نیمرخ
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
EN
حمایت مالی
نیمرخ

بهترین راه برای شکستن تابوی قاعدگی آموزش است

  • نیمرخ
  • 8 جوزا 1401
قاعدگی

مصطفی بهین

«۲۸ می» روز جهانی قاعدگی  (پریود) است، این روز را کشورهای جهان برای آگاهی‌دهی و شکستن تابوی قاعدگی نام‌گذاری کرده‌اند تا در این روز گفتمان در بین زنان و اجتماع شکل بگیرد و در راستای کمک و آگاهی‌دهی آن قدم بردارند. قاعدگی یا عادت ماهانه که به آن پریود، رگل و حیض هم می‌گویند به خونریزی دوره‌ای رحم که در واقع خروج خون و قطعات ریزش یافتهٔ داخلی رحم می‌باشد، گفته می‌شود. عادت ماهیانه خونریزی ماهانه از رحم بانوان است. اکثر دوره‌های قاعدگی بین ۳ تا ۵ روز طول می‌کشد. چرخهٔ قاعدگی در واقع دگرگونی فیزیولوژیکی است که در زنان بارور جهت تولید مثل جنسی رخ می‌دهد و هر ماه یک تخمک بالغ شده و آمادهٔ پروردن جنین می‌گردد. در این زمان اندک‌اندک بافت رحم نیز آمادهٔ نگهداری جنین می‌شود. اگر القاح انجام نشود، تخمک دفع شده و بافت پوششی رحم ریزش می‌کند. مدت خونریزی قاعدگی معمولاً ۳ تا ۵ روز به درازا می‌کشد، اما میان ۲ تا ۸ روز نیز می‌تواند اتفاق بیفتد، حجم میانگین خونریزی در هر چرخهٔ ماهانهٔ قاعدگی ۳۵ میلی‌لیتر است. در فارسی به دوران خونریزی ماهانه دَشتان گفته می‌شود و اخیراً فرهنگستان، از این واژه برای برساختن واژگان دُش‌دَشتانی(دیس منوره) و بی‌دَشتانی(آمنوره) بهره برده‌است.

در اکثر جوامع سنتی بازخورد با این اتفاق هنوز تابو است و خانواده‌ها در این مورد به دختران‌شان آموزش نمی‌دهند، در برخی از موارد حتی مادران، از حرف زدن در مورد قاعدگی می‌شرمند و با دخترانشان تا روزی که اتفاق بیفتد، حرف نمی‌زنند.

در اکثر کشورهای غربی برای خانم‌های کارمند، ماهانه چند روز را برای رخصتی قاعدگی در نظر گرفته‌اند و وارد رخصتی‌های رسمی آن کشورها شده‌است. اما در افغانستان هنوز هم تابو است و حرف زدن در مورد آن یکی از شرم‌آورترین چیزهایی است که هیچ‌کس دوست ندارد در موردش حرف بزند. در اکثر خانواده‌ها، حتی مادران به‌گونهٔ درست آگاهی ندارند تا به دختران‌شان معلومات بدهند.

راحله در مورد اولین تجربه‌اش از قاعدگی می‌گوید: ” اولین تجربهٔ پریود شدن برای من بسیار وحشتناک بود، با آن‌که از قبل در این مورد آگاهی داشتم؛ اما باز هم روبه‌رو شدن با واقعیت آن برایم دشوار بود، حس بدی داشتم، حس ترس آمیخته با شرم و وحشت، خریدن نوار بهداشتی برایم تابو بود و جرأت نمی‌کردم نوار بهداشتی بخرم. در اولین پریود‌ شدن، آن‌قدر ترسیده بودم که گریه کردم؛ اما جرأت نکردم به مادرم چیزی بگویم. با آن‌که از قبل آگاهی داشتم، در آن لحظه همه را فراموش کردم و با سراسیمگی نمی‌دانستم در بدنم چه اتفاقی افتاده است. حالا که از آن اتفاق نزدیک به یازده سال می‌گذرد، خانواده و مکتب‌ام را مقصر می‌دانم، چرا که در این مورد برایم بیشتر نگفته بودند. اگر آن‌ها برایم از قبل کمک می‌کردند، واقعیت پریود شدن برایم حل شده بود و من هم دچار آن وحشت و حالت روحی بد که تا چند روز جرأت بیرون شدن از خانه را نداشتم برایم دست نمی‌داد، هنوز هم یادآوری از آن روز برایم تلخ است.”

زنان در دوران قاعدگی در خانه‌شان از سوی شوهر و اعضای فامیل‌شان درک نمی‌شوند و تغییرات هورمونی که باعث می‌شود زنان در دوران قاعدگی پرخاشگر و عصبانی شوند را کسی درک نمی‌توانند و آن را یک چیزی مربوط زنان می‌دانند که حرف زدن در مورد آن و درک کردن شخص را لازم نمی‌دانند، با تمام این موارد زنان مجبور است کارهای روزمره را بدون هیچ کم و کاستی انجام بدهد.

مرضیه خانم ۳۷ ساله که هنوز پریود شدن برایش وحشتناک است، می‌گوید:” وقتی پریود می‌شوم با درد و فشار روحی که روبه‌رو می‌شوم باز هم مجبورم کارهای خانه را انجام بدهم، بارها اتفاق افتاده که از شدت درد کمر بی‌هوش شدم و باز هم مجبور شدم لباس بشویم، شوهرم هم حتی به‌رویش نمی‌آورد که چه اتفاق افتاده. بارها کوشش کردم در مورد آن با شوهرم حرف بزنم؛ اما او از شنیدنش فرار کرده‌است.”

نرگس دختری که اولین‌بار با ترسیدن از لمس بدنش توسط یک پسر جوان پریود شده” تا ۱۵ سالگی پریود نشده بودم، یک روز تابستان وقتی بیرون می‌رفتم. در داخل کوچه هیچ‌کس نبود و ناگهان یک پسر روبه‌رویم ظاهر شد و بدنم را لمس کرد، با آن‌که ترسیده بودم مقاومت کردم. او سیلی محکم به صورتم زد و داخل کوچه هم هیچ‌کسی نبود تا کمکم کند، ناگزیر فرار کردم و به خانه آمدم. یک ساعت بعد دستشویی رفتم و دیدم که لباس زیرم خونی است. خیلی نگران شدم، رفتم به مادرم قصه کردم که امروز چه اتفاقی افتاد، مادرم دقیق پرسید که خون چگونه‌است و بعدش فهمید به‌خاطر این‌که ترسیده بودم پریود شدم. از چهرهٔ مادرم فهمیدم که ناراحت شده، برایم گفت که نباید کسی خبر شود و خواهر بزرگم برایم نوار بهداشتی آورد و طرز استفادهٔ آن را نشانم داد.”

شکریه دختر ۲۵ ساله اولین خاطرهٔ قاعدگی‌اش را این‌گونه قصه می‌کند” صنف هشتم مکتب بودم که متوجه شدم شلوارم خیس شده، اول فکر کردم ناخودآگاه ادرارم ریخته‌است، وقتی خانه رفتم دیدم که خون است، وحشت کردم و نمی‌توانستم با کسی در میان بگذارم. به‌خاطر این‌که نمی‌دانستم چه‌کار کنم، مجبور شدم با شرم و اکراه به مادرم بگویم. مادرم چند تا تکه برایم آورد و گفت که بعد از این نباید با پسران حرف بزنی و بخندی؛ چون جوان شدی. مدت‌ها فکر می‌کردم که این خون چه ربطی به حرف زدنم با پسرها دارد. با آن‌همه به‌خاطر آن‌که نماز نمی‌کردم خوشحال بودم، ولی بعد از هر دورهٔ قاعدگی مادرم مجبورم می‌کرد تا نماز قضایی بخوانم، این برایم اذیت کننده بود.”

جدا از این همه، در مراکز بهداشتی هم قاعدگی هنوز تابو است، کسانی‌که برای خرید نوار بهداشتی مراجعه می‌کنند. مسئول دواخانه‌ها، نوار بهداشتی را در خریطه‌های سیاه به دست مشتری می‌دهند و در اکثر موارد خانم‌ها از خریدن آن می‌شرمند و بچه‌های کوچک‌شان را برای خرید می‌فرستند. کمتر کسی حاضر می‌شود در این مورد با خانواده و دوستانش صحبت کند، حتی این پدیده برای دختران که اولین بار پریود می‌شوند؛ وحشتناک است. به‌خصوص زمانی‌که از قبل هیچ‌گونه آگاهی در مورد عادت ماه‌وار و نشانه‌های آن نداشته باشند. در خیلی از موارد زنانی که پریود می‌شوند را نجس می‌دانند و می‌گویند: باید پاک شود. یا مثلاً می‌گویند: وقتی که پاک شدی باید نماز بخوانی.

همچنان بخوانید

ناآگاهی و شرم از قاعدگی سلامت زنان را تهدید می‌کند

پریود و حس حقارت

روز جهانی دختر و سه معضل بزرگ دختران در افغانستان

موضوعات مرتبط
کلمات کلیدی: پریودقاعدگی تابو نیست
به دیگران بفرستید
Share on facebook
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
حمایت مالی
دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به دیگران بفرستید
Share on facebook
فیسبوک
Share on twitter
توییتر
Share on telegram
تلگرام
Share on whatsapp
واتساپ
پرخواننده‌ترین‌ها
روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد
روایت

روایت‌گری در زمانه‌ی سرکوب؛ نمی‌خواهم جهان فقط آمارها را به خاطر بسپارد

19 دلو 1404

نفس عمیقی کشیدم؛ چشمانم توان دیدن بریده شدن موهای قشنگم را نداشت؛ قیچی آهنیِ سرد، لای گیسوانم فرو می‌رفت و با حرکت دست آرایش‌گر بی رحمانه می‌بٌرید، لنگر موهای بریده شده را روی شانه هایم...

بیشتر بخوانید
دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان
گزارش

دشوار‌ترین روزهای زندگی زنان افغانستان تحت سلطۀ طالبان

19 حوت 1402

کارکرد جامعۀ جهانی و سازمان ملل در این مدت تنها به پخش و نشر اعلامیه‌ها خلاصه شده و هیچ دردی از زن افغانستان مداوا نکرده‌است. آن‌چنان که می‌بایست و زنان افغانستان حمایت نشدند و جامعۀ...

بیشتر بخوانید
مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری
روایت

مبارزه‌ای که از خانه آغاز شد؛ تجربه‌ی زیسته از مردسالاری

10 جدی 1404

من در این باور تنها نبودم. خواهرانم نیز همین‌طور فکر می‌کردند. مادرم هم همین‌طور. وقتی در ملی‌بس یا در موترهای لینی بالا می‌شدم و کنار یک زن غریبه می‌نشستم، معمولا بعد از چند جمله‌ی ساده،...

بیشتر بخوانید

فراخوان همکاری؛
رسانه نیمرخ بستر برای روایت زندگی، چالش‌ها و مبارزات زنان و جامعه +LGBTQ است.
ما به دنبال مطالب هستیم که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تلخ، امیدها و جریان‌های مقاومت و مبارزات آزدی‌بخش شما از زندگی تحت حاکمیت طالبان باشد.
نوشته‌ها و آثار خود را در قالب متن، صدا، تصویر و ویدیو برای ما ارسال کنید. ارسال مطالب

  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Menu
  • درباره ما
  • تماس باما
  • حمایت مالی
Facebook Youtube Instagram Telegram

۲۰۲۴ نیمرخ – بازنشر مطالب نیمرخ فقط با ذکر کامل منبع مجاز است.

هیچ نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج
  • گزارش
  • روایت
  • گفت‌وگو
  • تحلیل و ترجمه
  • چندرسانه‌ای
    • ویدیو
    • عکس
    • پادکست
  • بیشتر
    • زنان و مهاجرت
    • روایت‌رنگین‌کمانی‌ها​
    • صلح و امنیت
    • ترجمه
    • فرهنگ و هنر
    • نخستین‌ها
EN