هرچه به زمان برگزاری نشست دوحه نزدیکتر میشویم، امید برای اینکه این نشست بتواند روزنۀ جدیدی برای بیرون رفت از بحران کنونی افغانستان بگشاید، کمتر میشود. طالبان در این نشست شرکت نخواهند کرد، گروههای جدی مخالف طالبان نیز در لیست دعوتشوندگان حضور ندارند و میان نمایندگان ویژه کشورهایکه در نشست حضور دارند نیز توافق روشنی برسر نتیجه این نشست دیده نمیشود.
درحالیکه امریکا و کشورهای همسو تلاش میکنند برسر تعیین شخصی بهعنوان نماینده ویژه به توافق برسند؛ ظاهراً چین، روسیه و ایران سعی دارند آن را در حد هماهنگکننده تنزیل دهند. دلیل این اختلاف نظر نیز روشن است زیرا طالبان بهعنوان سرطان خشونتزا و تروریست پرور همه کشورها بخصوص منطقه را بشدت نگران کرده است. اما آنچه مایه نگرانی جدی برای مردم افغانستان و بخصوص زنان این کشور تلقی میشود، سکوت همه طرفهای حاضر در نشست دوحه در مورد ارزشهای است که زندگی و حیات مردم افغانستان و زنان افغانستان به آن بستگی دارد.
درحالیکه تمام جهان به وضوح میدانند و میبینند که طالبان زنان را بصورت کامل از حضور در تمامی سطوح اجتماعی در افغانستان حذف کرده اند و آخرین گزارش سازمان ملل صراحتاً میگوید که بیش از ۸۰ در صد زنان حتی برای بیرون رفتن از خانه برای خرید و امور روز مره میترسند، ولی جامعه جهانی بویژه کشورهای مانند آمریکا و غرب اقدام جدی و روشنی را که نشان دهد از حیات اجتماعی زنان افغانستان حمایت میکنند، روی دست نگرفته اند.
سکوت جامعه جهانی در قبال وضعیت زنان افغانستان نشانهای روشنی است که زنان افغانستان نتوانند نسبت به اقداماتی مانند نشست دوحه امیدوار باشند و از آن انتظار امید و گشایش وضعیت جهنمی را که در آن گرفتار هستند، داشته باشد.
هرچند طرفهای حاضر در نشست دوحه بخصوص سازمان ملل با طرفند حمایت شمار محدودی از زنان افغانستان، تلاش میکند که نشان دهد به حمایت از حقوق زنان افغانستان متعهد است، اما این حضور محدود که ظاهراً در نشستهای حاشیهای محدود خواهد بود صرفاً فرصتی برای شنیدن وضعیت زنان از زبان چند زن افغانستان خواهد بود نه چیزی بیشتر از آن.
زنان افغانستان حتی اگر فرصت کامل و کافی نیز داشته باشند، صرفاً میتوانند وضعیت فعلی شان را برای حاضران نشست روایت کنند که فرصت بدی نیست اما سوال این است که آیا جامعه جهانی از وضعیت زنان افغانستان و روزگاری را که طالبان برسر آنان آورده است بی خبرند؟ پاسخ این پرسش منفی است؛ یوناما و چند نهاد بینالمللی دیگر در افغانستان حضور دارند، سازمانهای مدافع حقوق بشر و بصورت مشخص دیدبان حقوق بشر و سازمان عفو بینالملل بار بار وضعیت رقتبار زنان در افغانستان را بصورت مستند گزارش داده اند.
افزون براین، از نخستین روزهای که خبر نشست دوحه بیرون آمد، زنان بصورت فردی و دستهجمعی به انواع مختلف نسبت به این نشست به دلیل غیابت نمایندگان مردم افغانستان بویژه زنان اعتراض کردند. محصول این اعتراضات اگرچه حضور شماری از چهرههای زنان در نشست حاشیهای دوحه شد، اما این هرگز کافی نیست و نمیتواند نگرانی زنان افغانستان را رفع کند.
این نگرانیها بویژه زمانی بیشتر میشود که مردم افغانستان و بخصوص زنان هنوز توافقنامهای دوحه را که سبب بازگشت طالبان به قدرت شد از یاد نبرده اند، در آن زمان نیز از زمان آغاز مذاکرات در سال ۲۰۱۸ تا آخرین روزهای آن زنان افغانستان بار بار نسبت به تصمیمهای اتحاذ شده در دوحه و مشخصا توافقنامه دوحه میان امریکا و طالبان هشدار دادند و از پیامد آن مشخصاً برای زنان افغانستان اظهار نگرانی کردند. اما جامعه جهانی بهکرات به این نگرانیها اطمینانهای واهی دادند؛ نمایندگان جامعه جهانی که آنزمان در کابل حضور داشتند بارها به زنان اطمینان دادند که حقوق آنها و دستآوردهای مشترک مردم افغانستان و جامعه جهانی محفوظ خواهد بود. اما پس از ورود طالبان به کابل دیده شد که همه وعدهها واهی بوده و هیچ ضمانتی برای تأمین حقوق زنان در توافقنامه دوحه درج نشده است.
دردآورتر اینکه پس از آن و در نزدیک به سه سال گذشته، جامعه جهانی به رغم سیاست های زن ستیزانه طالبان وصدور بیش از ۵۰ فرمان برای محدود کردن حقوق وزندگی زنان، کماکان به تعامل با طالبان به بهانهای وخیم بودن وضعیت اقتصادی افغانستان ادامه دادند و عملاً هیچ اعتراضی را نشنیدند.
همه این اتفاقها و رویکرد جامعه جهانی پس از سقوط کابل به دست طالبان باید پیام روشنی برای زنان افغانستان داشته باشد و آن این است که جامعه جهانی زنان افغانستان را قربانی منافع سیاسی کوتاه مدت خود کرده است. بنابراین، زنان افغانستان باید بیش از هر زمان دیگری به این بیاندیشند که راه مبارزه با طالبان با توجه به وضعیت کنونی که زنان فعال افغانستان دارند، اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است.
اکنون زمان آن است که زنان افغانستان همه و در رأس چهرههای شناخته شده زنان برسر یک مانیفیست زنانه توافق کنند و برای عبور از «هفت خوان» طالب و ذهنیت مرد سالارانه در سیاست افغانستان، تمام امید را به خود متمرکز کنند؛ تشکل قدرتمند و تا جای ممکن سراسری را ایجاد کنند و از آدرس قوی، قابل محاسبه و با برنامه، جامعه جهانی و سیاستمداران افغانستان را وادار کنند تا آنها را طرف اصلی در بحران افغانستان ببنند. زنان باید یکبار و برای همیشه به حضور نمایشی و توجیهگرانه در «این و آن» نشست پایان دهند و به حضور معنادار مؤثر در حال و آینده بیاندیشیند وبرای آن راهکاری بیابند.


