویم لوازم بهداشتی می‌خرم

  • نیمرخ
  • 8 جوزا 1404
Website

نویسنده: گیسو ارزگانی

تشناب‌های خوابگاه و دانشگاه‌ها همیشه برایم عجیب بود. سطل‌های زباله در تشناب‌ها همیشه پر از کاغذ بود. بعضی کاغذها هم عجیب بود و همیشه برایم سؤال بود که آن‌ها را چگونه استفاده می‌کنند. وقتی در مورد کوتیکس از هم اتاقی‌ام که دانشجوی پرستاری در دانشگاه پزشکی کابل بود پرسیدم، او در ابتدا کمی متعجب شد از این‌که تا حالا از لوازم بهداشتی هنگام قاعدگی استفاده نکرده‌ام؛ بعد با حوصلهٔ بسیار برایم توضیح داد، این‌که از کجا تهیه و چگونه استفاده کنم.

چند روز پیش از پدرم 100 افغانی پول خواستم، پدر بی‌درنگ پول را از جیبش درآورد و کف دستم گذاشت. بعد پرسید: این پول را چه می‌کنی؟ دوست داشتم برایش بگویم می‌خواهم لوازم بهداشتی بگیرم. پریودم نزدیک است، اما جوابی نداشتم. به فکر فرو رفته بودم که مادرم زودتر از من جواب داد و گفت برای عید حنا میگیرد.

پدر رفت، اما در دلم چیزی سنگینی میکرد. این‌که خودم پول ندارم نیازهای خودم را تأمین کنم. دیگر این‌که چرا به پدران‌مان گفته نتوانیم برای پریود لوازم بهداشتی می‌خرم.

برای اولین‌بار اصطلاح لوازم بهداشتی را در سال 2015 شنیدم. وقتی که وارد دانشگاه کابل شده بودم و در خوابگاه دخترانه از زبان هم اتاقی‌ام شنیدم که به هم اتاقی دیگرمان پول داد تا برایش از بیرون لوازم بهداشتی بیاورد، البته آن‌ها به لوازم بهداشتی«کوتیکس» میگفتند. تا آن زمان حتی در مورد پریودم نمی‌توانستم با کسی حرف بزنم. تنها چیزی که از پریود می‌دانستم این بود که مادرم تذکر داده بود که تا ختم پریود نماز نخوانم. به مسجد نروم و از پارچه‌های کتان استفاده کنم و بعد از استفاده، آن‌ها را شسته و جایی مخفی نمایم تا در پریود بعدی بتوانم دوباره استفاده کنم.

یک روز که با دوستانم برای خرید به کوته سنگی شهر کابل رفتیم، توانستم یک بسته نوار بهداشتی را در بدل 50 افغانی بخرم. البته با 30 افغانی و 40 افغانی هم می‌شد بخرم، اما دختران گفتند که 50 افغانیگی‌اش بهتر است و تصمیم گرفتم در پریودم از آن استفاده کنم.

در نخستین تجربهٔ استفاده از نوار بهداشتی حس خوبی داشتم. خیلی نرمتر و راحت‌تر از پارچه و مهم‌تر از همه، این‌که دیگر نیازی نبود آن را بشورم تا بعداً دوباره استفاده کنم.

با آن‌که من دانشجوی ریاضی بودم، اما همیشه از سر کنجکاوی به محتوای جزوه‌های هم اتاقی‌ام سرک می‌کشیدم تا در مورد زایمان، پریود و چگونگی برقراری روابط جنسی بین زن و مرد آگاهی بیشتری پیدا کنم و بعداً از آن‌ها نیز در این مورد می‌پرسیدم، تا این‌که صحبت کردن درمورد پریود، زایمان، رابطهٔ جنسی و حتی گرایش جنسی برای‌مان عادی شده بود و در مورد بدن خودم و اهمیت سلامتی بدنم خیلی آگاه شدم.

وقتی به روستا برگشتم، برای دوستانم و مادرم یک یک بسته نوار بهداشتی هدیه برده بودم تا آن‌ها هم بتوانند با آن آشنا شوند و در دوارن قاعدگی از آن استفاده کنند. مادرم و دوستانم در ابتدا در استفاده از نوار بهداشتی مردد بودند، اما کم‌کم آن‌ها نیز به اهمیت آن پی بردند و بعداً موقع برگشت به خانه، بکس سفرم پر از بسته‌های نوار بهداشتی، لباس زیر و لوازم آرایشی برای دختران بود.
با گذشت چندین سال اکنون دوباره در شرایطی قرار گرفته‌ام که دیگر نمی‌توانم هر ماه لوازم بهداشتی تهیه کنم. به دختران دانش‌آموزم در مکتب هم نمیتوانم آگاهی‌رسانی کنم، به چهره‌های آن‌ها که می‌بینم، یاد نوجوانی‌های خودم می‌افتم که هیچ چیزی در مورد بدن و سلامتی بدنم نمی‌دانستم. دخترانی‌که ممکن است دیر به اهمیت بهداشت در هنگام قاعدگی و سلامت بدن و امراض ناشی از ناسلامتی قاعدگی پی ببرند.

اکنون که دختران از رفتن به مکتب و دانشگاه محروم‌اند؛ فرصت کار ندارند تا از خود درآمد داشته باشند و در مورد لوازم مورد ضرورت قاعدگی با مردان خانواده هم نتوانند صحبت کنند. احساس می‌کنم دوباره قرن‌ها به عقب رفته‌ایم، دختران هیچ حق زندگی ندارند و اندک اندک به فصل زنده به گور شدن نزدیک‌تر می‌شویم.

همچنان بخوانید

زنان افغانستان بی‌پناه‌تر از همیشه؛ خانه‌های ناامن‌تراز خیابان

پشتنه درانی، فعال آموزش، برنده جایزه «گینتا ساگان» ۲۰۲۵ شد

ناموس پندای زنان؛ پوشش مقدس برای مردسالاری

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: آپارتاید جنسیتیآموزش دخترانزنانقاعدگیمحدودیت
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN