رونا شهدیس
مواد مخدر از گذشتههای دور تا اکنون بهعنوان یک چالش بزرگ اجتماعی در جامعههای مختلف مطرح بودهاست که سلامت و امنیت فردی و اجتماعی انسانها را با خطر روبهرو ساخته و شیرازۀ کانون خانوادهها را تهدید کردهاست. از سویی دیگر پدیدۀ اعتیاد، کشت و قاچاق مواد مخدر و سایر موادهای اعتیادآور، میزان خشونت خانوادگی، جرایم فردی و سازمانیافته را افزایش داده و یکی از عوامل عقبماندگی جوامع شدهاست.
افغانستان با داشتن آب، خاک و هوای مناسب برای کشت تریاک، چرس و همچنان نظامهای فاسد و از همگسیخته یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکنندۀ تریاک و چرس در جهان است که سالانه میلیونها دلار از طریق تجارت غیررسمی و قاچاق مواد مخدر به کشورهای همسایه و جهان به جیب کسانی که کانالهای قاچاق را در دست دارند میریزد و البته ناگفته نباید گذاشت که کشتکنندگان این موادها نیز سود اندکی از زرع آن بهدست میآورند.
بررسی عوامل اعتیاد زنان در شهرستانهای زیباک و اشکاشم
زیباک و اشکاشم از جمله شهرستانهای مرزی استان بدخشان میباشند که متأسفانه رقم زیاد معتادین را از زنان و مردان در خود جای دادهاست. اعتیاد در این دو شهرستان یک پدیدۀ درونی نبوده، بلکه یک پدیدۀ وارداتی از کشورهای همسایه به این شهرستانها میباشد. دکتر شمسعلی شمس در کتاب «بدخشان در گذرگاه تاریخ مخدرات و دخانیات» آوردهاست، اعتیاد به مواد مخدر اولینبار توسط افسقال نظرخدا فرستادۀ میرعبدالرحیم که بین سالهای (1843-1867) میلادی 1222-1246 خورشیدی حاکمیت شغنان و اشکاشم را بر عهده داشته و مرد خوشگذران و فسادپیشه بوده و از یارکند به این شهرستان آورده شدهاست.
علل و عوامل اعتیاد به مواد مخدر و دیگر موادهای نشئهآور متعددند و نظر به وضعیت اجتماعی، ارزشی، جغرافیایی و جامعهشناختی هر جامعه فرق میکند، اما از نظر جامعهشناسی، علل اعتیاد بهطور کلی به دو دستۀ؛ علل زمینهساز و علل محرک تقسیم میشوند. علل زمینهساز عواملیاند که شرایط مساعدی را برای آغاز و انحراف فراهم میسازند، مثل پایبند نبودن به خانواده و یک نظام ارزشی خاص، اما علل محرکی فرد را بهسوی انحراف سوق میدهد که شامل نارضایتی از شرایط و یا ناکامیهای پیاپی و… میشود.
به باور اکثر پژوهشگران، خاستگاه اعتیاد زنان و دختران، بیشتر در خاوادهها شکل میگیرد. خشونتهای خانوادگی، نبود فضای امن در بیرون از خانه، بیاعتمادی میان فرزندان و پدر و مادرها از عوامل رو آوردن دختران و زنان به اعتیاد شناخته شدهاست.
در حال حاضر در مناطق مختلف بدخشان، زنان معتاد زیادی زندگی میکنند که با دشواریهای فراوان روبهرو هستند. ادارۀ مبارزه با مواد مخدر دولت و… رقم معتادان را تا بیست هزار تن قلمداد میکنند، که بخش وسیع این رقم را، زنان معتاد تشکیل میدهند، بیشترین آنها در شهرستانهای اشکاشم، زیباک، شغنان، واخان، کران و منجان و دروازها زندگی میکنند. در گزارشی که بیبیسی انجام داده دریافتهاست که بیش از چهل درصد معتادان مواد مخدر در افغانستان را زنان تشکیل میدهند.
عوامل فراوانی در معتاد شدن زنان این دو شهرستان (زیباک و اشکاشم) نقش دارد، اما بیشترین نقش را در این شهرستانها، جغرافیای طاقتفرسا و دورافتاده از مرکز بدخشان، فقر و درماندگی، محرومیت از آموزش و پرورش، عدم دسترسی به خدمات صحی و عدم آگاهی از ضررهای مواد مخدر دارند که برای فهم بیشتر، این عوامل را به دو بخشِ عوامل محیطی و اجتماعی و… تقسیم میکنیم.
الف. عوامل محیطی
شهرستانهای زیباک و اشکاشم از جمله سهرستانهای دوردست استان بدخشان است که در گذشته، کمترین دسترسی را به شهر فیضآباد مرکز بدخشان داشتند و همین دوردست بودنِ مرکز، سبب دسترسی اندک مردم این دو شهرستان به داروهای درمانی و پزشکی بودهاست. به همین دلیل آنها برای تسکین درد و بیماریهایشان از تریاک استفاده میکردند، که رفتهرفته آنها را به کام اعتیاد میکشاندهاست. مردم این شهرستانها معمولاً از تریاک بهعنوان تسکیندهندۀ درد و آرامکننده استفاده میکردهاند. زنان این مناطق نیز از تریاک برای درمان و آرام کردن اطفالشان استفاده کرده و هنگامیکه کودکانشان بیخوابی را تجربه میکرده و یا سینهبغل و دچار دیگر بیماریها میشدند، آنها مقدار کمی تریاک را به آنها میخوراندند و یا اگر مادر معتاد میشد، بعد از دود کردن تریاک، دود آنرا به دهن کودک پف میکرد که کودکش آرام بگیرد و یا به خواب برود. در حدود 90 درصد معتادان در این دو شهرستان در بروز اندکترین اعراض علایم و تکالیف جسمی اطفال (حتی یک ریزش معمولی) دود تریاک را بر دهنشان پف کرده و آنها را آرام میخوابانند که این رواج اثرات نامطلوب را بالای کارکتر مادران به بار آورده و زمینۀ رو آوردن اطفالشان را به تریاک مساعد میسازند.
تعدادی از مادرانیکه در این شهرستانها زندگی میکنند و خود معتاد نیستند در هنگام مریضی کودکانشان به نسبت عدم دسترسی به خدمات صحی، آنها را نزد تریاکیها میبرند تا دود تریاک را بر دهنشان پف کنند تا دردشان تسکین یابد یا سرفهشان متوقف شود و بهخواب بروند.
در گفتوگویی که با خانم بیبینسا مبارز نمایندۀ زنان در استان بدخشان و یکی از فعالان در بخش ترک اعتیاد زنان داشتیم گفت: « فعلاً حدود بیستوهشت زن معتاد از شهرستانهای شغنان، زیباک و اشکاشم در بیمارستان 70 بستر معتادین شهرستان بهارک بستری هستند، کودکان این معتادین نیز همراهشان است و بسیاری از این اطفال نیز معتادند.»
عوامل محیطی و اجتماعی را که ذکر کردیم از نظر جامعهشناسی اعتیاد جزو عوامل زمینهساز بهحساب میآیند که زنان، کودکان و نوجوانان این شهرستانها را به اعتیاد مبتلا میکند و از نظر تاریخی این عمل سابقۀ طولانی در میان مردم این شهرستانها دارد و از گذشته تا اکنون، آنها از تریاک بهعنوان دارو استفاده میکردهاند، این عمل یکی از عوامل معتاد شدن زنان، اطفال و مردان این مناطق شدهاست.
ب. عوامل اجتماعی
نظر به روایتهایی که بزرگان و مردم شهرستانهای مرزی بدخشان میکنند، نخستینبار تریاک در دربار شاهان، قریهدارها و رهبران مذهبی این مناطق رواج پیدا کرد و آهسته و پیوسته، مردم عام با تقلید از رهبران مذهبی و بزرگان محلی به این مادۀ اعتیادآور رو آوردند و بنیاد اعتیاد به مواد مخدر را در لایههای اجتماعی این مناطق گذاشتند. مردم این شهرستانها توصیفهایی که از افیون شنیده بودند به آن معتاد شده و اعتیاد خود را به دیگران، بهویژه زنان انتقال دادند و زنان نیز این پدیدۀ زهرآگین را به کودکانشان انتقال دادند.
محرومیت از آموزش و پرورش، عدم آگاهی از ضررهای اعتیاد، روابط تنگاتنگ اجتماعی، تقلید از رهبران مذهبی و متنفذین معتاد که بزم دود کردن افیون برپا میکردند و عدم واکنش جدی مردم بر علیه این پدیدۀ شوم از عوامل اجتماعی اعتیاد زنان در شهرستانهای زیباک و اشکاشم میباشد. با این همه، رقم زیاد معتادین در این مناطق، بازار خرید و فروش مواد مخدر از سوی زورمندان و قدرتمندان محلی و غیربومی این شهرستانها را گرم نگه داشته و سبب شدهاست که قاچاقبران مواد مخدر، بیشترین توجه را برای معتاد کردن و فروختن این ماده در این مناطق داشته باشند.
خرید و فروش مواد مخدر این شهرستانها از سالهای دور تا اکنون به یک تجارت پر سود بدل گشتهاست که دستهای کلان در پخش، معتاد کردن و معتاد نگه داشتن این مردم دخیل است. گفته میشود حتی در بعضی موارد و در بیپولی معتادین، گاهگاهی فروشندههای تریاک برای معتاد نگه داشتن معتادین به آنها تریاک مجانی میدهند. زنان معتاد در شهرستان زیباک و اشکاشم، تریاک مورد نیازشان را میتوانند بهسادگی از راههای ذیل بهدست بیاورند:
– ذریعه سوداگران سیار که دهکده به دهکده سفر کرده و تریاک یا پودر مورد نظر معتادین را به قیمت دلخواه خویش به فروش میرساند.
-توسط فروشندگان ساکن در محل که ساکنین مناطق معتادنشین بوده و پودر و تریاک همیشه جزو کالاهای تجارتیشان بودهاست.
-از طریق فروش این مواد در دکانها، بعضی دکانداران، پودر و تریاک را در دکانهایشان مخفی کرده، در موقع لازم به معتادین به فروش میرسانند.
زنان معتاد در شهرستانهای زیباک و اشکاشم بهسادگی میتوانند تریاک و پودر مورد نیازشان را از از سوداگران سیار که کوچه به کوچه تریاک و سایر موادهای نشئهآور را در میان کالاهای تجارتی پنهان کرده و بدون هیچگونه ممانعت، گشت و گذار میکنند بهدست آورند. همچنان این زنان گاهگاهی افیون را از فروشندگان محلی میخرند. روش دیگری که زنان معتاد در این مناطق، تریاک و موادهای اعتیادآور دیگر را بهدست میآورند، اعتیاد خانوادگی یا موجودیت شوهران معتاد در خانوادهها است که زنان با آنها یکجا افیون دود میکنند.
در گفتوگویی که با یک تن از زنان معتاد در شهرستان زیباک داشتیم، عوامل معتاد شدنش به مواد مخدر را چنین روایت کرد: «پدرم مرا در سن ۲۱سالگی با مردی که مورد علاقهام نبود، مجبور به ازدواج کرد و من برای فراموشی این درد و پناه بردن از زندگی تحمیلیام به مواد مخدر رو آوردم و گاه و بیگاه با مادربزرگم تریاک دود میکردم و آهسته و پیوسته معتاد شدم. مادربزرگم چون سالها قبل معتاد بود و در طفولیت هنگامیکه من بیمار میشدم در دهنم تریاک پُف میکرد و از این طریق بیماریهای مرا درمان میکرد.
من سه سال تمام از 22 تا 25 سالگی دور از چشم دیگران با مادربزرگم تریاک میکشیدم، اما در نهایت عملِ من از نظر خانوادهام پنهان نماند و خانوادۀ پدری و شوهرم از اعتیاد من به مواد مخدر باخبر شدند. خانوادۀ شوهرم به او فشار میآوردند تا مرا طلاق بدهد و از شر این بیننگی رهایی یابند: «این زن مایۀ ننگ و شرم است و باید طلاقش بدهی…» حاصلِ فاش شدن راز اعتیادم، طلاق و طرد شدن از طرف خانواده و از دست دادن فرزندانم بود[1].»
مراکز و بیمارستانهای ترک اعتیاد بهویژه ترک اعتیاد زنان در استان بدخشان
در دهۀ چهل و پنجاه خورشیدی، مردم و روشنفکران شهرستانهای زیباک، اشکاشم و و شغنان حرکتها و جنبشهای ضد اعتیاد به مواد مخدر را شکل دادند، در اثر این جنبشها زنان و مردان زیادی ترک اعتیاد کرده و به زندگی عادی برگشتند.
داکتر شمسعلی شمس در کتاب «بدخشان در گذرگاه تاریخ مخدرات و دخانیات» نتایج این قیامها و جنبشها را بهشکل آمار و ارقام ذکر کردهاست که در اینجا تنها ارقام شهرستانهای زیباک و اشکاشم را یادآوری میکنم.
| ولسوالی | نفوس | تعداد معتادین | تعداد معتادین به تفکیک جنس و سن | درصدی اعتیاد | |||
| مرد | زن | اطفال کمتر از 5 سال | جمله | ||||
| اشکاشم | 13000 | 2160 | 1145 | 950 | 65 | 2160 | 17% |
| زیباک | 6500 | 1235 | 655 | 543 | 37 | 1235 | 19% |
در جدول دیگری زیر نام «چارت درصدی معتادین رهایی یافته از شر اعتیاد در اثر مبارزات مردمی شهرستانهای زیباک و اشکاشم» داکتر شمس علی شمس، 19% در شهرستان زیباک و 17% شهرستان اشکاشم میداند که زنان معتاد نیز شامل این رقماند.
بیمارستان ترک اعتیاد زنان معتاد به مواد مخدر
بهارک یکی از شهرستانهای نزدیک به مرکز بدخشان است که یک بیمارستان تداوی زنان معتاد در آن فعالیت دارد. این بیمارستان ویژۀ ترک زنان معتاد است که در آن زنان معتاد از سایر شهرستانهای استان بدخشان شناسایی و جمعآوری شده و به این بیمارستان آورده میشوند. البته بیشترین معتادین بستر در این بیمارستان را زنان معتادِ شهرستانهای زیباک، اشکاشم و شغنان تشکیل میدهند. در گفتوگویی که با خانم بیبی نسا مبارز، نمایندۀ زنان بدخشان و یکی از فعالین این بیمارستان داشتیم گفت: «بسیاری از زنان معتاد از شهرستانهای زیباک و اشکاشم در این بیمارستان ترک اعتیاد کرده و دوباره به خانوادههایشان پیوستهاند و زنان بیسرپرست به دفتر نمایندگی زنان بدخشان که من مسئول آن هستم آورده و نگهداری میشوند.» خانم مبارز همچنان میگوید: «فعلاً به تعداد هشت زن معتاد از شهرستان زیباک و اشکاشم با اطفالشان که آنها نیز معتاد هستند در این دفتر نگهداری میشوند[2].»
در گفتوگویی که با خانم انیسه یکتن از کسانیکه در بیمارستان معتادین بهارک تداوی شده و اکنون در دفتر نمایندگی زنان بدخشان نگهداری میشود، انجام دادیم گفت: « من مدت دوازده سال معتاد به مواد مخدر بودم و در نهایت توسط خانم مبارز به بیمارستان ترک اعتیاد بهارک برده شدم و ترک اعتیاد کردم. بعد از ترک اعتیاد جایی برای رفتن نداشتم و به همین دلیل فعلاً در دفتر نمایندگی زنان که خانۀ امن نیز گفته میشود زندگی میکنم[3].»
بیمارستان دیگری برای تداوی معتادان به مواد مخدر در سال 2005 توسط بنیاد آقاخان در شهرستان اشکاشم ایجاد شد، در این بیمارستان زنان، مردان و اطفال معتاد تداوی میشدند و بهگفتۀ یکی از پزشکان این بیمارستان بهنام خانم زرین «شاخههای دیگر این بیمارستان بعدها در شهرستانهای زیباک و واخان نیز به فعالیت آغاز کرد، اما با سقوط دولت جمهوری اسلامی افغانستان بنا بر نبود بودجۀ کافی از فعالیت بازماند.»
علاوه بر این بیمارستان دو بیمارستان دیگر در شهر فیضآباد در بخش ترک اعتیاد معتادین فعالیت میکنند، بیمارستان 20 بستر تداوی معتادین مواد مخدر برای مردان معتاد و دیگر بیمارستان ترک اعتیاد برای اطفال معتاد میباشد. این سه بیمارستان با امکانات نه چندان فراوان به تداوی زنان، مردان و اطفال معتاد پرداخته و گاهگاهی از طرف مؤسسات بینالمللی حمایت و تمویل میشوند. علاوه بر این بیمارستانها، در گفتوگویی که با خانم بیبی نسا مبارز نمایندۀ زنان بدخشان داشتم، دریافتم که کارهای رسمی و اداری یک بیمارستان 50 بستر برای تداوی زنان معتاد قرار است در شهر فیضآباد آغاز به کار کند که ایجاد این بیمارستان میتواند در تداوی بسیاری از زنان معتاد در بدخشان مؤثر واقع شود. با وجود همۀ تلاشهای دولت، مؤسسات بینالمللی و حرکتهای مردمی برای ترک اعتیاد به مواد مخدر، هنوز زنان زیادی در شهرستان زیباک و اشکاشم معتاد به مواد مخدرند که بهوسیلۀ این زنها، اطفالشان نیز به مواد مخدر معتاد شدهاند.
[1]– گفتوگو با یک تن از زنان معتاد به مواد مخدر در دهکدۀ ریدخود شهرستان زیباکِ استان بدخشان
[2]-گفتوگو با خانم بیبی نسا مبارز نمایندۀ زنان استان بدخشان و یکی از فعالین در بخش ترک اعتیاد زنان
[3]-گفتوگو با خانم انیسه، یک تن از نجاتیافتگان اعتیاد به مواد مخدر در استان بدخشان، که فعلاً در دفتر نمایندگی زنان بدخشان زندگی میکند.


