اگر چه موضوع طالبان در افغانستان همچنان یکی از چالشهای سیاسی جهان بهشمار میآید، اما نگاه فرافکنانۀ جهان نسبت به آن تغییری نکردهاست. دشواری موضوع برای آمریکا و متحدانش بیشتر جنبۀ حیثیتی دارد تا نگاه واقعبینانه. از یکسو تلاش ناتو به بهانۀ از بین بردن ریشۀ تروریزم و مواد مخدر در افغانستان و از سویی دیگر، هزینههای مالی و جانی بسیار برای برپایی حکومتی جمهوریخواه در افغانستان. جامعۀ جهانی بهخاطر شکست در این پروژه، تحت فشار افکار عمومی کشورهایشان هستند. پاسخگویی به آنها که چرا این همه هزینۀ جانی و مالی؟ اما نتیجۀ امر، تحویل دادن افغانستان به کسانی که ۱۱ سپتامبر بهانۀ حمله به این کشور بود.
تلاشهای بیسرانجام سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، نهادهای حقوق بشر، آمریکا و… برای دیپلماسی و ارتباط با طالبان نتیجهبخش نبوده و به نوعی انفعال در اجلاسها، کنفرانسها و نشستها رسیدهاند. از آن جمله: نشست اخیر در دوحۀ قطر بود. با حاضر نبودن اُبژه یعنی (طالبان) در این نشست و حضور سوژههایی که خود بهگونهای ابژه هستند یا سعی در تطهیر آن دارند. با تمام این تفاسیر، این نشست نیز بدون نتیجه به پایان رسید و تیغ تیز جلاد را از گردن زنان و دختران افغانستان بر نداشت. تنها شعاری که همیشه تکرار میشود: «از کشورهای جهان خواسته میشود تا افغانستان را فراموش نکنند.» باز هم مسألۀ حقوقبشر در افغانستان به فراموشی سپرده میشود و حقوق زنان و دختران را نادیده میگیرند و باز هم آگاهان مسائل سیاسی، تلاشهای جامعۀ جهانی را برای تغییر وضعیت در افغانستان، مشروط به تغییر عملکرد امارت اسلامی میخوانند.
و اما بعد…
بعد از این نشست، آنچه دامن مردم افغانستان را به آتش میکشد این است که نمایندۀ ویژۀ آمریکا برای افغانستان بگوید که کشورش خواستار ایجاد یک روند جدید به رهبری سازمان ملل متحد برای تهیۀ نقشۀ راه به هدف ادغام کامل طالبان در سیستم بینالمللی است. به اعتقاد آمریکا، یک اجماع قوی دربارۀ منافع وجود دارد که هیچ کشوری نمیخواهد شاهد ظهور تهدید و هراسافکنی از افغانستان به دیگر نقاط جهان باشد و همه خواهان بازگشت زنان و دختران به مکتب، دانشگاه، کار و زندگی عمومی هستند.
امروز آمریکا و متحدانش به دنبال سیاست تعامل با امارت اسلامیاند، یعنی هدف از این تعامل چه میتواند باشد؟ آیا نگرانیهای امنیتیشان، آنها را به این تفکر وا داشتهاست؟ یا پاسخگویی به وضعیت افکار عمومی و حقوق بشریشان؟
آمریکا خود گروه طالبان را در نشستهای موسوم به صلح بر سر کار آورد و از همان ابتدا نیز خواهان تعامل با امارت اسلامی بود؛ اما تعاملی مشروط که طالبان باید آنها را بپذیرند. باید بپذیریم که طالبان همیشه تهدیدی برای جهان بودهاست، چه به لحاظ امنیتی و چه مباحث سیاسی دیگر. چیزی که جامعۀ جهانی را وا میدارد تا با طالبان وارد تعامل شوند، دور نگه داشتن طالبان از امنیت و منافع کشورشان است. در این نوع نگاهشان نیز هیچ تغییر اساسی انجام نشده و زندگی سیاسی، اقتصادی و امنیتیشان ایجاد میکند تا زمانی که طالبها شروط اساسی آنها را نپذیرند به گفتوگوهایشان ادامه دهند. این در حالی است که طالبان نیز خواستار انجام شروطی در قبال خودشان از جانب غرب هستند.
در زمانی که جامعۀ جهانی و غرب به دنبال راه تعامل با جنگجویان طالب است، کشورهای همسایۀ افغانستان به هدف جلوگیری از سرازیرشدن موج مهاجران و ناامنی از این کشور، در حال کشیدن حصار یا موانع مرزی با این کشور هستند. ایران و پاکستان که مرز طولانی با افغانستان دارند، شاهد چندین درگیری مرزی با نیروهای طالبان بودهاند، در کنار تنش مرزی با تاجیکستان در شمال. حضور «هزاران نیروی فعال جهادی خارجی» و رابطۀ نزدیک آنها با طالبان، همسایگان را وادار نموده که برای کشورشان «کمربند امنیتی» ایجاد کنند. گروههای جهادی مانند داعش، مواد مخدر، اختلافات ایدئولوژیک روحانیون شیعۀ حاکم بر ایران با طالبان و… آنها را بر این داشته تا این کمربند امنیتی را ایجاد کنند. البته که با در اختیار گذاشتن سفارت و کنسولگریها به طالبان، روابط و تعاملات گستردۀ خود را بهوجود آوردهاند. بر کسی پوشیده نیست که بعضی از شهرهای ایران مرکز آموزش نیروهای طالبان به ریاست ملابرادر در دورۀ جمهوریت افغانستان بوده و از این گروه تروریستی حمایت کرده و میکند، اما ترس و وحشت از این گروه تروریستی را نیز همچنان به دل دارند. پاکستان سیمکشی در مرز ۲۶۴۰ کیلومتری خود را با افغانستان تقریباً تکمیل کردهاست؛ پاکستان همواره تأکید دارد که گروه «تیتیپی» از پایگاههای خود در خاک افغانستان برای انجام حملات در این کشور استفاده میکند، با ذکر این موضوع که مقر اصلی طالبان در چهل سال گذشته، همواره کشور پاکستان بوده و تمام رهبران این گروه تروریستی در این کشور زندگی میکردهاند.
اگرچه مقامهای طالبان تأکید دارند که از خاک افغانستان هیچ کشوری تهدید نخواهد شد و در این زمینه در توافقنامۀ دوحه با آمریکا در مارچ/مارس ۲۰۲۰ هم متعهد شدهاند. اما گزارشها بیانگر ترس و وحشت از سیاست و رفتار طالبان در جهان است. در گزارش ۲۳ صفحهای اخیر کارشناسان سازمان ملل متحد در مورد رابطۀ نزدیک طالبان با گروه القاعده هشدار داده شدهاست. در چند گزارش تحلیلی پیشین کمیته تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل که جمعبندی گزارش کشورهای عضو این شوراست، این موضوع نیز بارها تکرار شدهاست.
در پایان…
ما دُم شیر را باور کنیم یا قسم روباه را؟ در اینکه غرب و جامعۀ جهانی طالبان را یک تهدید میدانند و سعی در کنترل آن دارند شکی نیست؛ در اینکه همسایهها نیز طالبان را تهدید میدانند و در نوار مرزیشان دیوار امنیتی ایجاد میکنند، هیچ شکی نیست. سؤال اینجاست که چرا با تهدید به مثابه فرصت مینگرند؟ چرا چین، روسیه، پاکستان، ایران و… تعاملات گستردۀ تجاری و سیاسی با طالبان برقرار کردهاند و از آنها در برابر جامعۀ غرب حمایت میکنند؟ بهتر نیست که اشتباهات گذشته را تکرار نکرده، آنچه را که میتواند آیندۀ مردم افغانستان بهخصوص زنان و دختران را تهدید کند از بین برد و شرایط را برایشان سخت کرد؟ چرا از سر ناچاری، هر روز عرصۀ میدان را خالی کرده، فضا را بر آنها باز نموده و فرصتهای جدید به آنها میدهند؟ پذیرفتن و تعامل با امارت اسلامی، به منزلۀ میدان دادن به طالبان، تفکرات ایدئولوژیک و باز کردن عرصه برای تندروهای مذهبی خواهد بود. این اتفاق، نهتنها مردم اعم از زنان و دختران افغانستان، بلکه تمام جامعۀ جهانی را تهدید کرده و به ورطۀ نابودی میکشاند.
روایتگری در زمانهی سرکوب؛ نمیخواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو میرفت و با حرکت دست آرایشگر بی رحمانه میبٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...
بیشتر بخوانید


