برچسب: طالبان را به رسمیت نشناسید

پایان یک رویا

چطور می‌توان ناگهانی بودن و دور از انتظار بودن یک چیز را بیان کرد؟ شاید باید بگویم مثل انسانی که در آرامش و خلسه‌ای دلنشین فرو رفته باشد و به ...

رویاهای ناتمام شریفه

«می‌خواهم در آینده داکتر شوم، چون سال قبل وقتی مریض شده بودم داکترها و دواخانه‌های کابل از مریضی من پول زیادی درخواست کردند. این موضوع برایم زجر دهنده بود. می‌خواهم ...

کابوس و رویای دخترانه

دستی گلویم را گرفته و محکم می‌فشارد، من زیر بار سنگینی‌اش احساس خفه‌گی می‌کنم، فریاد می‌کشم ولی صدای ندارم که گوش‌های کر قرن بشنوند، اما این‌روزها این دست بر گلوی ...

کابوسی به نام «طالبان»

صبح همان روز کابل حال هوای دیگری داشت. حرف‌ها و خبرهای شنیده می‌شد. ساعت هفت صبح بود. مثل روزهای دیگر با موتر حمله استادان به مسیر مکتب روان بودیم. رادیو ...

صفحه 6 از 8 1 5 6 7 8