نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

عید در سایه‌های غربت

  • نیمرخ
  • 15 جوزا 1404
Website

روایتی از: سکینه شیرزاد

 

عید می‌آید، اما این‌بار نه با نسیم سحرخیز کوه‌های پامیر که با باد غربت می‌وزد. نه از جویبارهای خروشان پنجشیر خبری هست، نه از آواز بلبلان درهٔ نورستان و نه از جنب‌وجوش بازارهای کابل‌جان، شهر عشق! حتی مهتاب هم بیگانه است. انگار ستاره‌ها به زبان این دیار حرف می‌زنند و ماه بر فراز شهر غریب تنهاست. درست مثل من و هزاران مهاجر دیگر که از خانه و دیارشان دور هستند.

یادم می‌آید که در آستانهٔ آمدن عید، همه جا حال و هوای عید را به‌خود می‌گرفت. انگار بوی معطر عید در آسمان آینه‌گون می‌پیچید و از آمدنش به مردم خبر می‌دهد. مردمی که توانایی مالی بالایی نداشتند، ولی باز هم میزبان خوبی در روزهای عید بودند. در روزهای عید دست‌هایمان را به حنا زینت می‌دادیم و بر لب‌هایمان خنده‌های شوق و شادی جاری بود. لباس‌های عیدانه بر تن می‌کردیم و از بزرگان خواستار عیدی بودیم. سفرهٔ عید با میوه‌های تازه، میوه‌های خشک، انواع و اقسام شیرینی‌های وطن چیده می‌شد. در پیاله‌ها چای سبز هل‌دار و چای زعفران همراه بشقاب‌های شیرپره وطنی جا خوش می‌کردند. طلوع عید را با نماز عید آغاز می‌کردیم و در صف‌های نماز عید، مردمی ایستاده بودند که با قامت استوار و قلب‌های آکنده از امید عبادت‌شان را به‌جا می‌آوردند.

اما، آه از دوری! آه از سوز غربت که در آن هیچ‌یک از این‌ها خبری نیست. امشب کنار پنجره نشسته‌ام و به ماه نگاه می‌کنم. می‌دانم، در این غربت از حال و هوای عید خبری نیست. نه از پاک کاری‌های خانه و آمادگی برای عید، نه از رفتن به بازار، نه از تهیهٔ لباس عید، نه از دستانی که با نقش حنا زینت داده شده‌است، نه از نماز عید، نه از سفرهٔ مزین شده با انواع و اقسام میوه‌ها و شیرینی‌ها و نه از آن لبخند و ذوق و شوق خانواده خبری نیست.

آه وطن!

چرا باید فرزندانت در همین روزهای خوشی از تو کیلومترها فاصله داشته باشند؟ چرا باید فرزندانت روزهای عید را در ملک بیگانه سپری کنند؟ چرا باید مادری در روزهای عید از پشت گوشی صورت فرزندش را بوسه زند و عید را برایش تبریک بگوید؟ چرا باید پدری در گوشهٔ حیاط خانه منتظر آمدن و شنیدن صدای فرزندش باشد؟

لیک در این غربت و دوری، یک چیز همیشه با من است، آن چیزی نیست جز امید. امید به آن روزی که دوباره پاهایم بر خاک سرزمینم باشد، در آغوش کوه‌های برافراشته و استوارش آرامش را جست‌وجو کنم و نغمهٔ جویبارهایش را هم‌چون نوای ساز نی در گوش‌هایم نجوا می‌کند. عیدهای آینده را در کشورم با صلح و آرامش در کنار مردم جشن خواهیم گرفت، در کوچه پس کوچه‌های آن عطر هوس‌انگیز نان تازه و ادویه‌های خوشبو پیچیده‌است و این کودکان هستند که با جامه‌های رنگین در پی عید از یک جا به جای دیگر می‌دوند.

تا آن هنگام نبض قلبم هم‌چنان برای میهنم می‌زند. چون وطن فقط یک جغرافیا نیست؛ بلکه خاطره‌ها، ریشه‌ها و رویاهای مشترک در آن وطن است که غربت نمی‌تواند آن را از من بگیرد. خدایا! این ماه سپید عید را نشانه بگذار… نشانه‌ای برای بازگشت به خانه، برای دیدن لبخندهای آشنا و برای جشن گرفتن عید در سرزمینی که نامش افغانستان است.

همچنان بخوانید

زنان افغانستان بی‌پناه‌تر از همیشه؛ خانه‌های ناامن‌تراز خیابان

ناموس پندای زنان؛ پوشش مقدس برای مردسالاری

قطع کامل انترنت و شبکه‌های مخابراتی در افغانستان

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: آپارتاید جنسیتیروز عیدزنانمحدودیتمهاجرت
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN