نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

زندگی یک ترنس‌جندر ۱۸ ساله در شمال شرق افغانستان

  • نیمرخ
  • 11 جوزا 1404
Website

نویسنده: گیسو ارزگانی

سحر دختری ترنس که در محیط مکتب و مرکز آموزشی نیز از قضاوت‌های مردم و طالبان در امان نیست. او می‌گوید: «طالبان گه‌گاهی مرا در مسیر مکتب یا کورس ایستاد می‌کنند که چرا صدایت دخترانه است و آیا (ایزک) هستی؟ من می‌گویم: نه! من پسرم و فقط صدایم خیلی کم شبیه دختران است و چیزی در مورد ایزک نمی‌دانم.»

سحر سال‌ها شاگرد ممتاز و اول نمرهٔ صنفش بوده‌است، اما در چند سال اخیر، پسران یک قومندان طالب جای او را گرفته‌اند. پسران بدون ریشی که از سوی طالبان به‌عنوان بردگان جنسی و یا محافظ گرفته می‌شوند. «از یک قومندان دو بچهٔ بی‌ریش او در صنف ما است که یکی اول نمره و دیگری دوم نمرهٔ صنف است و کسی در برابر آن‌ها چیزی گفته نمی‌توانند.»

سحر به تازگی وارد هجدمین سال از زندگی‌اش شده و هنوز دانش‌آموز مکتبی در یکی از ولایت‌های شمال شرقی افغانستان است و چند روزی است که از سوی پدر خانواه طرد شده و نزد یکی از اقاربش زندگی می‌کند.

او در خانواده‌ای سنتی و «قیدگیر» به‌عنوان پسر به‌دنیا آمد و دوازده ساله بود که خودش را نسبت به سایر پسران متفاوت احساس کرد. حتی مادر خانواده هم به او گفته بود که مانند سایر پسران نیست. او می‌گوید: «همان موقع نشست و برخواست، تن صدا و حتی علاقه‌ام به لباس و آرایش شبیه دختران بود و هیچ‌وقت دوست نداشتم پسر باشم.»

سحر میان هویت پسرانه و احساس دخترانه‌اش سردرگم بود که با دوستی به نام «دریا» از کابل آشنا شد. او نیز ترنس بود و به کمک او توانست هویت خود را به‌عنوان ترنس‌جندر پیدا کند و انتظار داشت که خانواده‌اش نیز او را به‌عنوان ترنس بپذیرند؛ اما با مخالفت شدید آن‌ها روبه‌رو شد و پدر خانواده در حدی عصبانی شد که او را از منزل اول به زمین انداخت.

سحر می‌گوید: «بسیار سختی کشیدم، هفته‌ها در خانه و حتی در تشناب خانه حبس شدم و مرا به قصد کشتن از منزل اول به زمین اندختند؛ بعد از آن اتفاق، یک ماه در شفاخانه بستری بودم.»

پس از مخالفت شدید خانواده، سحر تصمیم گرفت به هویت پسرانه‌اش برگردد. او مکتب‌اش را نیز با همین هویت ادامه داده و اکنون در مکتب پسرانه‌ای مشغول آموزش است و حداقل 26 عضو جامعهٔ رنگین‌کمانی دیگر را پیدا کرده‌است که مانند او پسرانی با گرایش جنسی دخترانه هستند. تنها یک نفر از میان آن‌ها هم‌جنس‌گرا (گی) است و در شمال شرق افغانستان زندگی می‌کنند و تنها دو نفر از این جمع توانسته‌اند که افغانستان را ترک کنند.

پیدا کردن دوست برای او بهای سنگینی داشت که سر از زندان طالبان درآورد. در حوت 1403 خورشیدی،  سحر و دوستانش به دیدن یکی از دوستان مشترک‌شان رفتند که به تازگی از ایران برگشته بود و برای تولدش جشنی بر پا کرده بودند. سحر و دوستانش را در محفل تجلیل از تولد دوستش دستگیر و صاحب محفل را با شلیک به پایش زخمی کردند. او می‌گوید: «شب‌هنگام به خانهٔ همان دوست ما حمله شد و همگی ما را به دلیل رقص، بچه بازی و محفل شبانه دستگیر و به حوزه بردند. از میان ما فقط دو نفر لباس دخترانه پوشیده بود. پس از بازجویی در حوزه به قومندانی امنیه… منتقل کردند و آن‌جا نیز بازجویی شدیم.»

در فرماندهی امنیهٔ محل زیست سحر، تنها بازجویی از آن‌ها کافی نبود. آن‌جا سربازان طالبان علاوه بر توهین،تحقیر و ضرب‌وشتم، بر آن‌ها تجاوز نموده و سپس آن‌ها را رها کردند، اما صاحب محفل که او هم یک ترنس بود، تاکنون در زندان طالبان به‌سر می‌برد.

همچنان بخوانید

زنان افغانستان بی‌پناه‌تر از همیشه؛ خانه‌های ناامن‌تراز خیابان

ناموس پندای زنان؛ پوشش مقدس برای مردسالاری

شکنجه‌گاهِ ریاست «۰۴۰» استخبارات طالبان

سحر گفت: «در فرماندهی امنیه، پشتون‌های قندهاری زیاد بودند و آن‌ها سر دوستانم بسیار کارهای خراب کردند. فقط مه زیر سن بودم. بسیار لت وکوبم کردند، اما بر دوستانم تعرض و تجاوز کردند.»

بر اساس ادعای سحر، آن‌ها شش روز را در فرماندهی امنیه سپری کردند و با ضمانت بزرگان خانواده و سپردن تعهد رها شدند. پس از زندانی شدن در حوزه، زندگی برای سحر دشوارتر گشت و قضاوت خانواده و جامعه او را به تنگ آورده بود. پدر خانواده نیز تحمل نتوانست و او را طرد کرد. سحر در حال حاضر از سوی خانواده طرد و در خانهٔ یکی از اقاربش زندگی می‌کند و تنها مادر و مامای اوست که هرازگاهی سراغش را می‌گیرند.

سحر که به تازگی هجده ساله شده‌است، می‌گوید: طی این هشت سال به پارتنر جنسی‌اش فکر نکرده‌است و برای پیدا کردن پارتنر تلاش هم نکرده و حداقل نمی‌خواهد در افغانستان به‌عنوان یک ترنس تشکیل خانواده بدهد. او می‌گوید: «آرزو دارم روزی مادر شوم. دوست دارم شرایطی مهیا شود تا جنسیتم را عوض کرده و احساس مادرانه را تجربه کنم، اما در افغانستان بعید می‌دانم؛ چون ما هیچ امنیت نداریم و هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانم به‌عنوان ترنس حتی زندگی کنم.»

سحر هم‌چنان آرزو دارد که افغانستان را ترک کند تا حداقل به حقوق اولیهٔ خود دسترسی داشته باشد تا مسیر آرزوهایش را بپیماید و برای سایر دگرباشان جنسی نیز خدمت و زمینهٔ یک زندگی آرام و بدون دغدغه و تأیید هویت آن‌ها به‌عنوان دگرباشان جنسی را فراهم کند.

به گزارش سازمان‌های حامی جامعهٔ دگرباشان جنسی، پس از تسلط طالبان بر افغانستان، دگرباشان جنسی با خشونت‌های جنسی و جنسیتی روبه‌رو بوده‌اند. ده‌ها عضو از جامعهٔ دگرباشان یا LGBTQ  مورد تعرض، تجاوز قرار گرفته و در مواردی به قتل رسیده‌اند و شماری نیز در زندان‌های طالبان به‌سر برده و مورد شکنجه قرار می‌گیرند.

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: آپارتاید جنسیتیرنگین کمانی‌هازندان طالبانشکنجه و آزارممنوعیت
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید
آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!
روایت

آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!

29 ثور 1403

برنامۀ ترویج تفکر طالبانیسم بین جوانان و محصلین. هم‌چنان؛ نگران آن است که واقعاً این خزعبلات و برنامه‌ها، فکر محصلین را مغشوش کرده و در ذهن آن‌ها جای گیرد‌. اگر این برنامه عملی شود؛ جوانان...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN