نشستهای آغازین دوحه برای افغانستان
اولین اقدام آمریکا برای برقراری مذاکرات صلح در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما صورت گرفت. مقامات واشنگتن در سالهای 2011، 2012 و 2013 چندبار به این اقدام متوسل شده، اما نتیجهای حاصل نشد. موضوع برقراری مذاکرات بینالافغانی پس از انتخاب دونالد ترامپ بهعنوان رئیسجمهور آمریکا در 2017 دوباره مطرح گشت. نمایندگان آمریکا و طالبان در تاریخ 25 فوریه 2019 برای مذاکرات صلح در دوحه برای نخستینبار گردهم آمدند. زلمی خلیلزاد، نمایندۀ ویژۀ آمریکا در امور افغانستان در سپتامبر 2019 از توافق خبر داده و اعلام کرد که منتظر تصویب این توافقنامه از سوی دونالد ترامپ میباشند. در همان روزها بر اثر یک حملۀ تروریستی در کابل، یک سرباز آمریکایی جان باخت و دونالد ترامپ تصویب آن را به حالت تعویق درآورد. مذاکرات بین نمایندگان آمریکا و طالبان در دسامبر 2019 از سر گرفته شد و با اجماع طرفین برای برقراری یک آتشبس موقت با عنوان «کاهش خشونت» به پایان رسید. این مذاکرات در تاریخ 22 فوریه 2020 مجدداً پا گرفت و طرفین پس از 7 روز در 29 فوریه توافقنامۀ صلح امضا کردند.
نخستین نشست مذاکرات صلح افغانستان 12 سپتامبر ۲۰۲۰ با حضور هیئتی از مقامات دولتی در دورۀ جمهوریت، جناحهای مختلف افغانستان و گروه تروریستی طالبان در هتل شرایتون شهر دوحه پایتخت قطر برگزار شد. این آغاز گفتوگوها پس از توافق آمریكا برای خروج از افغانستان بود. در این مذاکرات، طرفین بهمنظور پایان دادن به جنگ طولانیمدت در افغانستان، پیرامون آتشبس و توافقنامۀ سیاسی بحث کردند. مسئولیت رهبری هیئت 21 نفرۀ دولت افغانستان در این مذاکرات را معصوم استانکزی، رئیس سابق امنیت ملی بر عهده داشت و هیئت 21 نفرۀ گروه طالبان به ریاست شیخ مولوی عبدالحکیم بود. عبدالله عبدالله بهعنوان رئیس شورای عالی مصالحۀ ملی، حنیف اتمر معاون وزیر امور خارجه، سید سعادت منصور نادری وزیر دولت در امور صلح و عبدالسلام رحیمی نمایندۀ ویژۀ رئیسجمهور افغانستان در امور صلح از جمله شرکتکنندگان در این نشست بودند. این نشست با حضور مایک پومپئو بهعنوان وزیر خارجه آمریکا و زلمی خلیلزاد نیز بهعنوان نمایندۀ ویژۀ آمریکا برگزار شد. اینهمه برای شکستی مفتضحانه و سقوطی تلخ برای مردم افغانستان بود که دولتمردان جمهوریت، کشور را به طالبان واگذار کردند.
نشست اول دوحه با موضوع افغانستان
پس از سقوط کابل و دوباره روی کار آمدن طالبان، اولین خبر از نشست دوحه برای افغانستان را توماس نیکلسون در یک نشست خبری اعلان کرد. نمایندۀ ویژۀ اتحادیه اروپا برای افغانستان از اهمیت بهبود آمادگیها برای یک نشست سازنده در دوحه خبر داد و گفت: ما در مورد توصیههای ارزیابی مستقل با هدف حفظ حقوق مردم افغانستان، تقویت روابط مثبت با جامعۀ بینالمللی و برقراری صلح پایدار در افغانستان این نشست را برگزار میکنیم. او در صحبتهایش بر اهمیت نشست دوحه برای گفتوگو و تفاهم معنادار در جهت برونرفت از این معضل و برای دستیابی به نتیجهای مثبت تحت رهبری سازمان ملل تأکید داشت.» گفتنی است در اولین نشست فرستادگان ویژه در دوحه که یکم و دوم ماه می 2023، برگزار گردید، هیچ افغانستانی دعوت نشدهبود. در این نشست نمایندگان کشورهای شرکتکننده بر روی سه نکتۀ اصلی توافق کردند: «عدم حمایت از مقاومت مسلحانه در افغانستان، نیاز به تعامل با طالبان و مهیا نبودن شرایط برای بهرسمیت شناختن بینالمللی طالبان بهعنوان دولت قانونی.» پس از ارزیابی مستقل فریدون سینیرلیاوغلو، هماهنگکنندۀ ویژۀ منشی عمومی سازمان ملل متحد در ارزیابی امور افغانستان، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 2721 را در 29 دسامبر 2023 به تصویب رساند و راه را برای نشست آینده دوحه هموار کرد. قرار شد تا نشست دوم دوحه برای افغانستان در تاریخ 18 و 19 فوریه برگزار شود.
نشست دوم دوحه با موضوع افغانستان
اگر چه نشست اول دوحه در ماه می ۲۰۲۳ به میزبانی سازمان ملل دربارۀ افغانستان خروجی چندانی برای مردم و طالبان نداشت، با این وجود، از یکسو مردم افغانستان و از سویی دیگر مقامات طالبان، خواستهها و مطالبات جداگانۀ خود را از نشست دوحه انتظار داشتند. حدود ۱۰ ماه بعد از نخستین نشست سازمان ملل با موضوع افغانستان در دوحه که بدون حضور طالبان و گروههای سیاسی افغانستان برگزار شد، دبیرکل سازمان ملل در روزهای ۱۸ و ۱۹ فوریه ۲۰۲۴ بار دیگر در دوحه میزبان نشستی با موضوع افغانستان با حضور نمایندگانی از ۲۸ کشور شد. طالبان اگرچه در ظاهر رغبت چندانی به نشست دوحه نشان ندادند و مشارکت نکردند، اما تردیدی نیست که مقامات این گروه تروریستی بهخوبی از اهمیت حضور و مشارکت معنادار خود در این گونه فرصتهای کمیاب، واقفاند. مقامات طالبان در گذشته بارها و بارها بر ضرورت حضور نمایندهای از سوی طالبان در نشستهای منطقهای و بینالمللی با موضوع افغانستان تأکید کرده و گفته بودند که هرگونه نشستی دربارۀ افغانستان بدون حضور آنها نمیتواند نتیجه و خروجی مؤثری بهدنبال داشته باشد.
هدف اصلی نشست دوم دوحه در مورد افغانستان، بررسی این موضوع بود که در شرایط روند تعامل افزایشی و صعودی جامعۀ بینالملل با افغانستان، چگونه باید با این مهم روبهرو شوند و کشورهای جهان چه نوع راهبردی را باید در قبال افغانستان طالبانی در پیش بگیرند. همچنین سازمان ملل بهدنبال انتصاب یک نمایندۀ رسمی در امور افغانستان، با مأموریت تعامل بینالمللی با طالبان بود؛ موضوعی که مورد استقبال آمریکا و اروپا قرار داشت اما حکومت طالبان با چنین انتصابی مخالف بود و آن را ضروری نمیدانست. گروه طالبان گفت: با توجه بهوجود دفتر هیأت معاونت سازمان ملل در افغانستان (یوناما)، دیگر نیازی به انتصاب نمایندۀ جدید سازمان ملل در امور افغانستان نیست و بهجای این کار، بهتر است سازمان ملل کرسی افغانستان را به آنها تحویل دهد.
بسیاری از کشورهایی که خواهان یک افغانستان با ثبات و آرام هستند، خواستار تشکیل یک دولت فراگیر در افغانستان با مشارکت اقوام و گروههای مختلف و توجه به حقوق زنان و دختران بهویژه بازگرداندن حق تحصیل و اشتغال به دختران و زنان افغانستان هستند. همچنین آنها انتظار دارند تا طالبان پایبندی به قراردادها و پیمان نامههای رسمی افغانستان با سایر کشورها را داشته باشند. از سوی دیگر، اکثریت مردم افغانستان در عین حال که خواستار بهبود شرایط اقتصادی و معیشتی خود هستند، یکصدا خواهان رفع محدودیتهای اعمال شده از سوی حکومت طالبان در خصوص تحصیل و اشتغال دختران و زنان بهعنوان بخشی از اصلیترین و ابتداییترین حقوق این قشر از مردم هستند. قبل از برگزاری نشست دوم دوحه، گروهی از فعالان حقوق زنان در نامهای به دبیرکل سازمان ملل از او خواسته بودند که در این نشست، موضوع رسیدگی به حقوق زنان و دختران در افغانستان، باید بهعنوان یکی از اولویتها در دستور کار این نشست قرار داشته باشد. در نشست دوم دوحه، متیو میلر سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایالات متحده، توماس وست و رینا امیری، فرستادگان ویژۀ ایالات متحده برای افغانستان شرکت داشتند.
سومین نشست دوحه با موضوع افغانستان
قرار است سومین نشست نمایندههای خاص کشورها در امور افغانستان با میزبانی سازمان ملل متحد به تاریخ اول ماه جولای در دوحه برگزار شود. حالا سؤال این است که دو نشست قبلی دوحه چه نتایجی داشت؟ آیا سومین نشست دوحه خواستهای متقابل جامعه جهانی و طالبان را جهت تفاهم برآورده میکند؟
تا هنوز نقطۀ مشترک میان طالبان و کشورهای غربی مبنی بر تفاهم دیده نشدهاست. در دو نشست قبلی دوحه تلاش شد که یک اجماع، میان کشورهای دخیل در امور افغانستان بهوجود بیاید، اما همچنان به یک نتیجۀ واحد منجر نگردیدهاست. نشست دوم دوحه نشان داد که نقاط مشترک میان طالبان و جامعۀ جهانی بسیار کم است، طالبان تلاش دارند بر اساس باورها و ارزشهای دینی خود که سالها برای آن جنگیدهاند، سیاستهای داخلی و خارجی خویش را تنظیم کنند، اما غرب رادیکالیزم سیاسی و دینی را نمیخواهد. دو ایدئولوژی با دو نوع استراتژی سیاسی و اجتماعی هیچگاه به یک نقطۀ مشترک نمیرسند، مگر اینکه یکی از آنها از مواضع خود عقب بنشیند و راه را برای دیگری باز کند. عمدهترین دلیل عدم موفقیت نشستهای قبلی دوحه نیز در همین نکته است، طالبان به جامعۀ جهانی اعتماد نمیکنند و نسبت به تلاشهای جامعۀ جهانی شکاک هستند و باور دارند که این تلاشها (نشستهای دوحه) در راستای توسعۀ نفوذ غرب در امور افغانستان صورت میگیرد، طالبان معتقدند که جامعۀ غرب بهدنبال آن هستند که جای پای خود را در افغانستان داشته باشند و راه قدرت چانهزنی سیاسی برای خود با طالبان را باز بگذارند. اینهمه درحالیاست که کشورهای همسایه و منطقه از جمله ایران، روسیه و چین به نفوذ غربیها در امور افغانستان هر لحظه به طالبان هشدار میدهند.
آنچه از شواهد پیداست، در برنامههای غرب مسئلۀ حقوق بشر، حقوق زنان و دولت فراگیر مطرح است که این موضوعات از نظر طالبان قابل قبول نیست، اما خواستههای طالبان از سازمان ملل و جامعۀ جهانی این است که آنها را بهرسمیت بشناسند و کرسی سازمان ملل را به آنها واگذار نمایند. از سویی دیگر، صفبندی بلوک شرق و غرب در قبال افغانستان وجود دارد که بلوک شرق، شامل جمهوری اسلامی ایران، چین و روسیه تلاش دارند که آمریکا و متحدانش را از منطقه دور نگه داشته و در چهارچوب منافع منطقهای خود گام بردارند و روابطشان را با طالبان هر روز گستردهتر ساخته و بهدنبال حمایت سیاسی از طالبان می باشند، شاید این یکی از عوامل مهمی باشد که غرب آن را نمیخواهد و این موضوع یک چالش برای نرسیدن تفاهم در نشست سوم دوحه میتواند باشد.
در نهایت…
برگزاری نشستهای دورهای قطر نشان از نوعی کرنش کردن جامعۀ جهانی برای ترمیم روابط با طالبان است. آنها بهدنبال جایگاه و پایگاه ساختن در بین طالباناند، اما فشارهای نهادهای حقوق بشری و فعالین مدنی اجازۀ بهرسمیت شناسی طالبان را از آنها گرفتهاست. جامعۀ جهانی میداند که باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد، برای جنگ با طالبان و تصرف افغانستان، برای هزینههای جانی و مالی که کردهاند، برای ترک افغانستان، برای دوباره روی کار آوردن طالبان و مذاکره با آنها و… طالبان همان گروه تروریستی قبل از سال ۲۰۰۱ هستند، با همان افکار و ایدئولوژی رادیکالی اسلامی. طالبانی که مثل دور اول حضورشان محدودیتها را بر زنان اعمال کردهاند، هر روز ممنوعیت، دستگیری، شکنجه، قتل و کشتار و… در حال حاضر، فقر فرهنگی و اقتصادی در افغانستان بیداد میکند، مردم افغانستان به ستوه آمدهاند، زنان برای احقاق حقوقشان همچنان مبارزه میکنند، کودکان تحصیل را رها کرده و به کارهای شاقه روی آوردهاند، مردان نیز بهخاطر نبودن کار، فقر و تنگدستی و ترس از شکنجه و قتل، زبان در کام گرفتهاند. چگونه است که حالا آمریکا و متحدانش طالبان را پاک میبینند و میدانند دیگر به برجهای دوقلو در کشورشان حمله نمیشود؟ احتمالاً برنامۀ جامعۀ جهانی این است که چشم بپوشد و میز مذاکرات خود را برای بهرسمیت شناسی طالبان باز بگذارد.


