نویسنده: سائمه سلطانی
(این گزارش با نام مستعار نشر میشود.)
درحالیکه کشورهای همسایه اخراج افغانستانیها را در این اواخر شدت بخشیدهاند، سراغ گفتوگو با حمید در پاکستان رفتم که ذریعهٔ شرکت خصوصیاش، قرارداد کاری با نهادهای نظامی دولت اسبق را اجرا مینمود.
در آغاز از او در مورد تعداد سالهایی که در پاکستان گذراندهاست، پرسیدم؟ حمید میگوید: از سال ۲۰۲۲ از مرز «اسپینبولدک» قندهار با خانوادهاش بهگونهای غیر قانونی از کشور فرار کرده و به ایالت بلوچستان پاکستان مستقر گردیدهاست، اما بعدها از آنجا به شهر اتک ایالات پنجاب نقل مکان کردهاند.
در پاسخ به این پرسش که بهعنوان یک مهاجر افغانستانی، اوضاع سیاسی علیه افغانستانیها را چگونه ارزیابی میکند و آیا از دید او تبعیض و مهاجرستیزی تنها از بدنهٔ حکومت علیه مهاجرین اعمال میشود یا این سیاست به بدنهٔ اجتماع و مردم نیز راه یافتهاست؟ او بیان میدارد: «بیش از نیم قرن است که مهاجران افغانستانی در این کشور رفتوآمد دارند، تعدادی از آنها دههها میشود که ساکن این سرزمین هستند و در این کشور زاده شدهاند. از قراری که من تصور میکنم، سیاست این کشور در قبال مهاجرین بستگی به روابط سیاسی دو کشور دارد. تا همین اواخر یعنی چند سال اخیر، سیاست واضح در قبال مهاجران نداشته و نسبت به شرایط بد اقتصادی و امنیتی روند اخراج مهاجران را روی دست گرفتهاند و تعداد زیادی از مهاجرین را اخراج کردهاند.
خوشبختانه پلیس و مردم پاکستان نفرت ناسیونالیستی از مهاجرین ندارند. من تا اکنون ندیدهام کسی مورد تبعیض و تحقیر قرار گرفته باشد، طبعاً مواردی وجود دارند، ولی در کل رفتار مردم پاکستان با مهاجران خوب بودهاست.
آنچه حمید بیان میکند، ممکن است بیشتر تأکید بر این داشته باشد که رفتار مردم و حکومت پاکستان علیه افغانستانیها بر خلاف ایران که ریشهٔ نفرت ناسیونالیستی دارد، بیشتر ناشی از معضلات دو حکومت افغانستان و پاکستان میگردد. در غیر آن، تعداد زیادی از نوارهای برخورد پلیس پاکستان با مهاجرین افغانستان در رسانهها و فضای مجازی دست به دست میشود که در آن مهاجرین از سوی پلیس مورد تحقیر و خشونت قرار میگیرند.
حمید از تجربهٔ مهاجرت غیر قانونی چنین ابراز میدارد: «هیچ اسنادی که بتواند اقامت ما را تضمین کند، ندارم و این مشکل اکثر مهاجرین است. در اصل کسانی که مجبور به هجرت میشوند؛ اکثراً مجبور به سفر غیر قانونی میگردند. نمیشود مخفیانه زندگی کرد. همینکه خانه به کرایه میگیرید، بهطور اتوماتیک راجستر پلیس محلی میشوید. غیر قانونی زندگیکردن در یک کشور دیگر، دائم در هراس بهسر بردن است. هر آن میترسید و این ترس و اضطراب جانکاه است.» خانه و سرپناه از بزرگترین معضلات مهاجرین افغانستانی در پاکستان به حساب میآید. این معضل بهویژه پس از طرح اخراج میلیونی افغانستانیها از پاکستان از سال ۲۰۲۳ آغاز گردیده که دولت طی اعلامیههایی خطاب به ملت پاکستان هشداری صادر نمود مبنی بر اینکه نباید به افغانستانیها خانه داده شود؛ از آنزمان این معضل بیشتر گردیدهاست.
در ادامه از حمید در مورد مدت بافتن هر قالین که چه مدت زمانی را در بر میگیرد و تا چه مقدار با قیمت پایینتر نسبت به قالینهایی که در داخل کشور بافته شده و به فروش میرسند؛ پرسیدم؟
او گفت: «بافت یک تخته قالین دهمتر مربعی توسط چهار نفر کارگر قالینباف بیش از دو ماه زمان میبرد، قیمتها زیاد تفاوت ندارد، ولی مزد کارگری قالینبافی در پاکستان کفاف خرج و مخارج زندگی عادی را نمیکند. یک فرد در یک روز تقریباً معادل یک دالر عاید میکند در صورتی که بیش از دو و نیم دالر مصرف دارد!»
قالینبافی در شرایط نامناسبی که در افغانستان و در مهاجرت بافته میشود، بیگمان سبب ایجاد امراض گوناگونی بر کارگر قالینباف بهجا میگذارد، حمید و خانوادهاش از جمله افرادیاند که قربانی این شغل خطرساز و ریسکآفرین گردیدهاند. چنانکه بیان میدارد: «قالینبافی مجبوریتی است که عوایدش به عوارض جانبیاش نمیارزد. این کار بیماریهای بینایی، تنفسی، جسمی، اسکلتی، عضلانی، پوستی،روانی و حتی سرطان را برای بافندهاش در پی دارد. نوعی استفاده ابزاری جبری از کودکان است.»
طبق گزارشی (https://farahancarpet.com/fa/hygiene-of-carpet-weaving/) 52.9 درصدی از بیماریهای صنعت قالینبافی مربوط به ضعف بینایی میشود؛ 12.1 درصد از مشکلات مربوط به ناراحتیهای اسکلتی و عضلانی میشود؛ 5.8 درصد ابتلا به بیماریهای پوستی و مو در افراد میگردد؛ 5.3 درصد ناشی از اختلالات عصبی است که بهخاطر شرایط محیطی کارگاههای قالینبافی اتفاق میافتد؛ 5.2 درصد عوارض ادراری تناسلی و مشکلات زایمانی را سبب میشود؛ 4.1 درصد از مشکلات قالین بافان مربوط به بیماریهای تنفسی میشود و 7.1 درصد مربوط به سایر بیماریهاست که میتواند برای قالینبافان خطرناک تمام شوند.
بههرحال، حمید در مورد چگونگی بافتن گروهی خانوادگی قالینبافی اشاره میکند: «اطفال، زنان خانواده، دختر و پسر درگیر این شغل خانوادگیاند، همه برای زنده ماندن مشغول بافندگی میباشند. متأسفانه یکی از آسیبهای جدی قالین بافی، دور ماندن جبری کودکان و جوانان از درس و تعلیم است.»
در پایان از او در مورد خطر بازگشت و اخراجش به افغانستان و آیا اینکه درخواستنامهٔ پناهندگیاش از سوی کشور و نهادی مورد بررسی قرار گرفتهاست یانه! پرسیدم؟
میگوید: «قبل از طالبان، شرکت ساختمانی داشتم و سالها در قطعات نظامی ناتو، اردو و پلیس کارهای ساختمانی انجام دادهام. در کنار این، یک دگراندیش هستم و نمیتوانم به سرزمین تحت ادارهٔ گروه اسلامی طالبان برگردم، اگر بهطور جبری برگشت بدهند، بدون تردید طالبان با گلوله علیه من همچنان خواهند پرداخت. در مورد کیس هم چندان امیدی نیست، در سال 2022 مطابق روند برنامهٔ مهاجرت در استرالیا و ویزای بشردوستانهٔ این کشور، درخواست پناهندگی دادم که در جواب تنها یک برگه بهعنوان تأیید دریافت درخواستنامهام و یک کیسنمبر دریافت نمودهام. اما از آن زمان به بعد تا حالا هیچ خبری از پروندهٔ مهاجرتیام در دست ندارم. همچنان به دفتر سازمان ملل متحد مقیم اسلامآباد درخواست پناهندگی دادم، بعد از سه بار انترویو، بیش از دو سال است که از آن پرونده نیز خبری نیست. بلاتکلیف ماندهام. نه راهی برای برونرفت از اینجا دارم و نه راهی برای برگشت به سرزمینم.
تعداد بیشماری از مهاجرین همانند حمید در آسیبپذیری، اخراج، خطر مرگ، فقر و مواجهه با امراض گوناگون در شرایط نامناسب کاری در پاکستان بهسر میبرند. این وضعیت باعث شدهاست که تعدادی از مهاجرین دست به خودکشی بزنند. هرچند قبل از آمدن ترامپ، روند مهاجرپذیری افغانستانیها نسبتاً بهتر پیش میرفت، اما با آمدن ترامپ، سیاستهای مهاجرستیزانهٔ او و تأثیرگذاری آن در روند مهاجرپذیری کشورهای اروپایی؛ وضع تعرفه علیه کشورهای اروپایی، تأکید بر پذیرش مهاجر ماهر و دانشآموخته تا مهاجر عادی بهجای اولویت بر وضعیت حقوقبشری مهاجرین از جمله دلایلیاند که بر کُندی روند مهاجرپذیری مهاجران تأثیر گذاشته و در کل بر روند پذیرش مهاجران افغانستانی افزودهاند. حدود یک هفته قبل مهاجرین افغانستانی در اندونزیا که بیشتر از ۱۳ سال در بیسرنوشتی بهسر میبرند، دست به تظاهرات زدند که با سرکوب پلیس آن کشور مواجه گردیدند.


