نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

شیما دختری که قربانی تعصب، دسیسه و شریعت گردید

  • نیمرخ
  • 29 دلو 1403
شیما-2

ولایت میدان وردک مرکز نُه گانهٔ ولسوالی‌های این ولایت که در چند قدمی کابل موقعیت دارد، یکی از فضاهای اخم‌آلود کاری برای باشندگان ولایت میدان وردک می‌باشد و شاید برای بعضی‌ها فضایی خوشایند باشد. اما برای سه ولسوالی هزاره‌نشین ( حصهٔ اول بهسود، مرکز بهسود و دای‌مرداد ) مرکزیت این ولایت یکی از بدترین مکان‌هایی است که باشندگان این سه ولسوالی همیشه دعا می‌کنند تا روزی کارشان به اداره‌های این ولایت بند نباشد. در کنار ده‌ها مشکل مردم، این ولسوالی‌ها زمانی که برای کارهای اداری‌شان عازم این ولایت می‌شوند، فاصلهٔ راهی را باید طی کنند که بهتر است کار اداری‌شان را در ادارات کابل طی مراحل نمایند. ولی این ممکن نیست، زیرا قانون سلسله مراتب اداری این امکان را از مردم گرفته‌است. به هر قیمتی که شده صدها توهین، تحقیر را باید به جان و دل خرید و از هفت خان رستم این ولایت گذشت و این فضای بد طینت را ترک کرد، با آن‌که تقریباً ۵۰ درصد نفوس این ولایت را هزاره‌ها تشکیل می‌دهند ولی در تمام ارگان‌های دولتی این ولایت بیشتر از چند نفر انگشت شمار کسی را نخواهی پیدا کرد که در این‌جا به کار گماشته شده باشد. شاید همین موضوع چالش عمده‌ای باشد که مردم هزاره را در این ولایت با مشکلات زیادی رو به‌رو ساخته‌است.
با آن‌که ۹۹ درصد مردم هزارهٔ این ولایت به زبان پشتو آشنایی ندارند، ولی زبان مراسلات و کاغذهای اداری این‌جا به زبان پشتو نوشته می‌شود و صدها پشتون که زبان فارسی را می‌دانند، از روی تعصب قومی خود همراه هزاره‌ها پشتو حرف می‌زنند چه‌بسا زبان پشتوی‌شان را غلیظ‌تر می‌کنند و هم‌چنین زمانی که وارد اداره‌های دولتی این‌جا می‌شوید، هزاران دید نفرت و تعصب نثارت گردیده که خاطرات تلخ را در تمام زندگی‌ات به ارمغان می‌گذارد.
همین دید نفرت و برتربینی و کوچک شماری است که باعث ایجاد ده‌ها مشکل برای مردم ولسوالی سه گانهٔ هزاره‌نشین این ولایت گردیده‌است و زمینهٔ رشد فساد، رشوه، تعصب، توهین، تحقیر و سرگردانی مطالبه‌های غیر انسانی را فراهم کرده و در طول تاریخ، دست دلالان و کمیشن‌کاران و استفاده جویان خودی و غیر خودی هزاره‌ها را تا آخرین حد ممکن نیز بالا نگه داشته‌است و از مردم به‌گونه‌های متفاوت قربانی می‌گیرد.
یکی از قربانیان این عوامل یاد شده، شیما دختر هزارهٔ ولسوالی مرکز بهسود می‌باشد. «شیما » بعد از ختم درس مکتب، درس را در دارالمعلمین حمایوی مرکز بهسود نیز به پایان رساند. او زمانی که در دارالمعلمین درس می‌خواند، هم‌زمان در کنار درس‌هایش، کاری را قبل از ظهرها در کلینیک راقول در نزدیکی‌های خانه‌شان پیدا کرد و مدت چند سال بود که به‌عنوان واکسیناتور در این مرکز صحی وظیفه انجام می‌داد. شیما نامزد داشت و قرار بود در همین نزدیکی‌ها با آمدن نامزادش از ایران عروسی نموده و به خانهٔ بخت‌شان بروند. در اوایل زمستان همین سال، سیمیناری به ارتباط واکسن در ریاست صحت عامهٔ میدان برگذار شد. تمام واکسیناتوران از ولسوالی‌ها خواسته شدند تا سیمینار چند روزه در این ریاست را فرا بگیرند. در همین روزها که شیما بعد از ختم درس، از میدان به کابل می‌رود یکی از کارمندان ریاست صحت عامهٔ میدان وردک که کارمند مافوق شیما در ریاست کارمند و از جامعهٔ پشتون می‌باشد، از ایشان خواهش می‌کند که با او بیاید در ساحهٔ کوته‌سنگی چند لحظه‌ای را در هتل نشسته، چای خورده و قصه کنند.
شیما شاید این دعوت را به‌عنوان همکار قبول کرده باشد ولی این امر غیر ممکن است، چون تا به حال هم وضعیت برخورد اجتماعی که در ولایت میدان وردک حاکم است و نسبت گذشته‌های تاریخی و تعامل اجتماعی که در زمانی «دره میدان» درهٔ مرگ بود، یک انسان هزاره یک انسان پشتون را و بر عکس آن، به دیدهٔ نفرت می‌دید و هیچ امکان ندارد که یک پسر پشتون بر عواطف و احساسات یک دختر هزاره چنان گرم باشد که دعوتش را قبول کرده، در رستوران هتل کنارش نشسته، چای بنوشند و قصه کند، این امکان به‌صورت قطعی غیر ممکن است.
آن‌چه که هویدا است و در بالا ذکر شد، احتمالاً کارمند پشتون ریاست صحت عامهٔ میدان شیما را مجبور کرده که بیاید در هتل و در کنار ایشان چای نوشیده، چند لحظه‌ای قصه کنند. شیما که مجبور شده این دعوت را پذیرفته و یک دختر هزاره در کنار پسر پشتون در کوته‌سنگی در رستورانی نشسته و چای می‌نوشند و قصه می‌کنند. در همین لحظه کارمندان استخبارات طالبان وارد رستورانت شده، هر دو نقر را دستگیر نموده، آن‌ها را به جرم ارتباط نامشروع به زندان می‌اندازد. خانوادهٔ شیما بعد از روزها سرگردانی، ایشان را در زندان طالبان پیدا کرده و هر کاری می‌کنند، نمی‌توانند ایشان را از زندان خلاص کنند و به‌شرط این‌که شیما همان همکار مافوق‌شان را به‌عنوان شوهر قبول کند.
شیما که نامزد داشت و با ایشان نکاح شرعی شده بود، اکنون قربانی تعصب مکان و دسیسهٔ همکار مافوق‌اش گردید و دردآورتر این است که قربانی شریعت طالبانی نیز قرار گرفته‌است. وی باید با همکار مافوق‌اش که صاحب زن و فرزندان نیز می‌باشد ازدواج جبری نماید. سرنوشت زندگی شیما بعد از این به کجا می‌انجامد، معلوم نیست که نیست.

همچنان بخوانید

زنان افغانستان بی‌پناه‌تر از همیشه؛ خانه‌های ناامن‌تراز خیابان

ناموس پندای زنان؛ پوشش مقدس برای مردسالاری

قطع کامل انترنت و شبکه‌های مخابراتی در افغانستان

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: آپارتاید جنسیتیآموزشزنانکارمحدودیت
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید
آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!
روایت

آمر امر به معروف طالبان خطاب به دانشجویان گفت: زنان کشت‌زار شمایند!

29 ثور 1403

برنامۀ ترویج تفکر طالبانیسم بین جوانان و محصلین. هم‌چنان؛ نگران آن است که واقعاً این خزعبلات و برنامه‌ها، فکر محصلین را مغشوش کرده و در ذهن آن‌ها جای گیرد‌. اگر این برنامه عملی شود؛ جوانان...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN