دلافروز
دانشگاهها و دیگر مراکز علمی از بدو تأسیس، به هدف آموزش و پرورش نسلی باسواد و آگاه پایهگذاری شدهاست. افراد تحصیل کرده باید بتوانند در جامعۀ امروز که بهعنوان دهکدۀ جهانی از آن یاد میشود زندگی کنند. یعنی بتوانند شیوۀ درست زیستن و برقراری ارتباط اجتماعی را بیاموزند.
در عین حال؛ چون این مراکز از اعتبار علمی و آکادمیک برخوردار هستند، خاستگاه رهبران و مدیران فردای جامعه محسوب میشوند. شبهات علمی، تحقیقات و کشفیات، نوآوریها و شیوۀ مدیریت و… امروزه از دانشگاهها و دیگر مراکز علمی رقم میخورد. این امر جایگاه، اهمیت و ارزش این مراکز را نشان میدهد. در این مقدمه تأکیدی بر اهمیت دانشگاهها و مراکز علمی و یادآوری جایگاهشان بود.
امروز در دانشگاههای افغانستان چه میگذرد؟ چه چیزی در خور نسل فردای جامعه داده میشود؟ آیا سیستم آموزشی و مواد درسی دانشگاههای امروزی افغانستان پاسخگوی زندگی در عصر هوش مصنوعی و تکنولوژی هست؟
” هفتهای چندبار درسهای ما را از نصف درس اول تعطیل کرده و همۀ محصلین را در سالن اجتماعات جمع میکنند. به ما میگویند که آمر امر به معروف سمینار دارند و همه باید حاضر شوند. اگر محصلی حاضر نشود، غیر حاضر محسوب میگردد. دروازۀ دانشگاه از شروع سمینار و جلسۀ ارشادی بسته شده و هیچکسی حق بیرون رفتن ندارد.” این نقل قول مستقیم دانشجوی یکی از دانشگاههای خصوصی در کابل است.
او میگوید: در کنار اینکه چند کریدیت به سیستم درسی ما تحت عناوین (ثقافت) اضافه کردهاند. حتی استاد درست ندارند و از همین مولویها و عالمان دین میآیند و ۹۰ دقیقه را داستانهای افسانهگونه از تاریخ اسلام نقل میکنند. هفتهوار یکی از آمرین امر به معروف تحت عناوین مختلف سمینار برگزار میکند. در این سمینارها، سخنرانی و حرفهای مولوی امر به معروف کشیده میشود به مسئلۀ زنان و دختران.
“همین دیروز در وسط صنف درسی ما آمدند و برای ما گفتند: درس را تعطیل کنید که آمر امر به معروف سمینار ارشادی دارد. بیشتر از نصف سخنرانی مولوی مربوط زنان و دختران میشد. او گفت: زنان کشتزار شمایند، هر قسم میخواهید از آنها استفاده کنید، همۀ شما باید مدیریت زمین و کشتزار خود را داشته باشید، نباید از کنترلتان خارج شوند. زنان باید مطیع مردان باشند. این گفتهاش را مستند به یکی از آیههای قرآن کرد که چندبار خواند، اما از پیشش اشتباه شد، آخرش هم من دقیق نفهمیدم کدام آیه و با چه مضمونی بود!”
محصل از آیندۀ تحصیلیاش نگران بود. او میگوید: ما جوانان با این آموزهها و داستانهایی که به خورد ما داده میشود، چگونه تفکر انسان قرن ۲۱ را داشته باشیم؟ “در یکی از سخنرانیهای قبلیاش هم چنین گفتهبود؛ اکثر مردان در دوران جمهوریت بیغیرت شدهاند. زنان و دخترانشان را با لباسهای کفری و غربی اجازۀ بیرون رفتن میدادند. به بهانۀ درس و کار روزانه با صدها مرد نامحرم همصحبت میشدند. (دختران وقتی به خانۀ بخت میرود باید کاغذپیچ باشد) با این جملۀ مولوی تعدادی از محصلین خندیدند. اما او ادامه داد: با آمدن امارت اسلامی الحمدالله غیرت از دست رفتۀ مردان و عفت زنان برگشت. مردان نباید هرگز اجازه دهند که زنانشان و خواهرانشان از تلفن استفاده کنند. اگر هم استفاده میکنند اصلاً چرا شمارۀ یک نامحرم به بهانۀ همکار و همصنفی در تلفنشان باشد. زنان و دختران را همین گوشیها خراب کرده؛ شما اگر غیرت دارید باید زنان و دخترانتان را که چند روز مهمان شماست کاغذپیچ نگهداری کنید تا خانۀ بخت بروند. در ادامه هم چند داستان افسانهگونه از تاریخ اسلام نقل میکند که بیشتر گفتههایش را توجیه کند.” این محصل با آنکه در سالهای آخر درسهای دانشگاهیاش قرار دارد، میگوید: در دانشگاه و یک مکان علمی و آکادمیک، هفتهای چندبار این چنین حرفها برای ما تلقین میشود. او این را یک برنامه میداند. برنامۀ ترویج تفکر طالبانیسم بین جوانان و محصلین. همچنان؛ نگران آن است که واقعاً این خزعبلات و برنامهها، فکر محصلین را مغشوش کرده و در ذهن آنها جای گیرد. اگر این برنامه عملی شود؛ جوانان تحصیل کرده و دانشگاهی با تفکر طالبانیسم به بار میآیند.


